پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٤٩٥)
روسی سازی. russify
( russetting ) سیب قرمز زمستانی، روستائی، ضخیم، زبر.
( russeting ) سیب قرمز زمستانی، روستائی، ضخیم، زبر.
حنائی، خرمائی، روستائی، ضخیم، زبر.
لالایی و خوراک و پوشاک، شغل و عقاید از دیگر مقوله های فرهنگ عامّه که با بررسی آن میتوان به فرهنگ منطقه ای خاص پی برد. چگونگی خوراک و پوشاک و شغل است ...
دانشجوی داوطلب شرکت در شبانه روزی پسرانه و دخترانه.
زندگی روستائی.
( rupicolous ) شبیه خروس کوهی، سنگ زی، صخره زی.
( rupicoline ) شبیه خروس کوهی، سنگ زی، صخره زی.
واحد پول اندونزی.
پست، کوچک، حقیر، ناچیز.
تخته رکاب اتومبیل.
جوی، آب رو، نهر کوچک.
لالایی و وسایل زندگی و حرفه ها و باورها از دیگر مقوله های فرهنگ عامّه که با بررسی آن میتوان به فرهنگ منطقه ای خاص پی برد. چگونگی اشیا و لوازم زندگی، ...
بدون برد در دور مسابقه.
پله نردبان، استوانه گردنده، گوی، نهال.
( runlet ) بشکه کوچک، واحد گنجایش مایعات قدیمی.
( renegade ) مرتد، از دین برگشته.
خطای حین رانش.
بی درجه، بی رتبه.
آدم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق، قاچاقچی.
لیوان مشروب، جام باده.
لالایی و خرافات غیر از اعتقادات دینی و آیینهای مذهبی، پاره ای عقاید خرافی نیز در لالایی ها به چشم میخورد که نمایانگرِ کمی دانش و ناتوانی پیشینیان در ...
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: مصروف: مشغول.
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: انترنت: اینترنت.
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: لین: خط.
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: دوسیه خانه: بایگانی.
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: حویلی: حیاط در خراسان هنوزم به حیاط حویلی میگویند، این واژه از ایران باستان است.
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: کوټه: اتاق
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: کلکین: پنجره در خراسان هنوزم به پنجره کلکین میگویند، این واژه از ایران باستان است، و چند روستا با نام کلکین داریم و ...
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: چوکات: چارچوب
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: پکول: کلاه محلی
از واژگان دری پشتوی هراتی کنونی: لنگی: عمامه
( ruminal ) شکمبه ای.
( rumenal ) شکمبه ای.
حمل مشروب قاچاق.
( rhumba ) ( درکوبا ) رقص سیاهان، رقص رومیا.
خرابکار، ویرانگر.
دارای چین های ظریف و کوچک.
ویران کردن، خراب کردن، منهدم کردن، معدوم کردن.
پیچ و تابدار.
( rufous ) قرمز کم رنگ، بور، خرمائی مایل بقرمز.
( ruff ) یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون و میلادی، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن.
حنائی رنگ.
روینده درمیان مواد پوسیده و فاسد.
آدم بی تربیت، آدم پر سرو صدا.
چوپانی که گوسفندان خود را با گل اخری رنگ کرده.
مرغ سینه سرخ اروپائی، ( م. م. ) پول طلا، لیره طلا.
گل اخری، گل اخری زدن به، قرمز کردن.
( ruche ) یقه باریک توری و حاشیه دار زنانه، پارچه توری.