پیشنهاد‌های علی اکبر منصوری (١,٣٠٦)

بازدید
٤٩٤
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٤٥

مایع منی ( اصطلاح عامیانه پورنوگرافی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٣٤

نکته جالب در مورد Defeat ) اگر بعنوان اسم بکار برود به معنای شکست و ناکامی است ولی اگر بعنوان فعل بکار رود به معنای پیروز شدن، غلبه کردن، شکست دادن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨٦

زیر گریه زدن، به یکباره زیر گریه زدن، He burst into tears او به یکباره زیر گریه زد!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨٦

1 - رسیدن به ( کسی یا چیزی ) You go I'll catch up with you تو برو من بهت می رسم. 2 - اثر سو گذاشتن بر ( کسی یا چیزی ) Old age catches up with everyon ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧٩

دیگر، دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، ( بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧٥

شروع کنید! - بفرمائید، خدمت شما!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦٢

به شرطی که ( عبارت قیدی ) مادامی که ( عبارت قیدی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤٤

ترجمه لغت به لغت آن زیاد برای ما فارسی زبان ها آشنا و رایج نیست، ولی در کل به عنوان تقاضای محترمانه یا رسمی برای انجام کاری است. بهترین واژه ها شاید ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤٥

- کاهش یافتن، افت کردن! - پایین انداختن، پیاده کردن! ( مثلا تو فارسی خودمونی میگیم منو همینجا بنداز پایین، یعنی من را همینجا پیاده کن ) - به خواب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١٩

با کسی رابطه جنسی شروع کردن، با کسی مرتبط شدن، چیزی یا کسی را به چیز دیگر یا کس دیگر وصل کردن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١٩

مخفف "I have got you" ، این اصطلاح که مخففش میشود "got you" در تلفظ سریع بصورت "gotcha" گفته می شود. 1 - یعنی : گیرت آوردم، مچت رو گرفتم، 2 - یعنی: م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠٣

با spilt اشتباه گرفته نشود! Spill, Spilled/ Spilt که به معنای ریختن، پاشیدن است!!! Split, Split, Split تقسیم کردن، دو بخش کردن، دانگی کردن My fri ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦٤

آبنبات یا شکلات های شمش مانند، شکلات یا آبنبات مکعب مستطیلی که حاوی دانه های فندق، بادام و. . . میباشد، شکلات تخته ای ( candy شکلات هم معنی میشود ) ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨٣

روایت، توضیح، توجیه،

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧٥

( علیرغم اینکه همه میدانیم این کلمه به معنای ناخوش احوال، حال ندار و. . . ، بکار میرود ) این کلمه به معنای : عالی، باحال، خفن و خوب هم بکار برده می ش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨١

قدردانی کردن با احترام از کسی بصورت عمومی ( معمولا در رسانه های اجتماعی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨١

پر کردن زمان یا مکان ) مثال برای هردو: These files take up a lot of disk space این فایلها یک فضای بسیار زیادی از دیسک را اشغال می کنند. I’ll try n ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥٧

معادل freaking و frigging که اصطلاحاتی برای تاکید بر چیزی یا بیان خشم است مثال ) 1 - You think you're so fucking smart, don't you تو ( لعنتی /لامصب/ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧٥

کنار گذاشته شدن از پرواز، ( وقتی یک شرکت هواپیمایی بیش از ظرفیت هواپیما، بلیط فروشی کند از مسافران درخواست می کند که هر کدام مایل باشند از لیست پرواز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧٨

1 - شروع به کار کردن ( به منظور دستیابی به یک هدف خاصی ) 2 - شروع کردن یک مسافرت 3 - شرح دادن ( با جزئیات کامل و معمولا بصورت نوشتاری ) 4 - قرار دادن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦٩

صفت ) متعهد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥٤

وقتی کسی می گوید I'm taken یعنی فعلا در حال حاضر با یک دختر یا پسر در ارتباط هستم اگر گوینده مرد باشد یعنی اینکه من فعلا دوست دختر دارم اگر گوینده زن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥٤

عامیانه جدید ) شگفت انگیز، معرکه، عالی، کولاک!!! ( در انگلیسی" مدرن"، بعضی از کلمات معنای قدیمی و اصلی آنها به مرور زمان تغییر کرده و بخصوص در بی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦٢

در پاسخ به کسیکه از شما تشکر کرده یعنی، حرفشم نزن یا قابلی نداشت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥٨

به راه ورودی ( کوتاه و اختصاصی ) گفته میشود که از جاده عمومی جدا و به پارکینگ منزل ختم میشود، محوطه اختصاصی جلوی پارکینگ منزل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥٩

Stalking به معنی تحت نظر داشتن، کمین کردن و تعقیب کسی ( معمولا زنان یا دختران ) بصورت غیرقانونی و بطور مداوم که البته جرم نیز میباشد و کسی که این کار ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤٠

گرسنه ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤٣

فرق cross out با cross off اگر مثلا یک لیست خرید دست شما باشد وقتی که بخواهید یک مورد از لیست خریدتان را بطور کلی حذف کنید روی آن جوری خط میکشید که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣٨

تقاضانامه رسمی و معمولا بصورت مکتوب برای چیزی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤٢

گم شدن، محو شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣٦

موردنظر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣٩

اصطلاحی برای تاکید بر آنچه که میگویید یا بیان خشم خود، مثل معادل فارسی ( لعنتی ) معادل انگلیسی fucking و frigging مثال1 - Traffic was a freaking nigh ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣٢

1 - به معنای : شرط می بندم ( برای مواقعی که شما از یک چیزی کاملا مطمئن هستید که درسته و اتفاق می افتد اگر چه نمی توانید آنرا ثابت کنید مثلا I bet you ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣٠

1 - اسم ) مخفف، سمبل، علامت مثال: US stands for the Uncle Sam US مخفف عمو سام است. 2 - فعل ) تحمل کردن، حمایت کردن، تایید کردن، به معنای مثال: Ma ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢٩

اصطلاحی است که برای مواقعی که شما با چیزی موافق هستید بکار برده میشود، به معنی ، اوکی، باشه، حله، موافقم، مشابه آن that's a deal هم به همین معناست!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣٠

روش مخ زدن جنس مخالف، شیرین زبونی برای جلب توجه، ( منظور شروع مکالمه با جنس مخالف به روش تملق گونه و طنز آمیز برای جلب توجه او می باشد ) متلک گفتن، ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٣

1 - اعتنا نکردن به، محل نذاشتن، سلام نکردن. 2 - امری ) گمشو! 3 - نرفتن، شرکت نکردن، حاضر نشدن ( سر قرار، کلاس، کار و غیره ) 4 - باد شکم خالی کردن! ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٩

پزشکی ) تشنج، نوعی حمله مغزی که در اثر آن امواج غیرطبیعی مغز زیاد میشوند و باعث تغییر در فعالیتهای مغزی، وضعیت روانی و بروز تونیک کولونیک عضلات میشود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٧

عامیانه ) حرف ندا ) برای بیان حس تعجب، اشتیاق یا شوکه شدن! معادل فارسی شاید اینها باشند: وای خدای من! جل الخالق! یا خدا! فتبارک الله! یا مریم م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٨

صفت ) 1 - ذاتی، فطری، بالفطره، طبیعی، غریزی مثال: Humans are hardwired for speech انسان ها بالفطره سخنگو هستند! Mothers are hardwired to protect th ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢٦

عادت کردن به

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢٦

1 - در معرض خطر، در مخاطره 2 - موضوع بحث، موضوع یا نکته ای که باید بهش توجه شود، نکته حائز اهمیت، موضوع مورد اختلاف! 3 - شرط بندی، در گرو، جایزه برن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢٤

استراحت کوتاه داشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢٤

مزخرف، بد، چرند، دست و پا چلفتی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢١

خیره شدن، زل زدن، خیره ( صفت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١٨

دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here we go again ای وای! دوباره شروع شد! یا ( یا خدا! بازم شروع شد! ) این عبارت بیشتر در مواقعی بکار برده میشود که شخص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١٩

( عبارت فعلی ) قدمت داشتن، به تاریخ عقب برگشتن، متعلق بودن به ( تاریخ خاص ) مثلا This building dates back to the 18th century قدمت این ساختمان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١٤

فرصت از دست دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١٠

فاحشه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠٩

یعنی در زادگاه یک شخص، یا جایی که آن شخص از آنجا آمده ( مثلا my friends back home یعنی دوستانم که در زادگاه من دارند زندگی میکنند - شاید بتوان معادل ...