پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤٠٥
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاقباز، برپشت، بی حس، بی عاطفه، بی حال، سست، به عقب برگشته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وارونه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگونی، خمیدگی، وارونه بودن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پس دادن، بحال اول برگرداندن، اعاده کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقطه باز آغازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرط بازآغازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور المل بازآغازی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوابگوئی، پاسخ، مجلس مناظره، آزمون مقدماتی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( resplendence ) درخشندگی، جلوه، شکوه، تلالو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه تنفسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل تنفس.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازستانی منابع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صمغی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به صمغ یا رزین کردن، صمغی شدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( resin ) صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه، رزین، صمغ، با صمغ پوشاندن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدول کننده، ارتجاعی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغناطیس پس ماند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرخ خطای پس مانده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه مقیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعه مقیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمل مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز نشانش به صفر، صفر کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخه باز نشانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایانه بازنشانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پژوهشگر، محقق.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی راس . واژه اصیل پارسی روی راست و آشکارا، در معرض عموم. مثال در گویش: روی راس گپ زدن گیرید. یعنی روی به طرفی ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی را مَه ندیدن - در مورد کسی که از دیگران برتری و افضلیت ندارد، گفته میشود و حالت طعن و ملامت دارد. مثال در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَسوایو رّد - rad Rasvoyu، معادل رسوای عالم، شخص بی آبرو، بی هنر و مطرود مردم. مثال در گویش: وی یک سال باز رسوا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : ردِ معرکه، یعنی مطرود مردم، شخصی را که در میان مردم بی آبرو و رانده شده به جمعیت او را راه نمیدهند، آنرا رد معر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَستَه Rasta - معادل ردیف، دکانهای به هم پیوسته در کوچه و در بازار. در برهان به صورت راسته آمده است که اینک تغی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقشه کشیدن، بمقیاس کوچکتری ترسیم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لغو یا فسخ کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل فروش مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروس مجدد، حراج مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خفاش، شبکور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سزا، تاوان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضرورت، لزوم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماز میت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوسه ماهی درنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علامت درخواست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار، نیکنامی، اشتهار، قابلیت اشتهار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رد کننده، منکر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منکر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمهوری کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجدید چاپ، انتشار مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خزنده، کشاله کش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره تولید کننده، تجدید کننده. تکثیر کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردود، فاسد.