پیشنهادهای تُكتَم کمانی (٣٦٨)
صدف چون نهان گشت ز ژرفِ غاف، نهان از دلِ خویش دادش شکاف، نه از بهرِ بیم و نه از بهرِ زر، کشید آن همه رنجِ شامِ اَخر، نه آن موج داند که در سینه چی ...
با اهلِ اِرَم شو هم قدم و هم نفسی، که الله جانش نهد به لطفِ علی، فرمانده مشو و نه اسیرِ این بدن، کز نورِ یقین دهد فقط آبستن، هر واژه که از چشمهٔ ...
قسم بر نامِ خداوندِ خورشید و ماه، که او داد بر تختِ شاهان هم سپاه، الا اندرون گنجِ دانش نهان داشتم، ز گفتارِ و سخن بر بهری نشان کاشتم، ز شاهانِ گ ...
به نامِ خداوندِ جان و خرد، کز او داده امام رضا را همگان سند، درود و ثنا بر امامِ رضا ( ع ) ، فروزندهٔ راهِ دینِ خدا، فدای تو ای پورِ موسی، ای رضا ...
به بارِ دلی، همچو پروانه شدم، به گردِ شمعِ جان افسانه شدم، ز شمعِ محبت فروغی رسید، که جانم ز تاریکی شب رمید، به بارِ سخن، مردِ کار آزمود، ز خود ...
وَرا سر سپردن همه کارِ من است، به دوردانه دل، گنجینهٔ جان و تن است، چو ابرِ سهند و نسیمِ سحر، فرو ریخت رحمت به رویِ زمین و شجر، ز مستی نگاهی به ع ...
چو کاجِ سبز بلند می نگرم به آفتابش نگاه، دل آشفته گشته ز عطرِ حضورِ رویِ تو، ای نور پگاه، تو آمدی و جهان درب تازگی پدیدار شد، بهار از خنده بر نغمه ...
ز فرّخ ستاره برآمد سپس فروغ، جهان گشت سیاهتر از یک دروغ، نهان بود گنجی ز دانش نخست، پدیدار شد چون دلِ پاک و شست، جوانی برآمد به فرّ و به رای، گش ...
کز آن جا که دلبرِ برآشفته سر، ز سودای بگشته جان اَتَشِ گوهر، ره پروران را مدانم هنوز، نه فرجامِ آن، نه رهِ پیشروز، ز نوشِ سخن جان به مهرش سِپُرد، ...
قسم بر نام خداوند جان آفرین، کز مهر او بگشته گیتی هم زمین، نه خورشیدِ بی نور او پرتو است، نه دریا بدون کرمش هست و مست، به هر برگِ سبز او عنایتِ ن ...
به دُرجِ دل رسان، الا آوای جانم را، ز جامِ عشق سرور، کن خود اندرونِ جان خدا، ز شرمِ خویش خاموشم، کز عشقَش پدیدار، کنون لب را گشادم سراپا سوی بر پر ...
به دُرجِ دل رسان، الا آوای جانم را، ز جامِ عشق سرور، کن خود اندرونِ جان خدا، ز شرمِ خویش خاموشم، کز عشقَش پدیدار، کنون لب را گشادم سراپا سوی بر پر ...
چو گنج و گوهر بر همه بوم و ور، به نام ایزد کنم جام سر خود سپر، چو فراهان شود پناه، کم بگردد خطر، کمی بنگرد سرورم بر روی این ما جگر، همی دشمن از ک ...
فراوان کز قلم بر لوحِ تقدیرِ من نهاد، به لطفِ حق، راهِ آشنایی درم گشاد، ز هر سو گردبادِ فتنه بر جان بورزید، ولی نامِ تو چون آورد، شب های مرا چید، ...
دردناک ترین قبله هاست، زیرا فقط راه راستی را می خواهد، و اگر کسی قبله باشد و به قبله پاد دچار گردد، همانند من، خدا روز بد نیاورد. فقط راه راست و درست ...
به نامِ خداوندِ مهر آفرین، کز اسما الحسنا گشته جهان وزین، نه گنج است و نه طلا ماندنی، نه سپاه بخوانیده زِ مردِ نکو، تنی، گر دل به هوار خرد بسته ا ...
به نام پروردگار جان آفرین، سرور خورشید و ماهِ زمین، ز مرجان برآمد فروغِ وفا، چو یادگار تابان به وقتِ صفا، رفیق و دوست، آن یارِ نیک سرشت، بود مای ...
کز لعلِ لبِ یار برآید سلام و صبح و شامم، ز لعلِ لبِ تو جانِ عالم تازه کرده این کلامم، کز جامِ بلورین رسد بویِ مِی بداری، لیوان و آینهٔ و لعلِ لبِ ...
با نام خدا آغاز کنم چشم دلم را، چو پیکری بیگانه سازه کنم راز حوا، اگر چه سخن آغاز کنم بر نام پرورم، چو خوشه ی انگور بارد رازش درب تنم، سپس حلال گ ...
ابراهیم، آن بندهٔ فرمان پذیرِ خدا، ز لطفِ حق یافت فرزندانی با وفا، چون وقتِ آزمون و سنجش فرا رسید، حق، به بابِ امتحان گشود هم امید، فرمود: �ای خل ...
ارتباطاتی که به غنی سازی ذهن ما کمک می کنند را من �سکو های خاموش� می نامم - خلوتگاه های گرانبهایی که منتظرند، تا ما را به سوی شفافیت و تأمل درونی هدا ...
لیوان چو لبت بوسد و بوسم لب لیوان، پیداست ز تُ بوسـه بگـیرم نه ز لیوان! لیوان به لب لعل تُ لب داد به لبخند، مـا لب بگـرفـتیـم به لبـخـنـد ز لیوان! ...
چراغی چو همچو عطرِ دل را ببایستی ستایش، که بر خاندان و رفتگان، دهد فقط خواهش، من آن ام که بمردم و در نهانِ آدمی داد راز، چو هست اندر سکوتِ ابد، دن ...
سزاوار او کنم من همه عاشقان را ز صوت و راز، ز هفت دریا دمیدم درش، ستاره بگردیده دوباره نهان در بهشت مَفرِش، بر شمشیر قدرش درازمدتی، بگردیده جهان را ه ...
نوشتن پلی رنگارنگ بین چشم و روح است، رقصی است، پر از نور، که کلمات را با مناظری از احساسات نقاشی می کند. این نوشته ها، رگه ای از احساس مالیخولیا را ب ...
با وحشت واکنش نشان دادن و از خواب بیدار گشتن به این معناست است، که قلبتان چیزی غیر از به دست آوردن آرزوهایتان را نمی خواهد. افرادی، که اهداف به جا ما ...
وحدت عقل ( قانون ) و ذهن ( ایمان ) با روح ( امید ) که ما را فراتر از همه چیز می برد، به همین شکل ما را قادر می سازد، که اخلاقی عمل کنیم و نسبت به دیگ ...
هرکسی حقوق دیگران را زیر پا بگذارد، برای همیشه متواری خواهد گشت. حقوق، متعلق به مادیات و ثروت نیست، بلکه از نعمت های حقیقی خداوند متعال می باشد. به ع ...
قدرت هزاران سال در درون ما می تواند کوه ها را جابجا سازد، همانطور که به موسی ( ع ) داده گشته بود، که ایشان دریا را بشکافند. عیسی مسیح ( ع ) درود خدا ...
در گشایش ها و جولان های روحی، امروزه و در میان جمعیت، انسان ها گاهی به آسمان نگاه می کنند و من در این لحظه، انسان را کاملاً پاک و درمانده توصیف می نم ...
احترام گذاشتن به محیط و اطرافیان خود، باعث پذیرش شما می شود، که به شما کمک می کند، درک ها را بهتر بر تدبیر تصور کنید. سال ها می گذرند و شما هنوز تصاو ...
قانون ابدیت رابطه ی بین قدرت و وزن می باشد و من فکر می کنم، که هسته اصلی آن در ساقه مغز نهفته است، این نشانه روشنی است و سنجش می یابد، تا که قدرت خدا ...
اصل زندگی شهادت دادن است و حفظ قوت می باشد، حیثیت است، شرافت و معجزه کردن است، زیرا ما مراقب نسل آینده نیز هستیم، که همه چیز را باعث می سازد، تا اجدا ...
سه چیز همیشه در ذهن ما باقی می ماند؛ - محبت به والدین - راز بیداری - از وجود خود و زندگانی لذت بردن اگر چیز دیگری بیابید، چه بهتر، اما اگر یکی از ...
یک داستان تخیلی: پسر بچه ای در باغ با برادرش بازی می کرد، که وقتی برادر بزرگ تر توجهی نکرد، پسر بچه روی زمین افتاد و مادرشان بلند فریاد زد. در عصر، ب ...
درک کردن و یا پشت سر انداختن؟ علائم، ادراکات و دانش: علم تنها زمانی قابل انتقال است، که هر سه چیز همزمان در جریان باشند، یعنی اول نفهمیدن و فکر کرد ...
بهشت ماویٰ یکی از نامهای بهشت موعود است. ( اما الذین ءامنوا وعملوا الصـلحـت فلهم جنت الماوی نزلا بما کانوا یعملون ) . اما کسانی که ایمان آوردند و کار ...
وقتی حواس مان باشد، احترام می گذاریم و یا سلام می دهیم. وقتی انسان دلسرد می شود، فرار می کند. در هر دو مورد، شما را به حال خودتان رها می کنند، که این ...
هزاران سپاس بابت سفر، صد بار انصراف به خاطر خدا، نکات و پیام های ذخیره شده برای قرن ها، این چیزی است، که امروز برای آن زندگی می کنیم. دهه ها نشان داد ...
وقتی همه چیز به طور نمادین و درست تغییر می کند، روح حتی بیشتر رشد می افزاید. در نهایت می توانید سپس لذت کام را احساس کنید. شرم آور است، که برخی افراد ...
رابطه بین قدرت و استقامت تقریباً نقطه بین زاویه ۹۰ و ۱۸۰ درجه را در تعادل و به نظر ترسیم می کند. در ۹۰ درجه مثلث ایمن و ثابت ایستاده است، زیرا پرتویی ...
اکتساب واژگان و تبادل شناخت آنها، معمولاً در ذهن اتفاق می افتد، زیرا وقتی صحبت می کنیم، جمله ای را به پایان نمی رسانیم تا زمانی که کسی شما را در ذهن ...
افکار گوناگونی که غیرممکن به نظر می رسند، دعاهایی هستند، که به سراغ ما می آیند، تا که در درگاه حقیقت پذیرفته شویم. واقعیت این است، که قلب با نور خداو ...
تحسین کردن و به رسمیت شناختن دو چیز متفاوت می باشند، که معمولاً هیچ کدام همزمان با هم کار نمی کنند و بدون توجه نمی مانند. افرادی که مورد تحسین قرار م ...
وقتی یکی از نشانه های بدن نور باشد، قلب در جهت مخالف کره زمین حرکت می کند، زیرا قرار است حرکتی را بوجود بیاورد، که شما را از خطا آگاه کند و باعث می ش ...
هر جاذبه ای، که ما را در روی کره زمین نگه می دارد، فقط خانواده و یا طبیعت شگفت انگیز ما نیستند، که اثرات درمانی را نیز به دستور خداوند متعال تضمین می ...
من ویژگی های شخصیتی را که در بسیاری از موارد باعث آسایش و آرامش برای خانم ها می کند، نجابت می نامم. برای من جذاب بودن یعنی، استفاده از جادوی نجابت تا ...
هیچ کس دگر. در دین اسلام عشق ورزیدن به خداوند متعال حرام است، زیرا به ایشان باید احترام گذاشت. خداوند عز و جل عزیز ما هستند و من ایشان را گرامی می دا ...
در حال حاضر هیچکدام از ما ریشه های تضمین شده ای را نداریم، زیرا مردم آنقدر با هم ترکیب یافته اند، که دیگر نمی توانیم با اطمینان ۱۰۰٪ بگوییم که از کجا ...
ابتدا مغز در عالم الغیب، زمان معین شده را برای کارهای روزمره و نیت ها توصیف می نماید، اگر ایمان به خداوند عز و جل را داشته باشیم، صداها بارها و بارها ...