پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٥٣٧)
نرمی، ملایمت، رقت.
نرم سازی، ترقیق، ملایمت، دقیق و لطیف سازی.
زیر زمینی، نهانی، تحت الارضی.
گرمسیری، زیر منطقه معتدله.
پائین تر از سن.
( substructure ) زیرساخت، زیر سازی، زیر ساختمان، زیر بنا.
( substitution ) تعویض، جانشینی، علی البدلی، کفالت.
بصورت اسم در آوردن، دارای ماهیت کردن، ذاتی کردن.
محقق شده، بادلیل اثبات شده، تجسم یافته.
اسمی، مربوط به اسم.
زیر آفتابی، واقع در نواحی گرمسیر، در ظل آفتاب.
شاخه کوچک، شاخه فرعی، گیاه کوچک، گیاهیزه.
توالی بعدی، رشد ثانوی.
زیرنویس دار.
تاخیر، توالی. زیردنباله.
کران زیرنویس.
خط متعلق به مشترک.
حلقه متعلق به مشترک.
نیمه شور.
نیمه اشباع شده، نزدیک به اشباع.
شبه اشباع.
پیونددهی زیرروال.
کاهش، تفریق، کاستن، منها.
جهش زیرروال.
فراخوانی زیرروال
زیررویه.
معاون رئیس مدرسه، نایب رئیس، تیر فرعی تاق.
اغواء کننده.
تقریبا بیضی، نیمه بیضی.
اغواء بکار بد، زیر پا نشینی، اغواء.
تابع، مادون، تبعی.
راسته فرعی، طبقه بندی فرعی، ردیزه، خرده راسته.
واقع درعمق اقیانوس، زیر اقیانوسی.
زیر چشم، واقع در زیر چشم.
کوهپایه ای، دامنه ای کوهی.
خیلی کوچک.
مطیع، پست، پائین.
غوطه ور کردنی، قابل فرو کردن در آب.
( submerge ) درآب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ورساختن، پوشاندن، مخفی کردن.
آرواره پائین، وابسته به استخوان فک پائین.
مسلسل خودکار یانیمه خودکار، مسلسل دستی.
قلمرو تابعه، سلطنت تابع سلطنت دیگری.
لالایی های گلپایگان الا لالا گُل قندم عزیز رود دلبندم مکن ناله، مکن گریه به قنداقت نمی بندم الا لالا گُل لاله پلنگ در کوه می ناله نَه بز میخوا ...
الحاق، افزایش در پایان، چیز اضافه شده.
افزودن، در پایان افزودن، اضافه کردن.
تبعیت.
واقع در زیر، مادون.
( subinfeudation ، =subinfeud ) اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیر دیگری برای بیعت با او، ملوک الطوایفی فرعی.
عنوان جزء یا فرعی، عنوان فرعی مقاله.
نیمه سنگواره.