پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤١٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه دور دست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادخال کار از دور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشانه دور دست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهی چسبنده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکوهشگر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره معادل پول شناختن، پول سازی کردن، دوباره رایج کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشش، عفو، آمرزش، گذشت، پرداخت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت، انتقال، ارسال وجه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعماد کننده، متکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسابقه برگشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج مجدد، تجدید فراش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانده، تتمه. مغناطیس پس ماند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای نفرات تازه کردن، مردانگی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخالف کردن، مقابله کردن، بی میلی کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( برق ) مقاومت ویژه مغناطیسی، واکنش نفوذ پذیری مغناطیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن کردن، برافروختن، مشتعل کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی میلی، اکراه، بیزاری، مخالف، مقاومت مغناطیسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضریب جابجائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازکننده جابجاساز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال جابجاپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه جابجاپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی جابجاپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه جابجاپذیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جابجاپذیر.

پیشنهاد
٢

لالایی های درگز لالا لالا که لالات میکنم من نگاه برقد و بالات میکنم من لالا لالا که لالات بی بلا باد نگهدار شب و روزت خدا باد . لالا لالا عزیز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَهَن کَلان - شخص با نفوذ، دارا، خودستا. مثال: این کس از دهن کلانهای ده ما هستند، وی آدم دهن کلان، هر کس را پسن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَووغیج - Davuej، تقلا، تلاش، تکاپو، تک و دو، تردد. مثال: تادووغیج نکنید، این حجت را به دست آورده نمیتوانید، یک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خوش طعم، لذیذ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بقایا، مرده ریگ.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوباره خط کشی کردن، خط تازه کشیدن، استر نو انداختن، پارچه کتانی تازه دوختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیرو متعصب دین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برجسته، برجسته کاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسکین دادنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پائین رفتن آب و نمایان شدن زیر آب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

احاله.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل ترخیص یا نشر، رهاشدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تقویت کننده امدادی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرکز باز پخش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازگوگر، شاکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویس نسبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خطای نسبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانی دهی نسبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی نسبی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملگر رابطه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وازدن، نپذیرفتن، نپسندیدن، رد کردن، امتناع کردن از، دور انداختن، مازاد، مطرود، وازده، ( درجمع ) فضولات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرمایه گذاری مجدد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیمه اتکائی کردن، دوباره بیمه کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی لجام.