با نام خدا آغاز کنم چشم دلم را،
چو پیکری بیگانه سازه کنم راز حوا،
اگر چه سخن آغاز کنم بر نام پرورم،
چو خوشه ی انگور بارد رازش درب تنم،
سپس حلال گشته ای پس از توبه تمنایی بداشت،
ده سال جهادی شد و خدا را اندرون خود بکاشت،
... [مشاهده متن کامل]
زنده بگشت و مرده شد،
ز عیسی بر درگاه خدا هم بنده شد،
چو پرور را بدید اندرون خود نهان،
داد فریادی ز جان درب دندان،
من که بودم، کز سخن قلم را بر من بدادی،
الا ای پرورم بیان درب دهان من گشادی،
ستایش ببایستی کنم، کز راز این جامه،
نهان پروراندی درب دهان ملک هم پروانه…
چو پیکری بیگانه سازه کنم راز حوا،
اگر چه سخن آغاز کنم بر نام پرورم،
چو خوشه ی انگور بارد رازش درب تنم،
سپس حلال گشته ای پس از توبه تمنایی بداشت،
ده سال جهادی شد و خدا را اندرون خود بکاشت،
... [مشاهده متن کامل]
زنده بگشت و مرده شد،
ز عیسی بر درگاه خدا هم بنده شد،
چو پرور را بدید اندرون خود نهان،
داد فریادی ز جان درب دندان،
من که بودم، کز سخن قلم را بر من بدادی،
الا ای پرورم بیان درب دهان من گشادی،
ستایش ببایستی کنم، کز راز این جامه،
نهان پروراندی درب دهان ملک هم پروانه…