hard wired


(کامپیوتر)، سیم بندی شده (hardwired هم می نویسند)، سیم بندی شده،سیم بستی،هم پیوند، سیم بندى شده، سخت افزارى کامپیوتر : سخت سیم پیچى شده
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. a hard-wired terminal
پایانه ی هم پیوند

تخصصی

[کامپیوتر] سیستم بندی شده، سیسم بندی سخت افزاری مربوط به اتصال فیزیکی دو قطعه از تجهیزات الکترونیکی بایک کابل ( سیم )
[کامپیوتر] سیم پیچی شده، سخت افزاری، سیم بندی شده .

به انگلیسی

• (computers) built-in, permanently connected, cannot be changed or adjusted (i.e. of a function or program)

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( کامپیوتر ) ، سیم بندی شده ( hardwired هم م ...جمله های نمونه1. a hard-wired terminal پایانه ی هم پیوندبررسی تخصصی[کامپیوتر] سیستم بندی شده، سیسم بندی سخت افزاری مربوط به اتصال فیزیکی دو قطعه از تجهیزات الکترونیکی ...انگلیسی به انگلیسی( computers ) built - in, permanently connected, cannot be changed or adjusted ( i. e. of a function or pr ...
معنی hard wired، مفهوم hard wired، تعریف hard wired، معرفی hard wired، hard wired چیست، hard wired یعنی چی، hard wired یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف h، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف h، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف h
کلمه بعدی: hard wired cirduit
اشتباه تایپی: اشقی صهقثی
آوا: /هارد ورد/
عکس hard wired : در گوگل
معنی hard wired

پیشنهاد کاربران

تثبیت شده
سختگیر
یک رفتار hard_wired ناشی از ژنهای ما هست و به شیوه ای است که مغز ما فرمان میدهد؛ بعبارتی اینگونه رفتارها باتجربه فراگرفته نمیشوند
عجین
سرشت طبیعی، عجین شده ( با )
صفت ) 1 - ذاتی، فطری، بالفطره، طبیعی، غریزی
مثال: Humans are hardwired for speech
انسان ها بالفطره سخنگو هستند!
Mothers are hardwired to protect their children
مادران ذاتا محافظ بچه هایشان هستند!
Speech is hardwired in the human brain
قوه ناطقه در مغز انسان غریزی است!
2 - مربوط به الکترونیک به معنای:
سخت سیم پیچی شده ، سیم پیچی شده ، سخت افزاری ، سیم بندی شده ، [همبندی شده ، سیم کشی شده] در طراحی کامپیوتر و الکترونیک ، قابلیت استفاده از سخت افزارها ( مانند مدارهای منطقی ) میباشد به عبارت کلی تر ، این اصطلاح در مورد کامپیوتر یا وسایل دیگری به کار میرود که بطور فیزیکی به یک سیستم یا شبکه متصل شده اند ، مثل ریز پردازنده ای که به وسیله یک اتصال دهنده یا کابل شبکه ای به یک شبکه محلی وصل شده است
ذاتی
فطری
موروثی
innate
not learned
if an attitude, way of behaving etc. is hard - wired, it is a natural part of a person’s character that they are born with and cannot change
genetically or innately determined
inborn
متحجر
تعبیه شده به طور دائمی و غیرقابل تغییر
نهاده شده در طبیعت, به ودیعه گذاشته شده
از پیش برنامه ریزی شده به صورت ژنتیکی
به طور پیچیده سیم پیچی شده
فطری ، ذاتی
]در اصطلاح] به معنای" ذاتی" و یا یک" ویژگی درونی" می باشد. گاهی به صورت Hard - wired هم نوشته می شود
با دوام
پر دوام
مقاوم
جان سخت
در لغت به معنی سیم پیچی و سیم کشی شده است و در اصطلاح به معنی ذاتی و فطری و ژنتیکی داشتن یک کاراکتر
the language capacity is genetically hard wired in the new born human.
*زبان* یک قابلیت فطری و طبیعی در نوزاد انسان میباشد.
نشات گرفته از ژنتیک به جای تجربه
فطری
صفت ، عادت یا هرچیزی که نهادینه ست و عوض کردنش دشواره
ویژگی های شخصیتی که با آن متولد شدیم و تغییر نمیکند
نهادینه کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما