پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٥,٨٦٦)
🔸 معادل فارسی: • چپاندن / به زور جا دادن • فرو کردن چیزی در جایی کوچک - - - ## 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فیزیکی – اصلی ) :** چیزی را با فشار یا زو ...
🔸 معادل فارسی: • بار زدن / پر کردن • زیاد مصرف کردن ( غذا، نوشیدنی، یا حتی دارو ) • آماده شدن یا تجهیز کردن - - - ## 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فی ...
🔸 معادل فارسی: • فرو کردن / داخل کردن • گیر کردن / جا دادن • در ذهن باقی ماندن ( محاوره ای: تو ذهن موندن ) - - - ## 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فی ...
نیوانست 🔸 معادل فارسی: • دارای ظرافت معنایی • پر از ریزه کاری و پیچیدگی • در زبان محاوره ای: چندلایه، با جزئیات دقیق، ظریف - - - ## 🔸 تعری ...
آرکتایپ 🔸 معادل فارسی: کهن الگو / الگوی بنیادین / نمونه ی اولیه / نماد اصلی در زبان محاوره ای: تیپ اصلی، شخصیت پایه، مدل اولیه، قالب رفتاریِ ریشه د ...
🔸 معادل فارسی: • سخنان خداحافظی • آخرین کلمات پیش از جدایی • در زبان محاوره ای: حرف آخر، کلام خداحافظی، حرف های پایانی __________________________ ...
🔸 معادل فارسی: • خانه ی بازتوانی پاک • مرکز زندگی بدون مصرف مواد ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اجتماعی – اصلی ...
🔸 معادل فارسی: • مرکز ترک اعتیاد • مرکز سم زدایی پزشکی • در زبان محاوره ای: کمپ ترک، مرکز درمان اعتیاد ________________________________________ ...
🔸 معادل فارسی: • در نهایت به چیزی ختم شدن ( آخرش به … رسیدن ) ________________________________________ 🔸 تعریف ها: ** ( محاوره ای – اصلی ) :* ...
🔸 مثال ها: Long story short, the project failed. خلاصه ی ماجرا این که پروژه شکست خورد. • Long story short, we decided to move abroad. کوتاه ب ...
🔸 معادل فارسی: • فاجعه ی کامل • وضعیت کاملاً خراب و به هم ریخته، افتضاح محض ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( استعا ...
🔸 معادل فارسی: • سفر پر فراز و نشیب • تجربه ی پرهیجان و غیرقابل پیش بینی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( استعاری ...
پَرَکسیزِم ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: • حمله ناگهانی ( پزشکی یا هیجانی ) • فوران شدید احساس یا واکنش ____________ ...
🔸 معادل فارسی: • حمله ( پزشکی یا هیجانی ) • تشنج یا غش ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – اصلی ) :** حمله ن ...
🔸 معادل فارسی: • چندین روز پیاپی • روزهای متوالی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** توصیف کا ...
🔸 معادل فارسی: • داروی شل کننده ی عضلات • ماده ی آرام کننده یا کاهش دهنده ی تنش ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ...
🔸 معادل فارسی: • داروهای آرام بخش • قرص های خواب آور یا ضداضطراب • در زبان محاوره ای: قرص خواب، آرام بخش، شل کننده ______________________________ ...
🔸 معادل فارسی: - **داروهای محرک** ( آمفتامین ها، کوکائین، متامفتامین ) - **قرص های انرژی زا** یا داروهای افزایش تمرکز - در زبان محاوره ای: قرص ...
🔸 معادل فارسی: • از کنترل خارج شدن به خاطر مصرف محرک ها • تحت تأثیر شدید داروهای محرک بودن ________________________________________ 🔸 تعریف ها ...
🔸 معادل فارسی: • ثبت کردن ( در دادگاه یا اداره ) • ارائه رسمی مدارک یا شکایت • در زبان محاوره ای: پرونده تشکیل دادن، شکایت ثبت کردن ____________ ...
🔸 معادل فارسی: • به شدت انتقاد کردن • حمله لفظی کردن • در رسانه ها: کوبیدن، تاختن به، حمله کردن ________________________________________ 🔸 تعر ...
🔸 معادل فارسی: • سندروم واکنش افراطی به سیاستمدار • واکنش غیرمنطقی و هیجانی به یک فرد یا سیاست • در زبان محاوره ای: دیوانه شدن از دست فلانی، جنون ...
🔸 معادل فارسی: به خواب رفتن ناخواسته چرت زدن در زبان محاوره ای: چشمام سنگین شد، غرق خواب شدم، سرخود خوابم برد 🔸 تعریف ها: ( محاوره ای – اصلی ...
Australian Security Intelligence Organisation ( Asio ) سازمان اطلاعات امنیت استرالیا ( ASIO ) آژانس اصلی اطلاعات امنیتی داخلی این کشور است. این سازم ...
این عبارت do unto others خلاصه همان قاعده طلایی در اخلاق است. به زبان ساده یعنی با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با تو همان طور رفتار شود. با دی ...
🔸 مثال ها: Her gut reaction was to run away. واکنش غریزی او این بود که فرار کند. • I had a gut reaction that he was lying. یک حس درونی داشتم ک ...
Get - out - the - vote ( GOTV ) 🔸 معادل فارسی: • بسیج رأی دهندگان • تشویق به مشارکت انتخاباتی • در محاوره: مردم رو پای صندوق آوردن - - - 🔸 ...
🔸 معادل فارسی: • فقط زبانی حمایت کردن • در عمل کاری نکردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** ابراز حمایت یا موافقت فقط در کلام ...
🔸 معادل فارسی: • تحویل درب منزل • رساندن کالا تا خانه - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( بازرگانی – اصلی ) :** خدماتی که کالا یا سفارش را مستقیماً به ...
🔸 معادل فارسی: • با تکان های ناگهانی • بریده بریده، غیر یکنواخت - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فیزیکی – اصلی ) :** حرکت کردن یا انجام کاری به صور ...
🔸 معادل فارسی: • گهگاهی و ناگهانی • به طور مقطعی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** کاری که به طور ناگهانی و در بازه های کوتاه ...
🔸 معادل فارسی: • کم کم و پراکنده • قطره قطره • در محاوره: تیکه تیکه، جسته گریخته، یواش یواش - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) : ...
## معنی score در موسیقی/سینما - در فیلم و بازی، score یعنی موسیقیِ اورجینال و عمدتاً سازی که مخصوص همان اثر ساخته شده تا روی صحنه ها و احساسات بنشی ...
Carve هم یک معنی لغویِ حک کردن/کَندن دارد، هم در موسیقی و دنیای واینل به صورت تصویری استفاده می شود. ## carve و صدای ضبط شده روی واینل - در مورد و ...
Slice خودش یک واژه ی عمومی است، ولی در موسیقی و DJ و همین طور در زبان روزمره چند کاربرد مهم دارد. ## slice در موسیقی و DJ - در فضای DJ و تولید، sl ...
Vinyl هم به خودِ صفحه های موسیقی گفته می شود، هم به جنس پلاستیکی آن ها ( PVC ) . امروزه وقتی کسی می گوید واینل، معمولاً منظورش صفحه ی موسیقی آنالوگ ا ...
Scratch چند معنی مهم دارد؛ رایج ترینشان یا زبان برنامه نویسی تصویری MIT است، یا تکنیک DJ برای کشیدن صفحه ی وینیل، یا همان معنای عمومی خراش دادن / از ...
Mashup یعنی ترکیب خلاقانه ی چند چیز مختلف در یک خروجی واحد، معمولاً در موسیقی یا ویدئو. کاربردش الان فراتر از موسیقی هم رفته و در وب اپ ها و هنر هم ا ...
🔸 معادل فارسی: • استخراج کردن داده ( از CD/DVD یا رسانه ) • کپی کردن فایل ها به کامپیوتر - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فنی – اصلی ) :** کپی کردن ...
1. ( فعل – کاربردی ) : ضبط کردن صدا یا تصویر روی نوار یا رسانه. مثال: I taped that concert last night. دیشب آن کنسرت را ضبط کردم. 2. ( محاوره ا ...
( فنی – اصلی ) : ضبط یا کپی کردن صدا/تصویر از یک رسانه به رسانه ی دیگر. مثال: I’m going to dub this cassette onto a CD. می خواهم این کاست را روی ...
J - Alert سیستم هشدار سراسری ژاپن است که برای اطلاع رسانی سریع تهدیدها مانند زلزله، سونامی، فوران آتشفشان و حملات موشکی به مردم استفاده می شود. این س ...
دمپرها دستگاه هایی هستند که انرژی لرزه ای را در ساختمان ها جذب و اتلاف می کنند تا آسیب زلزله را کاهش دهند. این سیستم ها مانند کمک فنرهای هیدرولیکی عم ...
عایق سازی پایه روشی برای محافظت از ساختمان ها در برابر زلزله است که با جدا کردن سازه از حرکت زمین عمل می کند. این تکنیک از عناصر انعطاف پذیر مانند یا ...
🔸 معادل فارسی: • صوتی، مربوط به صدا • آکوستیک ( در موسیقی: ساز بدون تقویت الکتریکی ) • علم آکوستیک ( مطالعه ی صدا و ارتعاش ) - - - 🔸 تعریف ...
🔸 معادل فارسی: • رفاقت، دوستی، همبستگی • انجمن یا گروه هم فکران • بورسیه یا کمک هزینه ی تحصیلی/پژوهشی ( در آکادمیک ) - - - 🔸 تعریف ها: 1. * ...
🔸 معادل فارسی: • خیلی خوش گذراندن • حسابی خندیدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** تجربه ی زمان بسیار سرگرم کننده و پرخنده. ...
🔸 معادل فارسی: • خیلی خوش گذراندن • لذت بردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** تجربه ی زمان بسیار سرگرم کننده و خنده دار. - ...
🔸 معادل فارسی: • خیلی خوش گذراندن • لذت بردن فراوان - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** داشتن زمان بسیار خوش و سرگرم کننده. - ...
🔸 معادل فارسی: • آدم بی ارزش، بی عرضه • آدم مزاحم یا بی خود • در محاوره: آدم بی مصرف یا آدم آشغال - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( توهین آمیز – ا ...