پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٦١
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آهستگی، کندروی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کندرو، آهسته.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسلواکی، اسلواک.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لجن زار، پر از لجن، دله بسته، شبیه دله، شبیه پوست مرده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم بی دست وپا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروش، شلخته کار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوخته فروشی، لباس دوخته.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سطل آشغال دان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل آب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جام پای سماور، تشتک زیر سماور وقهوه جوش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کرجی جنگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عرق گندم که دارای آب میوه گوجه باشد، عرق آلوچه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دارای چشمان آبی پرنگ.

پیشنهاد
٢

اگوستینو دپرتیس از عناصر افراطی دوران شورش ایتالیا بود. در دولتهای پس از تأسیس ایتالیای واحد وزیر و در مارس ۱۸۷۶ نخست وزیر شد و تا زمان مرگ، به مدت ۱ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آلوچه جنگلی، آلوچه، گوجه، آبی تیره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slimsy ) زود شکن وبدساخت، لاغر، باریک اندام، نحیف.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

راه لغزنده، راهی که درآن سر ( sor ) میخورند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

دریچه متحرکی که باز وبسته میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حیوان بی گوش، حیوان فاقد گوش خارجی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

میله یا سیخ ذغال بهم زنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باریک کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

زنگوله سورتمه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تختخواب سورتمه ای.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیم آستین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

برف وبورانی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مثل خواب، خواب مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرم، حیله گر، فریبنده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نرم کردن، صیقلی کردن، صاف کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شلی، سستی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ابریشم خام، خامه، ابریشم نتابیده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

باسستی، باشلی، شلی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سالاد کلم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slavicist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دوستدار اقوام اسلاو، طرفدار فرهنگ اسلاو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( slavist ) محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی، اسلاوشناس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) نوکر، نوکر مرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

وابسته بنژاد اسلاو، زبان اسلاوی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مالکیت برده، برده داری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مورچه کارگر.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کامپیوتر برده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسلاو، از نژاد اسلاو، اسلاو زبان.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =slatey ) شبیه سنگ لوح، باریکه باریکه، تکه تکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَف - Taf ، مخفف تفت، یعنی گرم و گرمی. مثال: گندم را به دیگ انداخته کمتر تف دهید. در شکل تفت هم آمده است، مثلاً: امروز تف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَسپیدن گوش Taspidan - تَفسیدن گوش؛ صدا دادن گوش، این تعبیر به آهنگ طنز و شوخی مستعمل میشود. مثال: دینه از شما خیلی بسیار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَرَنگ Tarang - سخت، سخت کشیده شده. مثال: ریسمان را تَرَنگ کشید، کنده شد، یا: تارهای عصب ترنگ بود. مجازاً به معنی اصرار ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تُرق - Turq، طرح، این واژه با ( روی ) به شکل مرکب و ترقِ روی استعمال میشود. مثال: ترق رویش به مادرش مانند، یا: قد و قامتش ...