tape

/ˈteɪp//teɪp/

معنی: نوار چسب، نوار ضبط صوت، نوار ضبط صوت و امثال ان، نوار، روبان، با نوار بستن، ضبط کردن، بانوار یا قیطان بستن، نوار زدن
معانی دیگر: نوار (از پارچه یا کاغذ یا پلاستیک و غیره)، تسمه، نوار صدانگاری، نوار صوتی، (با نوار یا تسمه یا قیطان) بستن، بسته بندی کردن، نواربندی کردن، نوار چسباندن، (روی نوار صوتی یا ویدئو) ضبط کردن، نوار ویدئو، نوارچسب (adhesive tape هم می گویند)، مخفف: magnetic tape و red tape و tapeworm و ticker tape و tape-recorder، (نوار) متر (tape measure هم می گویند)، با نوار متر اندازه گرفتن، متر کردن، بند، ریسمان، قیطان، نوار خط پایان مسابقه، پایانبند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a long narrow strip of material, usu. of plastic, cloth, or paper, sometimes having adhesive on one side.

- He took out his tape and measured the dimensions of the room.
[ترجمه shohreh] او متر خود را بیرون آورد و ابعاد اتاق را اندازه گیری کرد
|
[ترجمه گوگل] نوارش را بیرون آورد و ابعاد اتاق را اندازه گرفت
[ترجمه ترگمان] نوار خود را بیرون آورد و ابعاد اتاق را اندازه گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The envelope would not stay closed, so I put tape on it.
[ترجمه Negin] ترجمه جمله
|
[ترجمه گوگل] پاکت بسته نمی ماند، برای همین روی آن نوار چسب زدم
[ترجمه ترگمان] پاکت بسته نمیشه، واسه همین نوار رو روش گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a long magnetic strip used to record sounds and pictures.

- The music was recorded on tape.
[ترجمه گوگل] موسیقی روی نوار ضبط شد
[ترجمه ترگمان] موسیقی روی نوار ضبط شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a string stretched across the finish line of a race that is broken by the winner.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: tapes, taping, taped
(1) تعریف: to fasten, bind, or repair with tape.

- The page was ripped, so I taped it.
[ترجمه گوگل] صفحه پاره شده بود، من آن را چسباندم
[ترجمه ترگمان] صفحه پاره شده، واسه همین ضبطش کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The nurse taped his leg.
[ترجمه گوگل] پرستار پایش را چسباند
[ترجمه ترگمان] پرستار پای او را پانسمان کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to record on tape.
مشابه: record

- The television show is taped in the morning and aired at night.
[ترجمه گوگل] این برنامه تلویزیونی صبح ها ضبط می شود و شب ها پخش می شود
[ترجمه ترگمان] برنامه تلویزیونی در صبح ضبط می شود و شب ها پخش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We taped the president's speech.
[ترجمه گوگل] صحبت های رئیس جمهور را ضبط کردیم
[ترجمه ترگمان] ما سخنرانی رئیس جمهور رو ضبط کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. tape with good tack
نوار دارای چسبندگی زیاد

2. insulating tape
نوار عایق ساز

3. to tape a tv program
برنامه ی تلویزیونی را ضبط کردن

4. a plastic tape
نوار پلاستیکی

5. play the tape once more!
یکبار دیگر نوار را بگذار!

6. a red paper tape
نوار کاغذی قرمز

7. he tied the tape tightly around the box
نوار را محکم دور جعبه بست.

8. the old rubber tape has lost its spring
نوار کش کهنه کشسانی خود را از دست داده است.

9. to record something on tape
چیزی را روی نوار صوتی ضبط کردن

10. pari sealed the parcel up with adhesive tape
پری بسته را با نوار چسب محکم بست.

11. i stopped the cracks in the windows with adhesive tape
با نوار چسب درز پنجره ها را گرفتم.

12. he covered the injection mark with a patch and an adhesive tape
جای آمپول را با یک تکه باند و نوار چسب پوشاند.

13. We've got the film on tape.
[ترجمه گوگل]ما فیلم را روی نوار داریم
[ترجمه ترگمان]فیلم را ضبط کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Stick reflective tape on your school bag.
[ترجمه گوگل]نوار بازتابنده را روی کیف مدرسه خود بچسبانید
[ترجمه ترگمان]یک نوار بازتابنده در کیف مدرسه خود ذکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His speech has been recorded on tape.
[ترجمه گوگل]سخنرانی او روی نوار ضبط شده است
[ترجمه ترگمان]سخنرانی وی بر روی نوار ضبط شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Be carefull; don't wipe the tape!
[ترجمه گوگل]مراقب باش؛ نوار را پاک نکنید!
[ترجمه ترگمان]ساکت باش، فیلم را پاک نکن!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. A cassette tape recorder can easily record sound on and play sound back from tape.
[ترجمه گوگل]ضبط نوار کاست می تواند به راحتی صدا را روی نوار ضبط کند و صدا را از نوار پخش کند
[ترجمه ترگمان]ضبط نوار کاست می تواند به راحتی صدا را ضبط کند و از نوار پخش شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Waddington rewound the tape and played the message again.
[ترجمه گوگل]وادینگتون نوار را پیچید و دوباره پیام را پخش کرد
[ترجمه ترگمان]Waddington نوار را باز کرد و دوباره پیام را پخش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نوار چسب (اسم)
tape, banderol, banderole

نوار ضبط صوت (اسم)
tape

نوار ضبط صوت و امثال ان (اسم)
tape

نوار (اسم)
screed, fillet, filet, ribbon, band, strip, tape, braid, swath, riband, swathe, lace, ligature, fascia, rand, ribband, welt

روبان (اسم)
ribbon, band, tape, riband, bandeau

با نوار بستن (فعل)
band, tape, bandage

ضبط کردن (فعل)
trace, attach, manage, record, confiscate, seize, file, place on file, tape

بانوار یا قیطان بستن (فعل)
tape

نوار زدن (فعل)
tape

تخصصی

[سینما] نوار
[عمران و معماری] قلاویز - نوار - نوار چسب
[کامپیوتر] نوار بستن ؛ نوار - نوار - مواد انعطاف پذیر نازکی که اطلاعات را می توان به صورت مغناطیسی روی آن ضبط کرد. نوارها بهترین وسیله ی پشتیبان گیری از فایلهای کامپیوتری و انتقال فایلهای بزرگ ( بزرگتر از ظرفیت یک دیسک با تراکم بالا) به اداره ی خدمات هستند. باید مطمئن شوید که اداره ی خدمات می توان نوار شما را یخواند. انواع نوارها با قالبها و ظرفیتهای گوناگونی وجود دارند. توجه داشته باشید که ضبط یک نوار، منوط به صرف زمان است، شاید چندین ساعت برای 100 مگابات . همچنین هر نواری قبل از استفاده باید قالب بندی شود؛ قالب بندی یک نوار ممکن است چند ساعت طول بکشد ؛ از این رو، نوارها جایگزین های عملی برای دیسک گردان هانیستند. ابر کامپیوترها ،از نوارهای حلقه ب حلقه استفاده می کنند که در سالهای 1950 ساخته شدند. ریزکامپیوترها از کارتریج های مختلف نوار استفاده می کنند.
[برق و الکترونیک] نوار
[مهندسی گاز] نوار، نوارچسب
[نساجی] نوار - نخ نواری
[پلیمر] نوار

به انگلیسی

• long narrow and flexible strip of some material; strip of paper or plastic with adhesive on one or both sides; strip of woven fabric used for tying or binding; string stretched across the finish line of a race; cassette, tape recording
fasten or bind with tape; record sound or pictures on magnetic tape; measure with a tape measure
tape is a narrow plastic strip covered with a magnetic substance. it is used to record sounds, pictures, and computer information.
a tape is a cassette or spool with magnetic tape wound round it.
if you tape music, sounds, or television pictures, you record them using a tape recorder or a video recorder.
a tape is also a strip of cloth used to tie things together or to identify who a piece of clothing belongs to.
tape is also a sticky strip of plastic used for sticking things together.
if you tape one thing to another, you attach it using sticky tape.
see also red tape, videotape.

پیشنهاد کاربران

نوار چسب، نوار، چسب نواری
هر نوع چسبی
نوار چسب
نوار
چسب نواری
در زبان بورس به زمان و اندازه معاملات فردی هم tape گفته میشه.
Red tape
کاغذبازی. تشریفات اداری
با نوار چسب چسباندن
به عنوان اسم به معنی نوار است
به عنوان فعل به معنی ضبط کردن است
نوار چسب ، چسب نواری
نوار صوتی یا ویدئو
tape ( مهندسی بسپار - الیاف )
واژه مصوب: نوار 4
تعریف: 1. نسوج بافته شدۀ باریک با عرض کمتر از بیست سانتی متر 2. نواری از یک مادۀ فلزی یا بسپاری که پس از پیچیده شدن به دور بسته با یک بست فلزی محکم می شود
نوار کاغذی
ضبط کردن روی نوار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما