پروبال

/parobAl/

معنی انگلیسی:
plumage

لغت نامه دهخدا

پر و بال. [ پ َ رُ / رْ رُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) پَر. مجازاً نیرو. قدرت. توانائی :
بخواهم که شاها عنایت دهی
که باشد مرا عون تو پَرّ و بال.
؟ ( فرهنگ اسدی نخجوانی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- بال و پر . ۲- نیرو توانایی قدرت .

فرهنگ عمید

= پَر * پروبال

مترادف ها

feather (اسم)
پر، پروبال

فارسی به عربی

ریشة

پیشنهاد کاربران

به بارِ دلی، همچو پروانه شدم،
به گردِ شمعِ جان افسانه شدم،
ز شمعِ محبت فروغی رسید،
که جانم ز تاریکی شب رمید،
به بارِ سخن، مردِ کار آزمود،
ز خود دور شد، ره حق را گشود،
به یافتن و تافتن، رازها تازه بود،
...
[مشاهده متن کامل]

سپهرِ بلند درب امید آماده بود،
چو ابری گذشت و چو جامی بداد،
دلِ خسته را ز غم افسون نماد،
ز بهرِ حقیقت، تن افسانه شد،
پر و بال بگشود و جان هم خانه شد،
مرا جز فروغِ دل آشیانه نیست،
به گفتارِ غم دل سپردن روانه نیست،
بسی باده گفتم از جامِ عشق،
بسی برگ چیدم ز گلزارِ دمشق،
سپس ز شانه سپهر و آفتابم دمید،
سحر از دل ز تیرگی سر کشید…

گم و گور شدن در زبان ملکی گالی بشکرد