پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٤٥٢)
دانستن؛ ارزش قائل شدن= با ارزش دانستن، ارزشمند دانستن، ارزنده دانستن، شایسته دانستن، درخور دانستن
باارزش دانستن، ارزشمند دانستن، ارزنده دانستن، شایسته دانستن، درخور دانستن
با ارزش دانستن، ارزشمند دانستن، ارزنده دانستن، شایسته دانستن، درخور دانستن
باختار، همباختار؛ همباختار= همباز بودن، مشارکت
باختار، همباختار
در رسانه ها آفرین، پسند بجای لایک
آفرین، پسند= لایک نافرین، نپسند= دیسلایک
سپاسمند و سپاسدار همچم اند هر دو به چم دارنده ی سپاس هستند. که گفته اند سپاسدار باش تا سزاوار نیکی باشی. مرزبان نامه چون وحش جدا شد از کنارش پیر آم ...
ناواقعی
دروغکی
میزگرد
راستکی
زمینه ها
استوار و چندپهلو، آشکار و ناآشکار
آشکار، آشکارچم، آیه هایی که دارای چم و معنای آشکار هستند.
استوار، استواران
چندپهلو، ناآشکار آیه های چندپهلو یا آیه های ناآشکار؛ محکمات= استوار، استواران
چندپهلو؛ آیه های چندپهلو ( متشابه ) که دارای چند چم و معنا هستند. محکمات= استوار، استواران
تبارگروه سیستانی ها. سیستانی ها یا سکزیان از بازماندگان سکاهایی اند که در زمان مهرداد اشکانی از شمال خراسان به بومهای نیمروزی تر کوچیدند و در بوم زر ...
پرگویی، گزافه گویی
پُرگو، گزافه گو
پَسگفت= پس گفتن، دفاع گفتاری، گفته ی پس زننده و دفع کننده، پسگفتان= دفاعیات
می توان از بنواژهای [پس گفتن، پسگفت، پسگفتار] در جایگاه سره واژه، به جای دفاع کردن ( دفاع گفتاری ) بهره گرفت. پسگفتان= دفاعیات
"پسگفتان" پسگفتان= دفاعیات، پسگفت= دفاع گفتاری، گفتار پس زننده
پسگفت= دفاع، دفاع گفتاری، پسگفتان= دفاعیات
ناژرف
نادادگرانه
کُل و کند، ناژرف، ناژرفنگرانه، ناتیزبینانه
کُل و کند، ناژرف، ناژرفنگرانه، ناتیزنگرانه
" گواهمند" گواهمند= دارای گواه، دارای سند، مستند، گواهمندانه= به شیوه گواهمند، مستندوار
گواهمندانه= به شیوه گواهمند و مستند، مستندوار
پرشکوه، شکوهمند، شاهانه
هزینه کردنی
جابجاییها و پدیدآیی زبان پارسی نوین: پارسی باستان در پارس کاربردی بود و سپس پارسی میانه ( پارسیگ یا پهلوی جنوبی ) در همان بوم و از آن میان در پایتخت ...
صدقه بن ابی القاسم شیرازی داستان گویی در سده ششم هجری بود که فرامرز بن خداداد داستان سمک عیار را از زبان او گردآوری کرده و در سال ۵۸۵ هجری به نگارش د ...
فرامرز بن خداداد بن عبدالله کاتب ارجانی، گردآورنده و نویسنده داستاننامه "سمک عیار" است. او این داستان را از زبان داستان گویی به نام صدقه بن ابی القا ...
"سمک عیار" سمک عیار، نام قهرمان کتابی به همین نام است نوشته ی "فرامرز بن خداداد بن عبدالله کاتب ارجانی". فرامرز این کتاب را از زبان داستان گویی به ...
بخش کوتاهی از داستان سمک عیار؛ این بخش نشان دهنده شیوه های عیاری ( زیرکی ) در کتاب است. سمک با زیرکی و نیرنگ نقشه می کشد که خود را دربند نشان دهد و س ...
گمانه ای، گمانی
راهگذر
هوهسته= یوکاریوت هو= خوب هوهسته = خوب هسته = یوکاریوت: یاخته ای که دارای هسته ی خوب یعنی هسته ی مشخص و آشکار است. در واژه ی یوکاریوت نیز یو ( در یون ...
هوهسته ای= یوکاریوت، هو= خوب هوهسته ای= خوب هسته ای= یوکاریوت: یاخته ای که دارای هسته ی خوب یعنی هسته ی مشخص و آشکار است. در واژه ی یوکاریوت نیز یو ...
هو= خوب هوهسته ای= خوب هسته ای= یوکاریوت: یاخته ای که دارای هسته ی خوب یعنی هسته ی مشخص و آشکار است. در واژه ی یوکاریوت نیز یو ( در یونانی ) =خوب و ...
کنار گذاشتن، مانند کنار گذاشتن [ترک کردن] سیگار؛ رفتن، مانند رفتن از [ترک کردنِ] خانه
کنار گذاشتن، مانند کنار گذاشتن [ترک کردن] سیگار؛ رفتن، مانند رفتن از [ترک کردنِ] خانه
بازه
رودُشکی، رودشک؛ رودشکی ( روده خشکی ) = یبوست، رودشک ( روده خشک ) = یبوست دار
خشک، رودُشک؛ رودشک ( روده خشک ) = یبوست دار
رودُشکی، رودشک؛ رودشکی ( روده خشکی ) = یبوست، رودشک ( روده خشک ) = یبوست دار، یابس
پَس رانی: ماهیچه یا ماهیچه های پس ( پشت ) ران