پیشنهادهای مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)
[دوست مرا یاد کن به یه هله پوک] این زبانزد را به کسی گویند که به ویژه پس از بازگشت از سفر، دوست یا خوشاوند خودش را فراموش کرده و با یک رهاورد یا سوغ ...
گیازامه ای
"گیازامه" = آنتروزویید زامه ( کامه ی نر ) در گیاهان پست مانند جلبک ها و سرخسها.
واژه ی لمس به چم بی حس و سست و فلج، همان واژه ی لَس است که در برخی گویش ها به ریخت لَسم واگویی شده و با واژه های لش، لاش و لاشه که اندریافت بی حسی و ...
واژه ی لَس به چم بی حس، همان است که در زبان مردمی [لمس] گفته می شود. لس با واژه های لش، لاش و لاشه که اندریافت بی حسی و ناپویایی در آنهاست همریشه اس ...
پگاه بِکام
چِشته= طعمه خوراک اندکی که در دام نهند.
نیمروز خوش، نیمروز بکام
بیانه= اگزون، میانه= اینترون
پگاه بِکام به جای صبح بخیر
پگاه بکام، روز خوش
رِناتَن
چندلادی
دیسَک
واژه ی "میانه" به جای [اینترون]
در زیست شناسی، واژه ی "بیانه" به جای اگزون برگزیده شده است.
نوگرایی
پیش هسته ای، جاندار پیش هسته ای
پیش هسته ای
همتا، همسان، همانند
چلیپا
"چلیپایی شدن" جابجایی ماده ژنتیکی هنگام زادآوری ( تولید مثل ) جنسی بین فامینَک یا کروماتیدهای غیر خواهر دو فامتن ( کروموزوم ) همسان است که منجر به فا ...
هنگامِ. . . در همگامِ. . .
قندنما، قندواره
قندنما، قندواره
کافتن= شکافتن، تجزیه قندکافت= شکافتن قند، قندکافت به جای گلیکولیز
"قندکافت" کافتن= شکافتن، تجزیه قندکافت= شکافت قند
نوگلوکززایی
نوگلوکززایی
به سیفلیس دچار شدن، سیفلیس گرفتن، ( زبانزد ناسزاگونه )
خوردن ( به لحن ناسزاگونه و زننده )
دشنام آمیز، ناسزاگونه، زننده
دشنام آمیز، ناسزاگونه
برتری جو، فزونخواه، جاه پرست، زورجو
تیغبرگِ خارزبان، کاکتوس خارزبان= تیغبرگ زبان مادرشوهر
برتری جویی، برتری خواهی زورجویی، زورگرایی، فزون خواهی، جاه پرستی
برتری جو، برتری خواه زورجو، زورگرا، فزون خواه، جاه پرست
بازآغاز کردن
بازآغاز
جناب ملاقات و تلاقی لغات! عزیز باور کن ما در زبان پارسی واژه ای به نام کانسپت نداریم، نیست نداریم؛ چیه هر واژه ای رو باز می کنیم هی این واژه ی کذای ...
"ویژه خوار" در زمینه های اداری، سیاسی و اقتصادی، نامواژه ی ویژه خوار نشان دهنده ی کسی ست که از جایگاه خود برای دستیابی به منابع، امکانات یا فرصت های ...
ویژه خواری ویژه خواری به چم بهره گیری از امتیازها یا موقعیت های ویژه برای بدست آوردن سودهای شخصی است. این فرواژه بیشتر در زمینه های اداری، سیاسی و ...
"فرواژه" فرواژه، واژه ای پیشنهادی ست که می تواند در برخی نمونه های کاربرد واژه ی [اصطلاح]، به جای آن به کار رود.
خیره سرانه
"نوید" واژه ی نوید در بنیاد به چم خبر است لیک این واژه در پارسی نوین به چم خبر خوش و مژده به کار می رود.
دریافته= متوجه، متوجه شدی؟= دریافتی؟
واژه ی [روشن] را می توان به جای ملتفت به کار برد.
مایه
بیش دریافتی، بیش گرفتی، بیش گیری
بیش باری