پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٤٨)

بازدید
٤,٠٦١
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skelp ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سبدگرد دهاتی، بقدر یک سبد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آدم حقه باز، لات، چاقوکش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skelpit ) ضربت، چابک، سیلی، شتاب کردن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شالوده ریز، تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی، تهیه کننده رئوس مطالب.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شکل استخوان بندی در آوردن، شالوده چیزی را ریختن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =skag ) قسمت عقب کشتی، قسمت عقب انبار یا ته کشتی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شاعر قدیمی اسکاندیناوی، داستان نویس.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( erzsi ) ( در دانشگاه کمبریج ودوبلین انگلستان ) دانشجوئی که کمک هزینه تحصیلیدریافت میدارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شصتم، شصتمین، یک شصت، یک شصتم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ورق شانزده برگی ( باندازه / در / اینچ ) ، کتاب شانزده برگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شانزدهمین، شانزدهم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( در شمشیر بازی ) ششمین وضع.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مسکوک شش پنسی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شش در شش، ماشین شش چرخه، وسیله نقلیه شش چرخه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

رولور، شش تیر، شش لول.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

خدای والامقام هندو که از خدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جنگ تدافعی، جنگ بدون پیشروی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

موقعیت، ناحیه، محل، وضع.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) بچه نگهدار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تیز هوش.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

علم تغذیه ورژیم غذائی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sitar ) ( فارسی ) سه تار.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( syrup ) شربت، محلول غلیظ قندی داروئی، شیره، شیره یا شهد زدن به.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( siree ) آقاجان، آقای خودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( siren ) حوری دریائی، زن دلفریب، سوت کارخانه، آژیر، حوری مانند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sirree ) آقاجان، آقای خودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( ionz= ) صهیون.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نقشه جهان نمای مسطح.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چین شناسی، مطالعه ادبیات ورسوم چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinologist ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( sennet ) ( م. م. ) شیپور علامت شروع نمایش یا ختم آن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( =sinologue ) چین شناس، ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بی گناه، معصوم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درجه فرو رفتگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نشست کردنی، غرق کردنی یا شدنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جان باورینگ دیپلمات و نویسنده سرشناس انگلیسی در عصر ویکتوریا. از سال ۱۸۲۴ دستیار جرمی بنتام بود. در دهه های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ نماینده مجلس عوام شد و از سیا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کورتیس گیلد، Curtis Guild ، ( ۱۹۱۱ ) عضو فرقه شهسواران معبد و ماسون درجه سی و دوم، و استاندار ماساچوست و سفیر ایالات متحده در روسیه بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشین، یعنی نیمه روز، وقت ظهر. مثال: پیشین شده وقت خوراک خوری شد، نخواد آدم تا پیشین ( یا تا پیشینه ) خواب کند؟ نماز ظهر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیش کردن، یعنی راندن، تاراندن، دور کردن، بیرون کردن. مثال: همه را پیش کرده اکنون خودش تنها نشسته است، یا: این سگ را پیش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِشانَه سَخت، همان پیشانی سخت، و به معنی بدبخت، بیچاره، پیشانی به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پِیشانَه، همان پیشانی، و به معنی سرنوشت و تقدیر می آید. مثال: پیشانه به هر چه باشد، همان میشود ( در پیشانی هر چه هست، هم ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَست کردن - Payxast پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس ( یا پَی خَست ) هم نکرده ام، یا: من پی خس ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی خَس کردن - Payxas پی بردن، حس زدن، احتمال دادن. مثال: من آمدنش را پی خس هم نکرده ام، یا: من پی خس کردم که وی باید همی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچی - Pici کمی، اندکی، یک مقدار کمی. مُرچتان ( فلفلتان ) پیچی به من دهید، یا: کمتر زیره آورده بودم، یک پیچیشه ( یک پیچی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پیچیر پیچیر - picir Picir، معادل پچ پچ، زمزمه، آهسته، یواش، گوشکی گپ زدن. ( در گوشی حرف زدن ) مثال: پیچیر پیچیر کرده دعاه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پَی تابَه - Paytoba نوعی جوراب نرمی که پیش از پوشیدن کفش به پا می پیچند. این واژه از دو ریشه مرکب است: پای ( پی ) و تابه ...