پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)
حریف را با مشت جلو آمده از خود دور کردن.
( بصورت نامرتب ) پراکنده، آواره، متواری، پرت، دورافتاده.
لوچ، احول، دوبین.
نقطه مانند، بشکل خال، نقطه نقطه.
لوله بخاری.
مقوی، قوی، تنومند، با اسطقس.
نیرومند شدن، نیرومند ساختن، عازم شدن.
تنگ، سبو، قدح آب مقدس.
عظیم، غول آسا، بزرگ، قوی، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان.
لحظه، وقفه، فصل، دوران، درد، غم، حمله، درد کردن.
شمعدانی.
شامل تمام موجودی انبار یا تمام فروشگاه.
بابرنامه انباشته.
انبارش و ارسال.
ثبات انباره.
مکان انباره.
حفاظت انباره.
تکه تکه شدن انباره.
یاخته انباره.
فشردگی انباره.
میانگیر انباره.
گنجایش انباره.
آرایه انباره.
انبارشدنی، انبار کردنی.
تخصیص انباره.
متوقف کننده، توقف، مسدود کردن.
خیابان فرعی.
عنصر ایست.
( =short stop ) آبگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود.
ذره ئ ایست نما.
سنگدل، بی رحم.
گل ناز.
سنگ تراش، ماشین سنگ بری.
سنگواره سوسنیان.
کاملا ورشکست، لات، بی پول.
کاملا کور.
دهان دار، روزنه دار.
( =stomal ) دهان دار، وابسته به دهان، دهانی.
وابسته بدهان، دهانی، شبیه دهان، فمی.
سرزنده، مغرور، کله شق، پر از باد غرور، شکم گنده، پرخور، بی علاقه، بی میل.
پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه، سینه بند.
معدی، شکمی، اشتها آور، شربت اشتهاآور.
ساقه دار، دارای ساقه باریک.
نان خمیری شیرین حاوی میوه وخشکبار.
سوراخ محل سوخت ریزی بکوره، تنوره.
اتاق آتشخانه کشتی، محل سوخت ریزی، تون.
( stogie ) سیگار برگ باریک وگران قیمت، کفش زمخت.
فن قیاس اوزان اتمی عناصر بایکدیگر.
( stogy ) سیگار برگ باریک وگران قیمت، کفش زمخت.
کودن، قطور، تنومند.