پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤٠٣
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره ( جامه ) پوشاندن، سنگ چین کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reverie ) خیال واهی، خیال خام.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جامه روحانی پوشیدن، روکش کردن، دوباره گماشتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حکم اعاده وضع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reversional ) رجعی، رجوعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای حق رجوع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( reversionary ) رجعی، رجوعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشقدر معکوس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طنین انداز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مامور مالیاتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرانعکاس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشگذران، عیاش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وحی دهنده، افشاء کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

الهام، مکاشفه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل مکاشفه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه قابل استفاده مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با بازگشت به صفر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمزبازگشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بطرف پائین و عقب خم شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره واگذار کردن، ( طب ) از سطح خارج بداخل نفوذ کردن، ( درمورد مرض ) عمقی شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( retroflexion ) برگشتگی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُوم - Zum یک رو ( پررو ) ، کپ نادرا ( حرف گوش نکن ) ، دروندار ( موذی و تودار و آبزیرکاه ) . مثال در گویش: این ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زُولال - Zulol صاف و شفاف، زلال. مثال در گویش: آسمان امروز صاف و زلال، آب جویهای تیره ماه زُولال میشود. این واژ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَفت - Zaft یعنی طاقت، ثبات. مثال در گویش: این گپ ( حرف ) های بیهود را زفت من ( یا: زفتم ) نمیبردارد. این واژه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَف کردن kardan - Zaf، یعنی سست شدن، دلتنگ گشتن. مثال در گویش: چنان گپ ( حرف ) را دراز کرد که دلهام ( دلهایم ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَرَنگ - Zarang، یعنی زمین سفت و سخت. مثال در گویش: این زمین زرنگ را شدگار [شیار] کردن دشوار است. این واژه استع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَرَنگ - Zarang، یعنی زمین سفت و سخت. مثال در گویش: این زمین زرنگ را شدگار [شیار] کردن دشوار است. این واژه استع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زارَه، زارا - Zoro Zora، یعنی شاید، بلکه. مثال در گویش: این قدر دلتنگی نکن زاره حاضر آمده ماند، زارا یگان دوختو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زارَه، زارا - Zoro Zora، یعنی شاید، بلکه. مثال در گویش: این قدر دلتنگی نکن زاره حاضر آمده ماند، زارا یگان دوختو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زَپ - Zap، یعنی مفت، رایگان. این واژه در اصل زب بوده است و در برهان چنین شرح یافته است: به معنی رایگان است و آن ...

پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زاری کردن - التماس نمودن، التجا کردن. مثال در گویش: بیچاره چه قدرها زاری کرد به گوش هیچ کس ندرامد، چه قدر زار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار مانده - این تعبیر هر چند از واژه زار به معنی خوار و زار است، اما در استعمال مردم معنی اصلی اش را ندارد، بلک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار شدن _ نیازمندی، محتاجی. مثال در گویش: به یک پارچه ( تکه ) نان زار شده ماند، به دیدارش زار شده ماندم. در سمر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَه - Rah، یعنی مرتبه، بار، دفعه. مثال در گویش: دو ره آب آورده بود که همه جا سیراب شد، باز سه چار ره کشانیتان، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زار شدن _ نیازمندی، محتاجی. مثال در گویش: به یک پارچه ( تکه ) نان زار شده ماند، به دیدارش زار شده ماندم. در سمر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی نشدن. شرم کردن، جرئت ننمودن، میل نکردن. مثال در گویش: رویم نشد که از وی پول پرسم، شما را با خود آوردنی بوده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رویِ نادید - قهر کردن، از هم ترک علاقه کردن و قطع نمودن روابط دوستی و خویشاوندی. مثال در گویش: دو برادر بالای م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رمز بازیابی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزمایش مجدد، محاکمه مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره مخابره کردن، دوباره فرستادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقبی، پسین خلفی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخابره مجدد، ارسال مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابلیت انقباض. قابلیت منقبض شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبکه وار، مشبک، زنبوری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبکه بندی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( reticence ) خاموشی، سکوت، کم گوئی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عضله نگاهدارنده، عضله ماسکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معرض رطوبت قرار دادن، خیس کردن، خیساندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حیات بخش.