پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٥,٨٦٦)

بازدید
١٩,٩١٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: - مدعی بودن - کسی که می خواهد بشود ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( عمومی – توصیفی ) :** کسی که آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: - متهم بودن - در مظان اتهام قرار داشتن - رسماً یا علناً متهم شدن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیسای متدیست در سال ۱۷۳۸ منشعب از کلیسای پروتستان انگلستان به دست چارلز وزلی و جان وزلی بنا نهاده شد و در ۱۷۸۴ در شهر بالتیمور ایالت مریلند ایالات م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: - لذت بردن از چیزی - کیف کردن از چیزی - خوشش آمدن از کاری ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: - بار دورریخته شده ( از کشتی ) - کالا یا محموله ی رهاشده در دریا - استعاری: چیزهای بی ارزش یا دورریختنی _____________________ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: - **Pilot ( noun – project/study ) :** پایلوت، پروژه آزمایشی، مطالعه آزمایشی، طرح آزمایشی - **Pilot ( verb – piloted ) :** هدایت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: - به صورت غیرنقدی ( مثلاً کالا یا خدمات به جای پول ) ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اقتصادی – مال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: - شرایط سنجی کردن - امتحان کردن اوضاع - واکنش سنجی کردن - پیش دستی در بررسی موقعیت ________________________________________ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: - خبر گرفتن درباره ی چیزی - زمینه سنجی کردن - واکنش سنجی کردن - پیش دستی در پرس وجو در زبان محاوره ای: �یه سر و گوشی آب دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: بررسی کردن / تحقیق کردن / کنکاش کردن / رسیدگی به ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رسمی – حقوقی/سیاس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نفرین آشیل / لعنت آشیل / نفرین پاشنه ی آشیل ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اسطوره ای – یونان باستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَکیلیز تِندِن ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: زردپی آشیل / زردپی پاشنه / تاندون پاشنه _______________________________ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پردازش دسته ای / پردازش گروهی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( رایانه ای – داده ای ) :** اجرای خودکا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

TPM – Total Productive Maintenance 🔸 معادل فارسی: نگهداری بهره ور جامع / مدیریت جامع نگهداری در زبان محاوره ای: سیستم نگهداری همه جانبه، نگهداری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

MRP – Material Requirements Planning 🔸 معادل فارسی: برنامه ریزی نیازمندی های مواد در زبان محاوره ای: سیستم برنامه ریزی مواد، نرم افزار کنترل موجو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

________________________________________ 🔹 واژه: **Depravity** ( اسم – رسمی، منفی، اخلاقی ) 🔸 تلفظ و تلفظ فارسی: /dɪˈpr�v. ə. ti/ دی پْرَویتی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل های فارسی پیشنهادی: - **پذیرش** ( وقتی تأکید بر پذیرفتن یک فرد یا کشور در جمع باشد ) - **گنجاندن** ( وقتی تأکید بر وارد کردن در یک مجموع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی - آندون ( سیستم هشدار بصری/شنیداری در تولید ) - چراغ هشدار خط تولید - سیستم اعلام وضعیت تولید مترادف ها visual control system – pro ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

SMED ( Single - Minute Exchange of Die ) معادل فارسی - تعویض قالب در کمتر از ده دقیقه - روش کاهش زمان تنظیمات ماشین آلات - سیستم تغییر سریع خط ...

پیشنهاد
٠

معادل فارسی فهمیدن منظور کسی گرفتن پیام یا نکته ی پنهان �می گیرم چی می گی� / �منظورت رو گرفتم� - مترادف ها catch your drift get the message unders ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضیافت، مهمانی یا سمپوزیوم یکی از گفتگوهای فلسفی افلاطون است، که تاریخ آن ۳۸۵–۳۷۰ پیش از میلاد است. این گفتگو یک مکالمه دوستانه از سخنرانی هایی را به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�آندروگونوس� ( به یونانی: Androgynos ) در اسطوره شناسی یونان باستان، موجودی افسانه ای است که هم ویژگی های زنانه و هم مردانه را در خود داشت. افلاطون د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. در یونان باستان، Archon به معنای زمامدار یا قاضی ارشد در دولت شهرها بود. 2. در آسیای مرکزی، اورخون یا آرخون به خط باستانی ترکان اشاره دارد که در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

- نیروانا یا نیروانه واژه ای در زبان باستانی سانسکریت است که در بودیسم برای توصیف آنچه عمق آرامش ذهن در نتیجه اکتساب موکشه می نامند به کار می رود. بو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 **معادل فارسی** - خانواده ای بخشیدن / خانواده ای دادن - خانواده فراهم کردن - مأمن خانوادگی دادن - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 **معادل فارسی** - خانه ای دادن / مأوا بخشیدن - سرپناه فراهم کردن - مأمن دادن ( به کسی یا چیزی ) - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 **معادل فارسی** - کارمند اداری - نیروی کار دفتری - کارگر یقه سفید ( اصطلاحی استعاری ) - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – جامعه شناسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 **معادل فارسی** - کنار گذاشتن / رها کردن - از شر چیزی خلاص شدن - پشت سر گذاشتن ( مشکل یا احساس ) - تکاندن و دور کردن - - - 🔹 **تعریف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازاریابی آشناسازی یا افلیت مارکتینگ یک روش بازاریابی است که در آن کسب وکار به یک یا چند نفر که بازدیدکننده یا مشتریانی را به کسب وکار ارجاع داده اند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوپیس - - - 🔹 **معادل فارسی** - خرید آنلاین، تحویل حضوری - سفارش اینترنتی با دریافت در فروشگاه - مدل �آنلاین بخر، حضوری بگیر� - - - � ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. ( اصلی – کسب وکار ) : شرکتی که محصولات یا خدمات را فقط از طریق اینترنت می فروشد. مثال: Amazon is the world’s largest e - tailer. آمازون بزرگ تر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجربه مشتری محور ( اصلی – بازاریابی ) : رویکردی که در آن شرکت تجربه ی مشتری را در همه ی کانال ها ( فروشگاه حضوری، وب سایت، اپلیکیشن، شبکه های اجتماع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تعریف ها؛ - ( اصلی – بازاریابی ) : روزی که فروشندگان آنلاین تخفیف های ویژه ارائه می دهند تا مردم پس از تعطیلات شکرگزاری خرید اینترنتی کنند. - ( ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدل ترکیبی فروشگاه حضوری و آنلاین هم فروشگاه فیزیکی، هم فروشگاه اینترنتی تعریف ها - ( اصلی – کسب وکار ) : شرکتی که هم فروشگاه حضوری دارد و هم وب سای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - در آمریکا / داخل ایالات متحده - سمت آمریکا - در خاک آمریکا - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( جغرافیایی – اصلی ) :** اشاره به چیز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - خودکم بینی - خودتحقیری - کوچک نمایی خود - شوخی با خود ( در معنای طنز مثبت ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – روان شناخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - شاعرانه سخن گفتن - با شور و احساس حرف زدن - زیاده روی در بیان شاعرانه یا رمانتیک - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ادبی – اصلی ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - زیادی اغراق کردن - بیش از حد چاپلوسی کردن - خیلی بزرگ نمایی کردن - بیش از اندازه تعریف و تمجید کردن - - - 🔹 تعریف ها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - همه چیز افتضاحه - همه چیز خراب است - همه چیز بد پیش می رود - اوضاع خیلی داغون است - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 **معادل فارسی** - دنیا دارد به پایان می رسد - جهان در حال نابودی است - آخرالزمان فرا رسیده است - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( تحت اللفظ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - غم، همدم می خواهد - آدم های ناراحت دوست دارند دیگران هم ناراحت باشند - بدبختی، همراه می طلبد - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ضر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساوِرپوس - - - 🔹 معادل فارسی - آدم ترش رو - آدم بداخلاق - آدم عبوس - آدمی که همیشه غر می زند - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - غم و اندوه - مشکل یا تهدید - سایه ی سنگین بر زندگی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( استعاری – اصلی ) :** نماد غم، نگرانی یا مشکل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - غمگین / افسرده ( در معنای استعاری ) - بی روح / کم انرژی - - - ** ( محاوره ای – کاربردی ) :** حالتی غمگین، افسرده یا کم انرژی. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - کمی بی حال - کمی ناخوش - رنگ پریده - کسالت دار - - - 🔹 مترادف ها off - color – under the weather – unwell – sickly – pa ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - دیوانه / خل و چل - غیرمنطقی بودن - رفتاری عجیب و غیرعادی داشتن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** به معنای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - بی حال - کسالت دار - ناخوش - رنگ پریده - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سلامتی – اصلی ) :** احساس ناخوشی یا کسالت داشتن، بدون ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - آدم ضعیف و بی عرضه - ترسو و بزدل - آدم نازک نارنجی/بی جرأت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** فردی که ضعیف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - سیاستمدار بی قدرت/بی نفوذ - دولت رو به پایان - فرد یا سازمان از کارافتاده یا بی اثر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سیاسی – اص ...

پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - کمک های امدادی در بلایا - یاری رسانی در حوادث طبیعی/انسانی - کمک اضطراری پس از فاجعه - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – عم ...