پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٣٨٩)

بازدید
١٠,٢٦٥
تاریخ
٢٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

دورهمی، همنشینی، نشست، همنشستی، سرم چون ز می تاب مستی گرفت سخن با سخا همنشستی گرفت. نظامی

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

همنشینی، همنشست

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جابجاییها و پدیدآیی زبان پارسی نوین: پارسی باستان در پارس کاربردی بود و سپس پارسی میانه ( پارسیگ یا پهلوی جنوبی ) در همان بوم و از آن میان در پایتخت ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جابجاییها و پدیدآیی زبان پارسی نوین: پارسی باستان در پارس کاربردی بود و سپس پارسی میانه ( پارسیگ یا پهلوی جنوبی ) در همان بوم و از آن میان در پایتخت ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جابجاییها و پدیدآیی زبان پارسی نوین: پارسی باستان در پارس کاربردی بود و سپس پارسی میانه ( پارسیگ یا پهلوی جنوبی ) در همان بوم و از آن میان در پایتخت ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

فراخواندن، خواندن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چشم دوختن، ریز شدن ( رویِ )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چشمدوخته= متمرکز، چشمدوخت= تمرکز

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چشمدوخت ( چشمدوختار )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چشم دوزی، چشم دوختن، زل زدن، ریز شدن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پندینه، تَرپند

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زبانزد، ترپَند، پندینه

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانِش = مانند بودن، تمثیل

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانِش = مانند بودن، تمثیل

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانِش، نماد؛ مانش= مانند بودن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بُنواژه ی "ماندن" بجز چم [باقی ماندن]، به چم [مانند بودن، شبیه بودن] نیز است، پس بنواژنام "مانِش" بجز چمهای [ماندگاری، بقا، باقی ماندگی]، به چمهای [م ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بُنواژه ی "ماندن" بجز چم [باقی ماندن]، به چم [مانند بودن، شبیه بودن] نیز است، پس بنواژنام "مانِش" بجز چمهای [ماندگاری، بقا، باقی ماندگی]، به چمهای [م ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

لاف زدن، گنده گویی کردن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در چارچوب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گساردن ریخت دیگری از گذاردن است مانند این نمونه ها: چه گفت نرگس گفت ای ز چشم دلبر دور غم دو چشمش بر چشمهای من بگسار. فرخی کار آنچنان که آید بگذارم ع ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آبرومند، آبرودار، باب و

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرماتابی گرمالیان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرماتابی گرمالیان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی لاغر از واژه ی لاغ به همراه پسوند اَر گرفته شده است. لاغ= دسته یا شاخه ی باریک از چیزی مانند یک لاغ مو یا یک لاغ سبزی. پسوندهایی مانند اَر، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی لاغر نیز از واژه ی لاغ به چم شاخه یا دسته باریک گرفته شده است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بهجو، بهینجو، بهینه جو، بهگرا، بهینگرا، بهینه گرا، بهینه خواه آرمانجو، آرمانگرا، آرمانخواه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترازمندی، ترازمند کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترازمند کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناروا، نادادگرانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تراسپاری، تراجابجایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تراسپاری، تراجابجایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چلیپایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چلیپایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بُرخوردگی، نوآمیزی= نوترکیبی؛ بُرخورده، نوآمیز= نوترکیب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بُرخوردگی، نوآمیزی= نوترکیبی؛ بُرخورده، نوآمیز= نوترکیب

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چهرانه، چهروار، چهره وار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چهریک، چهره ای

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تکگرایی، تک گرایی؛ همبخش زدایی، مانندزدایی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گنده، پاگنده، ستبر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سه فامی، سه فامتنی، سِفامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سه فامی، سفامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازگفتی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساده، بی مایه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راهبست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوابست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آبخوان

پیشنهاد
٠

آبخوان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانش دریافتی به جای علم حصولی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانش بایی به جای علم حضوری، دانش بایی= دانشی که [با] داننده است، [با] داننده همراه است، جدای از او نیست، همیشه [با] اوست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانش دریافتی، دانش آموختنی

١