پیشنهادهای مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)
گرفتن، خط دادن، موج دادن
گیرندگی، موج دهی، موجگیری
مردم، مردم آشغال ساز بی رودرواسی مردم یعنی همین من وشمایی هستیم که از ارزش انرژی ناآگاهیم یا خودمون را به بی خیالی می زنیم، به سادگی و بی رویه بنزین ...
سحری= پگاهانه افطار= روزه گشا
افطار= روزه گشا سحری= پگاهانه
سوبار!!! لابد پیشینه ی خودرو سوبارو هم برمی گردد به نام سواریی که سوبارها سوار می شدند. زمانی پنج هزار واژه ی همسان داشتند اینک شد صدها! و همچنان شن ...
پایایخبندان یخزده ماندن خاک به مدت دو سال یا بیشتر در یک سرزمین که بیشتر در سرزمین های قطبی دیده می شود.
"پایایخ یا پایایخبندان" اگر خاک در یک سرزمین، دو سال یا بیشتر یخزده بماند به آن پایایخ یا پایایخبندان گویند.
پایایخبندان، پایایخ
"باجه" به گمان فراوان کوتاه شده ی واژه ی پارسی [بازچه] است به چم [باز کوچک، دریچه ی کوچک]. واژه ی بازچه در یک فرایند زبانی پیش بینی پذیر به باجه دگر ...
پایینرو، پایین رو
بالارو، در برخی جاها می توان از واژه ی [بالارو] به جای صعودی بهره برد. کولون بالارو= کولون صعودی کولون پایینرو= کولون نزولی
تارنوشت= وبلاگ، تارنویس= بلاگر
سر برآوردن= ظهور کردن
سر برآوردن
"نشانگر" واژه ی نشانگر به جای کیت آزمایشگاهی به کار می رود.
ارزنده، ارزندگی به چم Importance
سِهره
"رایمند"، رای مند، خنک مرد داننده ی رای مند/به دل بی گناه و به تن بی گزند. اسدی توسی ( سده ی ۴ه ش )
یَخِش، یخزدگی، یخ زدن، یخیدن
یخکِش= یخزده، منجمد
در زبان عامیانه، واژه ی یخکِش به جای یخزده و منجمد به کار می رود.
درود بر شما و سپاس از نوشتار جناب پادپان واژه ی انویژگ که در نوشتار گویا به [ناجی] برگردان شده را گمان می کنم به واژه ی پارسی آویژه یا اَویژه ( اویژ ...
"مَرواژ" مرواژ به جای فرواژه یا اصطلاح [جمله] در رایش ( ریاضی ) . مرواژ، واژه ای پیشنهادی ست که از دو بخش مر ( =شماره ) و واژ ( =واژه ) فراهم آمده ...
"مَرواژ" مرواژ به جای فرواژه یا اصطلاح [جمله] در رایش ( ریاضی ) . مرواژ، واژه ای پیشنهادی ست که از دو بخش مر ( =شماره ) و واژ ( =واژه ) فراهم آمده ...
واژه ی یار در زبان پهلوی به ریخت اَیار و در اوستا به ریخت اَوَر است. واژه ی اَوَر را می توان همان آور دانست از بُنواژه ی آوردن. اَور=آور=آورنده جدا ...
سخنورانه
هم اندر دژش کشمند و گیا درخت برومند و هم آسیا فردوسی
یه بنده خدایی می گفت در روز ولنتاین به همدیگه کتاب هدیه بدید رابطه نیاز به کتاب! داره نه عروسک. کتاب ابزار فرهنگه و کتاب خوب می تونه بهترین هدیه باش ...
به دنبال نوشته جناب مدیاتک قیز یا کیز ترکی به چم دختر، به گمان بسیار از واژه ی کنیز در پهلوی و پارسی گرفته شده به چم دختر کوچک. Beyin به چم مغز در ا ...
نام بنیادین بوم بندر عباس و پیرامون آن از جمله آبخوست ( جزیره ) و دریای جنوبی آن در درازای تاریخ از دوران ساسانی و اسلامی تا قاجار، "هرمزد یا هرمز" ب ...
کاربند، کارگزار، پاکار؛ اگر پند ما را شوی کاربند/ همیشه بماند کلاهت بلند فردوسی.
"زیرچاپ" نوواژه ی دیگری به جای کاربن.
راه انداختن
راه اندازی؛ راه انداختن= استارت زدن
سرخرگهای تاجی یا کرونری، دو سرخرگ پایه ای قلب اند که به ماهیچه های قلب خونرسانی می کنند.
سرخرگهای تاجی یا کرونری دو سرخرگ پایه ای قلب اند که به ماهیچه های قلب خونرسانی می کنند.
چابَرگ به جای کاربن؛ چابرگ: چاپ برگ، برگه ای برای چاپ همزمان آنچه می نویسیم. - واژه ی پیشنهادی دیگر به جای کاربن، نوواژه ی [زیرچاپ] است.
"چابَرگ" چابرگ نوواژه ی پیشنهادی به جای کاربن است. چابرگ: چاپ برگ، برگه ای برای چاپ همزمانِ آنچه می نویسیم.
"زغالین" زغالین نوواژه ای ست که به جای واژه ی بیگانه ی گرافیت پیشنهاد می شود. زغالین= از جنس زغال، ماده ای با پایه ی کربن، گرافیت
"زغالین"، زغالین ( =از جنس زغال ) به جای گرافیت
"پِیزُگ" از واژه ی زغال یا زگال می توان نوواژه ای به جای واژه ی کربن برساخت. پِیزگ نوواژه ای پیشنهادیست به جای واژه ی کربن. پِیزگ: پی=پایه - زُگ=زگ ...
"پِیزُگ" از واژه ی زغال یا زگال می توان نوواژه ای به جای واژه ی کربن برساخت. پِیزگ نوواژه ای ست به جای واژه ی کربن. پِیزگ: پی=پایه - زُگ=زگال، زغال ...
از واژه ی زغال یا زگال می توان نوواژه ای به جای واژه ی کربن برساخت: "پِیزُگ" پِیزگ: پی=پایه - زُگ=زگال، زغال. پیزگ= کربن، گوهر یا عنصری که پایه ی سا ...
"پِیوا" پِیوا نوواژه ای ست که به جای واژه ی نیتروژن پیشنهاد می شود. پیوا: پِی=پایه - وا=وای=هوا [وا، وای، وایو] نامواژه هایی ست که در اوستایی، سانسک ...
"پِیوا" پِیوا نوواژه ای ست که به جای واژه ی نیتروژن پیشنهاد می شود. پیوا: پِی=پایه - وا=وای=هوا [وا، وای، وایو] نامواژه هایی ست که در اوستایی، سانسک ...
"پِیوا" پِیوا نوواژه ای ست که به جای واژه ی نیتروژن پیشنهاد می شود. پیوا: پِی=پایه - وا=وای=هوا [وا، وای، وایو] نامواژه هایی ست که در اوستایی، سانسک ...
نمزا، آبزا، اُوزا
نهادینگی
"نهادینگی" واژه ی پیشنهادی به جای تثبیت