already

/ɒlˈredi//ɔːlˈredi/

معنی: قبلا، پیش از این
معانی دیگر: از پیش، از قبل، تا حالا، هم اکنون، همین حالا، فعلا، به نقد، به این زودی، همانگاه، همان وقت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: by or before this time or that time; previously.
مترادف: previously

- I don't feel like watching that movie because I've already seen it.
[ترجمه یحیی اسد] حس تماشای این فیلم را ندارم زیرا آن را قبلا دیده ام.
|
[ترجمه محمد م] من علاقه ای به دیدن آن فیلم ندارم زیرا من قبلا آن را دیده ام .
|
[ترجمه samir_8203] حسش نیست این فیلم رو ببینم چون قبلا دیدم
|
[ترجمه آرین بایرام پور] من دوست ندارم این فیلم را ببینم ، چون قبلا آن را دیده ام
|
[ترجمه LOL LOVER] دوست ندارم دوباره این فیلم رو ببینم چون قبلادیدمش
|
[ترجمه Elahe] فکر نمیکنم علاقه داشته باشم که این فیلم را ببینم، چون آن را قبلا دیده ام
|
[ترجمه محمد حسین] من علاقه ای به دیدن این فیلم ندارم چون آن را قبلا دیده ام
|
[ترجمه ترگمان] دلم نمی خواهد این فیلم را ببینم، چون قبلا آن را دیده بودم
[ترجمه گوگل] من احساس تماشای این فیلم را احساس نمی کنم زیرا قبلا آن را دیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- By the time I reached the station, the train had already left.
[ترجمه سعید] همان لحظه که به ایستگاه رسیدم، قطار رفته بود.
|
[ترجمه samir_8203] قطار قبل از اینکه من به ایستگاه برسم رفته بود
|
[ترجمه mohammadali] قبل از اینکه به ایستگاه برسم، قطار رفته بود.
|
[ترجمه امیربهنام] وقتی به ایستگاه رسیدم قطار قبلش آنجا را ترک کرده بود.
|
[ترجمه ترگمان] وقتی به ایستگاه رسیدم، قطار از پیش رفته بود
[ترجمه گوگل] در آن زمان به ایستگاه رسیدم، قطار قبلا رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: from an earlier time.

- I already have a good coat, so I don't need another one.
[ترجمه A.A] فعلا که یک کت خوب دارم ، پس به یکی دیگه نیاز ندارم
|
[ترجمه nm] فعلا من یک کت خوب دارم, پس به یکی دیگه نیاز ندارم
|
[ترجمه مرتضی] من همین الان هم ( الانشم ) یه کت خوب دارم، بنابراین به یکی دیگه نیازی ندارم.
|
[ترجمه samir_8203] یه کت خوب از قبل دارم نیازی به ( خریدن ) یکی دیگه نیست
|
[ترجمه ترگمان] من یه کت خوب دارم، پس یکی دیگه هم لازم ندارم
[ترجمه گوگل] من قبلا یک کت خوب دارم، بنابراین من به یکی دیگر نیاز ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I already knew what I wanted, so I was ready to order.
[ترجمه ترگمان] قبلا می دانستم که چه می خواهم، بنابراین آماده بودم که سفارش بدهم
[ترجمه گوگل] من قبلا می دانستم که چه میخواهم، بنابراین آماده بودم که سفارش بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: so soon.
متضاد: finally

- Are you done with your work already?
[ترجمه Ho3in] آیا قبلا"کار خود را تمام کرده اید؟
|
[ترجمه سمن زنجانی] کارات رو انجام دادی؟
|
[ترجمه ترگمان] کارت با کارت تموم شد؟
[ترجمه گوگل] آیا قبلا با کار خود کار کرده اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. he had already seen the name somewhere in his readings
ضمن مطالعات خود قبلا این نام را در جایی دیده بود.

2. i had already thought of this problem
از پیش فکر این مسئله را کرده بودم.

3. i have already drafted two chapters of the book
من تاکنون دو فصل از کتاب را چرک نویس کرده ام.

4. i have already placed my order
قبلا سفارش خود را داده ام.

5. i have already registered for this class
من قبلا برای این کلاس نام نویسی کرده ام.

6. she had already braced herself for her father's criticism
از پیش خود را برای سرزنش پدرش مهیا کرده بود.

7. she had already intimated her disapproval
او قبلا مخالفت خود را به طور ضمنی اعلام کرده بود.

8. she has already taken all of her electives
او قبلا همه ی دروس اختیاری خود را برداشته است.

9. they had already saddled and bridled mehri's horse
اسب مهری را از پیش زین و لگام کرده بودند.

10. you are already two days late
همین حالا هم دو روز دیر کرده اید.

11. i fear i have already made enough mistakes
نگرانم که هم اکنون به اندازه ی کافی اشتباه کرده ام.

12. i have enough headaches already
فعلا به اندازه ی کافی دردسر دارم.

13. like as not, he's already dead
متحملا تاکنون مرده است.

14. the liberals' opposition had already been discounted
مخالفت لیبرال ها از پیش محاسبه شده بود.

15. i can't do it; i already have too much on my plate
نمی توانم آن کار را بکنم (چون) حسابی سرم شلوغ است.

16. when i arrived, he had already gone
وقتی که وارد شدم او (قبلا) رفته بود.

17. she was remembering them what they already knew
آنچه را که قبلا می دانستند به آنها یادآوری می کرد.

18. those who had arrived first had already pegged out some of the best lands
آنان که اول سر رسیده بودند قبلا برخی از بهترین زمین ها را مرز بندی (تصاحب) کرده بودند.

19. when she arrived, the children were already in bed
وقتی وارد شد بچه ها دیگر در رختخواب بودند.

20. you should not duplicate what has already been done
شما نباید کار انجام شده را تکرار کنید.

21. he is a careless driver and has already had several accidents
او راننده ی سر به هوایی است و تا به حال چندین تصادف کرده است.

22. he is only 75, but he is already doting
او فقط 75 سال دارد ولی از حالا خرف شده است.

23. process for their appearance in court has already been issued
ورقه ی احضار آنها به دادگاه قبلا صادر شده است.

24. she is so choosy that she has already turned down five suitors
او آن قدر مشکل پسند است که تاکنون پنج خواستگار را رد کرده است.

25. when their cavil ended, the train had already left
هنگامی که محاجه ی آنها تمام شد ترن رفته بود.

26. he is a person whose counsel we had already heard
او کسی است که رهنمودهای او را قبلا هم شنیده بودیم.

27. when i discovered my own deception it was already too late
وقتی به گول خوردگی خود پی بردم که کار از کار گذشته بود.

28. she spent half an hour browsing through the chapter he had already read
او نیم ساعت فصلی را که قبلا خوانده بود جسته گریخته مرور کرد.

29. He's already in training for the big race against Bailey.
[ترجمه ترگمان]او در حال تمرین برای مسابقه بزرگ در برابر بیلی است
[ترجمه گوگل]او در حال تمرین برای مسابقه بزرگ علیه بیلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. I've only worn this jumper twice, and it's already begun to bobble.
[ترجمه ترگمان]من فقط دو بار این جهنده را پوشیدم، و تازه شروع به این کار کرده ام
[ترجمه گوگل]من فقط دو بار این بلوز را پوشانده ام، و در حال حاضر آن را شروع کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قبلا (قید)
heretofore, beforehand, already, formerly, erstwhile, erst, supra

