پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٤٠٠
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( rock and roll ) رقص راک اندرول، رقص بحنبان و بچرخان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرتابه یا موشک کوچکی که بوسیله بالون درارتفاع زیاد منفجر شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کبوتر کوهی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاربست، سنگ بست، احاطه شده با صخره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باغچه ای که با سنگ تزئین شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( گیاه شناسی ) سرخس کوهی ( جنس cryptogramma و تیره ی polypodiaceae ) ، بسفایج معمولی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل قند، آبنبات، نبات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبه کتانی گشاد اسقفان و راهبان، ردا یا عبا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیرومند، ستبر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد وسائل خود کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینه سرخ اروپاپی و آمریکائی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انواع درختان کاج.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درافسانه های قرون وسطی ) رابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسی، حامی ضعفا.

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سَرش بَه آب ریختن. به سر چیزی آب ریختن، نابود کردن، چیزی را یا کاری را بی اندیشه و بی فکر و تدبیر تغییر دادن، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سُوراب - Surob در اصل سَراب Sarob است. زمین شوره را گویند که در آفتاب میدرخشد ( برهان ) . سُوراب در سمرقند به م ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سَر بَه آسمان رَسیدن - rasidan osmon ba Sar خوشحال شدن، نهایتِ شادی و منت پذیری. مثال در گویش: منه ( مرا ) حر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سُوراب - Surob در اصل سَراب Sarob است. زمین شوره را گویند که در آفتاب میدرخشد ( برهان ) . سُوراب در سمرقند به م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سَخت - Saxt ممسک، بخیل. مثال در گویش: وی آدم جدا سخت است، شما این خیل سخت نبودید - کو، آدمِ سخت برکت نمی یابد.

پیشنهاد
٠

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سایَه تُنُک بودن - budan tunuk Soya در مورد کسی گفته میشود که حسّاس و زودرنج و ضعیف جثه است. مثال در گویش: دخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : ستاره - Sitora وجه، روی، سیما. دخترشان خیلی ستاره گرم بوده است، ستاره اش خنک و سرد ( زشت ) بوده است، یعنی نازیب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سان - Son این واژه بیشتر به آهنگ طنز و تمسخر بکار میرود. مثال در گویش: انه این کس هم به سان درآمده اند و امروز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ای عربی که در اصل بصورت مُخَلّاة است و در پارسی مخلات نوشته میشود، به معنی توبره. شیخ بهایی کتابی به همین نام نوشته و در کشکول خود نیز آورده: ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرش کننده، آدم پر سر وصدا.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لنگر گاه طبیعی، کشتی گاه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درمورد اتومبیل ) راهواری، قابل مسافرت در جاده، جاده رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

راهوار، جاده رو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با مبنای ثابت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای خطوط مارپیچی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرچ کننده. واژه Riveter به معنای پرچ زن، شخص یا دستگاهی که از طریق پرچ، دو قطعه فلز را به هم متصل میکند، است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بطرف رودخانه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکافتن، جدا کردن، ترکیدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فوق العاده، عالی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( نجاری ) اره مخصوص برش طولی چوب، اره کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شستشو کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز کبود ماده، تلیله نوک دراز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغ طوق دار، کبوتر طوقی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلقه زلف، طره، کلاله، انگشتری کوچک.

پیشنهاد
٥

لالایی های تنکابن نَنو نَنو لالایی چه خوبی و با صفایی عروسکم سواره ننوی خوبی داره لالا لالا عروسک ای گُل ناز کوچک بخواب بخواب قشنگم خوشگل رنگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قمری، فاخته، کبوتر جنگلی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دارای دهن باز، دارای لبان برگشته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوراخ حلقه دار مهره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( دامپزشکی ) استخوان زائد بخولق اسب که سبب لنگی آن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغییر مکان حلقه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شمارنده حلقه ای.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( پرنده یا حیوان دم دار ) دارای دایره ی رنگی دور دم، دم طوقی، دارای حلقه های الوان دردم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوسته دار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صخره ای که لبه ی پرتگاه یا تند شیب را تشکیل می دهد ) لبسنگ، صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی، لبه بر امده صخره مزبور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( rimose ) چاک چاک، خط خط، خراشیده، ترک دار.