پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤٠٧
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملامت کننده.

پیشنهاد
٠

لالایی های چناران سر کوه بلند، نی میزنم مو شتر گم کرده ام، رَد میزنم مو شتر گم کرده ام، شتر شاهی چنان نی میزنم، دلبر کجایی . خدایا دل ندارم، دل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بصورت اصلی برگرداندن، دوباره بکر کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تعلیق مجازات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : زیتیر کردن - Zitir، یعنی تحت فشار گذاشتن، اصرار کردن، مجبور کردن یا به کاری با زور وادار ساختن. مثال: آمده زیتی ...

پیشنهاد
٣

لالایی های خاف اللّه مدد، اللّه مدد یا غوص ربّانی مدد تربت بود مقام تو از عرش آید نام تو یا ژنده پیل، پیل خدا یا احمد جامی مدد . لالا لایی گل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قابل عرضه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارشی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارش نویسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارش دادنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه گزارش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارش زائی، تولید گزارش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گزارش زا، مولد گزارش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخواست تجدیدنظر، استیناف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دستوالعمل تکرار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره مسکون ساختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توبه کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دافع، زننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت دفع، دفع شدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اعشاری مکرر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسر مکرر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسلحه خودکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکرارکن. . . تااینکه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لغو کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جبرانی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مدت تعمیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باز نو سازنده، بدعتکار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاوم، سرسخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقاومت، مخالفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : باغ و راغ. باغات و عموما دشت و مرغزار مردم نشین را میگویند. از واژگان کهن پارسی است. مثال در گویش: در گرداگرد ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : چشم راغ رفتن. مثال در گویش: خواب زیر کرده است، چشمانش راغ میرود. شاید منظور این باشد که چشمانش خواب آلود و تن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راغ - سوراخ، جای وسیع و گشاده. در پارسی کهن اغلب واژه راغ در کنار دشت بصورت ( دشت و راغ ) در ادبیات فراوان داری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راشید، و راشو. این واژه اگرچه کمی عجیب استفاده میشود، لیکن فعل امر است و شکلهای دیگری ندارد. به معنی آماده شوید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست استادن، و راس استادن. به پای ایستادن. راس ( ت ) نه ایستید، شنید [بنشینید] . در عبارت و گفتگوی ها پرکاربرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : تگ یعنی بیخ، بن، پایین، ته. امیر خسرو این واژه را برای پایان نیز آورده: در تگ آبش ز صفا ریگ خرد کور تواند به د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : تارسکی یعنی سیلی. مثال در گویش: راس به تگ ( بیخ، بن ) گوشش یک تارسکی ( سیلی ) فراورد ( زد، فرود آورد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شنید، امر به نشستن، یعنی بنشینید. مثال در گویش: راس ( ت ) نه ایستید، شنید [بنشینید]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست، راس. متضاد چپ. از کلماتی است که هنوز پرکاربرد است و فقط گاهی ت آخر آن همانند گویش خودمان محذوف میشود. مثا ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : راست برآمدن گپ - یعنی درست در آمدن گفته و حرف. مثال در گویش: به شما گفته بودم وی آدم خوب نیست، گپم راست برامد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دینَه - Dina، یعنی دیروز، روز گذشته. از واژگان اصیل پارسی است که هنوز در کشورهای جدا شده از ایران عزیز استفاده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دوس رو - یعنی زیبا، خوش سیما. مثال: دختر چیتان ( دختر چه تان ) دو سرو ( یا: دوس رویگک ) شده است. این واژه از دو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجدید کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت تجدید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل ارائه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجر دهنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت دوری، حرکت مجدد.