پیش از این (قید)
heretofore, already, hitherto, erenow

تخصصی

[فوتبال] پیش از این-قبلا
[ریاضیات] درگذشته، قبلا، اکنون

به انگلیسی

• previously, before a certain time
if something has already happened, it has happened before the present time.
you also use already to indicate that something happened earlier than expected.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیقبلا، پیش از اینمعانی متفرقهاز پیش، از قبل، تا حالا، هم اکنون، همین ...بررسی کلمهقید ( adverb ) • ( 1 ) تعریف: by or before this time or that time; previously. • مترادف: pr ...جمله های نمونه1. he had already seen the name somewhere in his readings ضمن مطالعات خود قبلا این نام را در جایی ...مترادفقبلا ( قید ) heretofore, beforehand, already, formerly, erstwhile, erst, supra پیش از این ( قید ) ...بررسی تخصصی[فوتبال] پیش از این-قبلا [ریاضیات] درگذشته، قبلا، اکنونانگلیسی به انگلیسیpreviously, before a certain time if something has already happened, it has happened before the pres ...
معنی already، مفهوم already، تعریف already، معرفی already، already چیست، already یعنی چی، already یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف a، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف a، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف a، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف a
کلمه بعدی: already then
اشتباه تایپی: شمقثشیغ
آوا: /آلردی/
عکس already : در گوگل
معنی already

پیشنهاد کاربران

پیشنون
pišnun
پیش نون ( حالا، در واژه ی اکنون )
We use already to say that something happened sooner than expected. چه در گذشته و چه در حال
دیگر، دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، ( بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی )
he has already drunk the juice
تا حال. تا کنون
در بعضی مواقع و جمله ها معنی همانا هم میدهد.
باید کلمات را به صورت جداگانعه ای درک کرد با حفظ ترجمه کلمات نمیتوان منظور فرد یا جمله را فهمید بلکه بسیار راحتتر و محتملترین معانی رو باید در جمله به کار برد یا معنی کرد.
قبلا" مثال: she has already graduated
در ساختار subject have\has already pp . . . . . 0 استفاده میکنیم برای گفتن اینکه خودمان یا فرد یا افراد دیگری قبلا کاری را انجام داده اند یعنی در گذشته , و در اینجاalready را ( قبلا ) معنا می کنیم , و لی در جاهای دیگر already در اخر جمله می اید و به معنای ( در حال حاضر ) می باشد مثال : . they have already read the book و. He has already worked at the factory
از الانِش
بهترین معادل فارسیش همون قبلا.
که بعد از have. Has. Had. میاد
Before
هنوز
در حال حاضر
they are already healthy = آنها در حال حاضر سالم هستند.
قبلا
تا اونوقت
مثلا : He will alreday have eaten when his freinds arrive.
دیگر
دیگه ( محاوره )
We use already to emphasise that something was completed before something else happened. It is often used with the present perfect or past
At an ealier time
سریع . اماده شدن
It is alreday made
تا الان ، تاکنون
before = already برای اینکه - همچنان
دیگر، دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، ( بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی )

تاحالا
پیشتر ، زودتر ، قبل تر
همین الانشم
به نظر من

already= before new
we got there at ten but Martin had already left
ما ساعت ده اونجا رسیدیم ولی مارتین قبلا رسیده بود
before. . . .
پیشاپیش
در حالت کنونی
آن موقع، آن زمان، آن هنگام، اینک، هم اینک
همین الان
به نظر من "تازه" بهترین معنی برای این لغت هست. چند مثال آورده شده در بالا رو با این روش ترجمه میکنم مقایسه کنید
I don't feel like watching that movie because I've already seen it.
حس تماشای این فیلم را ندارم زیرا آن را قبلا= تازه دیده ام. تازه در اینجا از لحاظ زمانی هست نه نو بودن یک کالا
By the time I reached the station, the train had already left.
قطار تازه رفته بود.


before now

already اگر در جملات حال کامل بکار روند به معنی before you expected است. یعنی قبل از اینکه شما انتظار داشته باشید.
مثال: What time is he coming?
او چه ساعتی می رسد؟
he has already arrived.
او رسیده است. ( قبل از اینکه انتظارشو داشته باشی )
مثال
she has already gone to bed.
او به رختخواب رفته است. ( قبل از اینکه من انتظارشو داشته باشم )
( At an earlier time ( soon
دو تا معنی اصلی دارد. "قبلا" و "بالاخره" که البته معنی اول کاربرد بیشتری داشته و معنی دوم در گفتگوهای روزانه به کار می رود. مثلا "بالاخره اومدی؟"
در حال حاضر
همین الانشم / دیگه
همین حالا هم
همین الآن هم
پیشاپیش
از قبل
همین طوری هم
تا همین حالا هم
تا همان زمان هم
همینگونه نیز
You are already perfect.
تو همینگونه نیز کاملی.
همان دم
اینک
دیگر

اگر میخواهد این لغت رو معادل فارسی کنید خیلی دقت کنید چون معانی متفاوتی دارد
۱ در زمان حال کامل و زمان های گذشته درجملات سوالی اگر قبل از فعل بیاید دوتا معنی معادل میتوان در نظر گرفت “قبلا” و “از قبل”
۲در زمان حال کامل و زمان های گذشته در جملات سوالی اگر اخر جمله بیاید معنی “به این زودی”میدهد
۳در زمان حال ساده اگر قبل از قید مکان بیاید معنی “از قبل”میدهد
۴ در زمان حال ساده و حال استمراری در جملات سوالی معنی
“از ( همین ) الان میدهد و لحن تعجبی است 😳
5در زمان حال ساده اگر مربوط به ساعت باشد معنی “به این زودی”میدهد و باز هم لحن تعجبی است 😳 ویا “تا همین جاش”
6در زمان حال ساده در جملات امری دو معنی میدهد
“تا همین جاش”و از ( همین ) الان “و لحن طوری است که از انجام دادن یا ندادن یک کاری توسط شخصی دیگر صبرتون رو از دست دادید😡
مثال )
1 enough already!I heard you the first time
2 just ask him already
امیداوریم دیگه روی معادل فارسی این لغت سر درگرم نشید 🙂❤️
At an ealier time

Soon
●تاکنون, قبل این

● همین تازه، همین الانه
Would you drink tea?
No, thanks, i already have one.

● همین الانشم
Hurry up, we're already late.

●هنو هیچی نشده
Have you eaten all that food already?


تا کنون
به همون زودی
می تواند در present perfect استفاده شود و معنی Sooner than expected بدهد.
قبلا، پیش از این

He loved his wife dearly
INFORMAL
NORTH AMERICAN
used after a word or phrase to express impatience
بعد از کلمه یا اصطلاحی به کار میرود - استفاده میشود برای بیان بی حوصلگی، بی صبری، بی طاقتی.


Out already
دِ برو بیرون دیگه!

Just stop already!
بس کن دیگه! ( حوصلم رو سر بردی )
Come on already
بیا دیگه
زود باش دیگه

ازقبل، پیش از این، قبلا، فعلا، همین حالا هم
Already? به این زودی
already در انتهای جمله برای بیان تاکید یا نشون دادن تعجب به کار میره.
از قبل
If you know london already
اگر از قبل لندن را می شناسید
can we go already: میشه دیگه بریم؟ ( تا الآن باید می رفتیم ولی حالا که نرفتیم دیگه الآن بریم )
اینک
در حالت
Be already doing
برای حالتی استفاده میشه که کاری رو که فکر می کردیم بعدن انجام بشه همین الآن داره انجام میشه.
I'm already doing my homework: همین الآنش هم دارم تکلیفم رو انجام میدم.
دوستان گرامی، دو تا معنی مهم داره ( معانی مختلفی داره ) :
● همین الان هم
● از قبل ( این با "قبلا" فرق داره دوستان، خیلی جاها مثل همن اما خیلی جاها هم نه، در واقع برای "قبلا" ای که تا همین الانم ادامه داره درسته وگرنه خیر، مثال:
1. I have already orderd
از قبل ( قبلا ) سفارش داده، الانم منتظره.
2. I used to live in cottage formerly
قبلا ( نه از قبل ) تو کلبه زندگی میکرده ولی الان نمیکنه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما