پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)
ساختمان کردن، تبدیل به ساختمان کردن.
تیر فولاد یا آهن ساختمانی.
پارچه یا پتوی صخیم قدیمی.
دارای استرونیوم.
نسبتا قوی.
گل آذین مخروطی شکل، مخروط.
بیف استروگانف، گوشت پخته نازک با خردل.
( ationzstrobili ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.
( strobiolation ) تشکیل رشته، باریک شدگی، بند بند سازی.
تپش بارق.
رقاصه برهنه.
شیاردار، خط دار.
سیم دار، سیمی، طنابی.
کراوات باریک.
پرونده رشته ای.
( contrabass ) ویولون سل بم، کنترباس
بی ضربه، بدون ضربت.
( دربازی بیس بال ) منطقه خط سیر، سیرمجاز گوی چوگان زن.
بدن خراش، قشو، برس یا ماهوت پاکن مخصوص بدن، یکرشته تزئینات موجی ساختمان.
( stridulous ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.
( stridulatory ) دارای صدای گوشخراش، گوشخراش.
وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، نمونه، الگو، صاف کردن.
پراکندگی، بهم ریختگی، آشفتگی.
قابلیت بسط.
قافیه مشدد، قافیه موکد.
کوشش بلیغ، بذل مساعی.
خطوط تراموا.
ویروس معمولی ( در برابر ویروس ضعیف شده آزمایشگاهی ) .
دراز کردن، گستردن، شروع کردن.
خط دار، رگه دار، دارای اخلاق وخصوصیات فردی، ناصاف، قابل تغییر.
مقوای کاهی.
دستور عدم پرداخت چک به بانک.
توت فرنگی درختی.
بانک استان، بانک دولتی.
مات ومبهوت، دارای نگاه خیره.
اسب قزل، اسب قرمز رنگ.
رنگ زرد براق مایل به قرمز، رنگ زرد کهربائی.
اخذ رای غیر رسمی وآزمایشی.
شراب شیرین کشمش.
وردست سر عمله، مباشر کارگران.
( stravage ) سرگردان بودن، بی هدف بودن، پرسه زدن.
( stravaig ) سرگردان بودن، بی هدف بودن، پرسه زدن.
دانشمند چینه شناس.
بستر پهن مسیر رودخانه.
چینه چینه، طبقه طبقه.
خفه کردن، خفقان ایجاد کردن، گلو را فشردن.
انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سروصدا.
( گیاه ) تاتوره، برگ خشک یا نمک تاتوره.
راست، مستقیم، رک، سر راست.
زاویه درجه.