پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
تاقباز، برپشت، بی حس، بی عاطفه، بی حال، سست، به عقب برگشته.
وارونه.
واژگونی، خمیدگی، وارونه بودن.
پس دادن، بحال اول برگرداندن، اعاده کردن.
نقطه باز آغازی.
شرط بازآغازی.
دستور المل بازآغازی.
جوابگوئی، پاسخ، مجلس مناظره، آزمون مقدماتی.
( resplendence ) درخشندگی، جلوه، شکوه، تلالو.
دستگاه تنفسی.
قابل تنفس.
بازستانی منابع.
صمغی.
تبدیل به صمغ یا رزین کردن، صمغی شدن.
( resin ) صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه، رزین، صمغ، با صمغ پوشاندن.
عدول کننده، ارتجاعی.
تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله.
مغناطیس پس ماند.
نرخ خطای پس مانده.
مقیم.
برنامه مقیم.
قطعه مقیم.
حمل مجدد.
باز نشانش به صفر، صفر کردن.
چرخه باز نشانی.
پایانه بازنشانی.
پژوهشگر، محقق.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی راس . واژه اصیل پارسی روی راست و آشکارا، در معرض عموم. مثال در گویش: روی راس گپ زدن گیرید. یعنی روی به طرفی ...
اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : روی را مَه ندیدن - در مورد کسی که از دیگران برتری و افضلیت ندارد، گفته میشود و حالت طعن و ملامت دارد. مثال در ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَسوایو رّد - rad Rasvoyu، معادل رسوای عالم، شخص بی آبرو، بی هنر و مطرود مردم. مثال در گویش: وی یک سال باز رسوا ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : ردِ معرکه، یعنی مطرود مردم، شخصی را که در میان مردم بی آبرو و رانده شده به جمعیت او را راه نمیدهند، آنرا رد معر ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : رَستَه Rasta - معادل ردیف، دکانهای به هم پیوسته در کوچه و در بازار. در برهان به صورت راسته آمده است که اینک تغی ...
نقشه کشیدن، بمقیاس کوچکتری ترسیم کردن.
لغو یا فسخ کننده.
قابل فروش مجدد.
فروس مجدد، حراج مجدد.
خفاش، شبکور.
سزا، تاوان.
ضرورت، لزوم.
نماز میت.
کوسه ماهی درنده.
علامت درخواست.
اعتبار، نیکنامی، اشتهار، قابلیت اشتهار.
رد کننده، منکر.
منکر.
جمهوری کردن.
تجدید چاپ، انتشار مجدد.
خزنده، کشاله کش.
دوباره تولید کننده، تجدید کننده. تکثیر کننده.
مردود، فاسد.