pour down


معنی: فرو ریختن
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

فرو ریختن (فعل)
founder, cave, disintegrate, crumble, collapse, pour down, fall in, fall to pieces, tumble down

پیشنهاد کاربران

شدید باران باریدن ( به مقدار زیاد )
sun pours down
⁦✔️⁩باریدن شدید باران
[Bad Weather]
[Collocation]
1 ) the rain falls/​comes down ( in buckets/​sheets ) /pours down
2 ) ( North American English ) pour ( down ) / ( British English ) pour ( down ) with rain
جریان یافتن به سمت پایین
جاری شدن
به سمت پایین اومدن
سرازیر شدن
و حتی فراگرفتن
Let all the heat pour down
میشه اینجور ترجمه کرد: بذار ( اجازه بده ) گرما تمام بدنت ر فرابگیره یا بذار کل گرمای وجودت به سمت پایین سرازیر بشه


باران شدید که اگر خواسته باشیم به ترتیب شدت باران بگوییم از ضعیف به قوی ترین حالت میشود

shower
heavy rain
pour down
torrential rain
flood
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما