پیشنهادهای مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)
بیش تیمارگر، بیش پرستار
بیش تیماری
بیش نرخی
بیش انگیزش
جداچاپ
جداچاپ
تبارنامه
تبارنامه، دودمانه، خاندا ن نامه
کدیوَری= ریاست، کدیور= رئیس
"کدیوَر" واژه ی کدیور در بنیاد به چم ( معنی ) کدخدا و دهبان و رئیسِ ده است لیک با گسترشِ چمِ واژه، می تواند به جای واژه ی رئیس نیز به کار رود. کدیور ...
کدیوَر
ویژگی نامیزه سازی، ویژگی نامیزه گری
نامیزه سازی، نامیزه ساختن نامیزه= امولسیون، نامیزه ساز= امولسیفایر
نامیزه ساز= امولسیفایر، نامیزه= امولسیون
"نامیزه ساز" نامیزه= امولسیون نامیزه ساز= امولسیفایر
نامیزه پذیر
نامیزه ساز
نامیزه ساختن، نامیزه کردن
نامیزه، نامیزه یا ناآمیزه همان ناآمیخته است. نامیزه نوواژه ای ست به جای امولسیون.
در دانش شیمی می توان از یکی از واژه های زیر به جای سوسپانسیون و تعلیق بهره گرفت: شناوری، غوته وری، آب آویزش، آب ویزش، آویزش
در دانش شیمی می توان از یکی از واژه های زیر به جای سوسپانسیون و تعلیق بهره گرفت: شناوری، غوته وری، آب آویزش، آب ویزش
برخی از، شماری از
برخی، شماری
نگهبانی، نگاهبانی، پاسداری، پاسبانی، نگهداشت
کار گذاشته شدن، گذاشته شدن، گذارده شدن، نهاده شدن
دمان، گاهان
زیستی فراورده های خوراکی زیستی
"پژوهشگاه" واژه ای که می تواند به جای [انستیتو] به کار رود.
"گریزانه" گُریزانه نامی ست که به جای سانتریفیوژ گزیده شده است.
سپاس از جناب طاهری برای نشان دادن پیوندی که میان واژه های گرد، گارد، گاردن و پرگار می تواند باشد. ولی خب من این را شوندی ( دلیلی ) نمی یابم برای این ...
پادآسیمیک= پاراسمپاتیک آسیمیک= سمپاتیک
"پادآسیمیک" پاد آسیمیک واژه ای برگزیده به جای پاراسمپاتیک است. آسیمیک= سمپاتیک
آسیمیک= سمپاتیک پادآسیمیک= پاراسمپاتیک
" آسیمیک" آسیمیک، واژه ای برگزیده شده به جای سمپاتیک است. آسیمیک= آسیمه ای آسیمه=هراسان، آشفته - - - پاد آسیمیک= پارا سمپاتیک
"همایه" به چم [به هم آمده، به هم پیوسته] است که همان چم سیناپس را داشته و جایگزین این واژه است. پس همایه ای، پس هماییک= پس سیناپسی
تارنویس
تارنوشت= وب لاگ، تارنویس= بلاگر
عبارتند از . . . = اینهایَند . . .
فَرداد، فردادنامه
فَرداد، فردادنامه
نمایی، نمایشی، گاهی نیز می توان واژه ی [نمادین] را جایگزین کرد.
"گرته" از واژه ی گرته به جای کُپی می توان بهره گرفت. گَرته ( گرده ) ، همان گرده زغال است که برای طرح و نگاره برداری از چیزی روی کاغذ می مالیدند و به ...
از واژه ی گرته برداری می توان به جای کپی برداری بهره گرفت.
"چین چسب" به جای کات پیست ( cut paste )
چین چسب
"گرته چسب" به جای [کپی پیست] "چین چسب" به جای [کات پیست]
"گرته چسب" به جای [کپی پیست]، گرته= کپی، "چین چسب" به جای [کات پیست]
آسیب، آزار، گزند، دُژآیند، دُشایند، دژآمد، دشامد، بدآمد، = عوارض، مانند: آسیب یا آسیب های دارویی
موجگیر