پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٧١)
اگر از [خودآزپنداران] بپرسید: قوم آز کیست؟ تاریخش چیست؟ چه پیوندی با آذربایگان داشته؟ اصلا کجا نوشته که قوم آز ترک بوده؟ مانند آن چارپای درازگوش بین ...
آمار تبارگروه J2 در آسیای میانه را که در پیام پیشین دچار آشفتگی شده است بازنویسی میکنم: ۱ - اویغورها ( سین کیانگ ) : ۳۴ درصد ( Shou و همکاران ) ۲ - ...
این تورکیستان که گفتی دقیقا کجا هست؟ نکند همان آزیستان بوده؟! نام دو رگستان برازنده تر است. اگر خواسته همان آسیای میانه است برپایه پژوهش های ژنتیکی ...
رضاخان از روی جربزه و منش نیرومندی که داشت خودش را گام به گام از سرباز صفر تا وزیر جنگ بالا کشید و در سان پرتنش پس از جنگ جهانی نخست، به سادگی احمدشا ...
نخست اینکه نمونه گیری از آذریان آذربایگان غربی انجام شده نه از کردان آن استان؛ برای کردها آمار از کردستان گرفته شده که بالاتر از آذریها بوده است. دو ...
مژوک بجای لنز. مژوک از واژه ی مژو ( =عدس، مرجو، مرجمک ) به دست می آید و با پسوند ک، ریخت برخی نامواژگانِ زبان پهلوی را می یابد. واژه ی لنز نیز از و ...
مژوک بجای لنز. مژوک از واژه ی مژو ( =عدس، مرجو، مرجمک ) به دست می آید و با پسوند ک، ریخت برخی نامواژگانِ زبان پهلوی را می یابد. واژه ی لنز نیز از و ...
تا هنگامی که درگیر تعصب و نگاه یک سویه و پیرو پندارهای پانها باشید دستاورد دانشی نخواهید داشت. در دانش ژنتیک هرگز عدد مطلقی نیست و نخواهد بود. درین ...
آماری که دادی آمیخته ای از داده های درست و نادرست و بازهم نارسا و گزینشی است که از روش [علت و معلولِ وارونه]، برداشت دلبخواهی و قبیله گرایانه می کند. ...
هنجاروار، بنیادوار، بنیادانه، پایه وار
سفتی، سفت شدگی
درباره ی نام توروککو ( turukku ) که در سنگنوشته های آشوری آمده آگاهی تاریخ پژوهان تنها در حد همین نام است و هیچ گواه و مدرک زبانی و نژادی که آنها را ...
در انجمنهای دانشی که شما سروکاری با آن ندارید به ادعاهای گزافی مانند ادعای شبه تاریخی اورومو و یا اسطوره سازی هایی درباره ی یافث بن نوح، نظریه نما یا ...
در انجمنهای دانشی که شما سروکاری با آن ندارید به ادعاهای گزافی مانند ادعای شبه تاریخی اورومو و یا اسطوره سازی هایی درباره ی یافث بن نوح، نظریه نما یا ...
سراسرانه
ناخوش، آزرده، رنجور
آزرده
بیتابی
همِستان، هازمان
ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...
ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...
ترک ها پیش از ورود به آذربایگان و آناتولی تا حد بسیار فراوانی، "ایرانیان ترکزبان شده" بودند. کوچندگانی که در سده ی ۱۱ میلادی به بعد ( سلجوقیان و اوغ ...
بومها
شاشِش، شاشیدن میختن، میزیدن، گُمیختن، گمیزیدن، گمیزش
پرتونگاری از شاشدان ( مثانه ) هنگام شاشِش
شاشِش، شاشیدن، میزیدن، میختن، گُمیزیدن، گُمیختن، گمیزش
شاشِش، شاشیدن میزیدن، میختن گُمیزیدن، گمیختن
تارجوییدن، تارجویی کردن
تارجویی، تارجویی کردن= سرچ کردن، جستجو کردن در بستر تارکده
تارجوییدن، تارجویی کردن
تارجوییدن، تارجویی کردن
ناشناسی، ناشناختی؛ کارواژه ی ناشناختی یا ناشناس کارواژه بجای کارواژه ی مجهولی
وَچَک یا واچَک، واژه ای در پارسی میانه به چم جمله است. واژه ی "واچَک" همریشه با واژه های واج، واژ، واز، آواز و. . است. بِواج= بگو، حرف بزن واچک= گف ...
گذشت
نیکمنش نیکخو، بهمن
نیکراد، نیک راد
نیک نهاد، نیک سرشت، بزرگمنش
زودبخش، زودبخشا
کوم و کومیک در پارسی میانه به چم [معده/اشکُم/شکم] بوده است که اکنون به ریخت کُم در گویشهای ایرانی کاربردی ست؛ با بهره گیری از این واژه، من نوواژه های ...
آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]
آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]
خود نشان دادن خودی نشان دادن، بجای [ابراز وجود کردن]
"بخت" این تیم بخت های فراوانی برای گلزنی داشت که از دست داد. ؛ می توان این واژه را با پسوند گاه پیوند داد و بختگاه را بدست آورد به چم جایگاه بخت و ...
"یافتار" یافتار= یافتن و دریافتِ درونمایه و مفهوم و چم هرچیزی. "چمگیری" چمگیری= گرفتن و به دست آوردن چم و معنای یک چیز.
آرامسار، آرامسرا
آرامسرا، آرامسار
آرامسرا، آرامکده، آرامسار
نارِوال
می توان از واژه های [گوله یا گیله] بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک
از واژه های [گوله یا گیله] می توان بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک