پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
دوباره بالا رفتن، برگشتن، دوباره سوار کردن.
ایستگاه دور دست.
ادخال کار از دور.
پیشانه دور دست.
ماهی چسبنده.
نکوهشگر.
دوباره معادل پول شناختن، پول سازی کردن، دوباره رایج کردن
پرداخت کننده.
بخشش، عفو، آمرزش، گذشت، پرداخت.
پرداخت، انتقال، ارسال وجه
اعماد کننده، متکی.
مسابقه برگشت.
ازدواج مجدد، تجدید فراش.
مانده، تتمه. مغناطیس پس ماند.
دارای نفرات تازه کردن، مردانگی کردن.
مخالف کردن، مقابله کردن، بی میلی کردن.
( برق ) مقاومت ویژه مغناطیسی، واکنش نفوذ پذیری مغناطیسی.
روشن کردن، برافروختن، مشتعل کردن.
بی میلی، اکراه، بیزاری، مخالف، مقاومت مغناطیسی.
ضریب جابجائی.
بازکننده جابجاساز.
روال جابجاپذیر.
برنامه جابجاپذیر.
نشانی جابجاپذیر.
برنامه جابجاپذیر.
جابجاپذیر.
لالایی های درگز لالا لالا که لالات میکنم من نگاه برقد و بالات میکنم من لالا لالا که لالات بی بلا باد نگهدار شب و روزت خدا باد . لالا لالا عزیز ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَهَن کَلان - شخص با نفوذ، دارا، خودستا. مثال: این کس از دهن کلانهای ده ما هستند، وی آدم دهن کلان، هر کس را پسن ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَووغیج - Davuej، تقلا، تلاش، تکاپو، تک و دو، تردد. مثال: تادووغیج نکنید، این حجت را به دست آورده نمیتوانید، یک ...
خوش طعم، لذیذ.
بقایا، مرده ریگ.
دوباره خط کشی کردن، خط تازه کشیدن، استر نو انداختن، پارچه کتانی تازه دوختن
پیرو متعصب دین.
برجسته، برجسته کاری.
تسکین دادنی.
پائین رفتن آب و نمایان شدن زیر آب.
احاله.
قابل ترخیص یا نشر، رهاشدنی.
تقویت کننده امدادی.
مرکز باز پخش.
بازگوگر، شاکی.
برنامه نویس نسبی.
خطای نسبی.
نشانی دهی نسبی.
نشانی نسبی.
عملگر رابطه ای.
وازدن، نپذیرفتن، نپسندیدن، رد کردن، امتناع کردن از، دور انداختن، مازاد، مطرود، وازده، ( درجمع ) فضولات.
سرمایه گذاری مجدد.
بیمه اتکائی کردن، دوباره بیمه کردن.
بی لجام.