پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : حد - Had اندازه ای معین. با ترکیب از حد. . . استعمال میشود. از حد زیاد، از حد بسیار. از حد بسیار آدم خبر کردید ...
نیمه آبزی، واقع در زیر آب، نسبتا آبزی.
واقع در قسمت سطحی خاک.
لالایی های تربت حیدریه لالا لالا بمانی تو خط قرآن بخوانی تو که فردا روز محشر تو الهی در نمانی تو * لالا لالا تو لالاکن سرو دستت را بالاکن توک ...
کلرور دو ظرفیتی حاوی مقدار کمی کلر، کلرور قلیائی.
زیر مرکزی، نزدیک مرکز.
زیر مجرا، زیرکانال.
تعقیب کننده زیر دریائی.
زیرحامل.
واقع در زیر غضروف.
کلیدرکاب پائی ارگ وپیانو.
فهم ضمنی، ادراک ضمنی.
زیر حد متوسط.
زیرمجمع.
تحت جوی، پائین تر از جو.
زیر آبی، زیر مایع.
نزدیک راس، زیر راسی.
توالی، تناوب، تواتر، حالت تبعی.
زیرالگوریتم.
ساکن دامنه کوهستان آلپ، مربوط به دامنه کوه ( به ارتفاع تا هزار پا ) .
عاملیت جزء، نمایندگی فرعی.
زیرالفبا.
قبل از محاکمه، مورد مطالعه دادگاه، بدون تصمیم قضائی.
وادار کننده، ترغیب آمیز، تحریک آمیز.
قابل تعقیب قانونی، قابل پیگرد.
قابلیت تعقیب.
بند آوری خون، قبض.
ته خامه، گرده بالای میوه گیاهان چتری، ته خامه گیاهان خانواده هویج.
برنامه نویسی ساخت یافته.
( در بازی ورق ) دست قوی.
قلم حکاکی وگراور سازی، قلم خود کار.
گراور سازی، حکاکی.
نیزه ای شکل، نیزه مانند، بشکل قلم.
پرستون، ستون دار، نیزه مانند.
ستون وار، مانند قلم یا گوه.
ساقه دار، دارای ساقه یا ستون ثابت.
نهضت ادبی رمانتیک آلمان پس از انقلاب فرانسه.
حیرت زده کردن، آزار دادن، رقابت.
( stupefacient ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.
( stupefier ) بهت آور، گیج کننده، پکر کننده، مخدر، تخدیر کننده.
قالب بند.
( اسم مفعول وزمان گذشته فعل stink ) .
مشت زن بی تجربه وناشی.
گوشوارک برگ، گوشوارک گیاه.
تیرستون یاشمع معدن، لقمه بزرگ، قطعه بزرگ.
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد.
پوشیده از کاهبن، شبیه کاهبن، زبر، پرمو، نتراشیده.
ته کارت.
مسمومیت مزمن در اثر استعمال ممتد استرکنین.
خرامنده.