pavilion

/pəˈvɪljən//pəˈvɪlɪən/

معنی: عمارت کلاه فرنگی، غرفه نمایشگاه، چادر صحرایی، در کلاه خیمه زدن، در کلاه فرنگیجا دادن، خیمه برپا کردن
معانی دیگر: (به ویژه در پارک ها و نمایشگاه های بین المللی و غیره) عمارت کلاه فرنگی، پاویلیون، غرفه، سرایه، بنای مجلل و خوش نما (معمولا با ایوان و ستون بندی و غیره)، خیمه ی بزرگ (معمولا با تاق گنبد مانند)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a light, often open-sided building used for shelter or recreation, as in a park.

- They rented the large pavilion in the park for the company picnic.
[ترجمه ترگمان] کلاه فرنگی بزرگ را در پارک برای گردش شرکت اجاره کردند
[ترجمه گوگل] آنها غرفه بزرگ پارک را برای شرکت پیک نیک اجاره کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Each pavilion at the state fair had a different band playing.
[ترجمه ترگمان] هر کلاه فرنگی در آن نمایشگاه یک گروه موسیقی متفاوت داشت
[ترجمه گوگل] هر غرفه ای در نمایشگاه ایالت، گروهی متفاوت داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an attached section of a building; annex.

(3) تعریف: one of a group of buildings that form a larger complex such as a hospital or exposition center.

(4) تعریف: a large ornate tent.

جمله های نمونه

1. the iranian pavilion was by a lake
غرفه ی ایران در کنار دریاچه قرار داشت.

2. He was happy to book into the Royal Pavilion Hotel.
[ترجمه ترگمان]او از کتاب به هتل \"رویال کلاه فرنگی\" خوشحال بود
[ترجمه گوگل]او خوشحال بود که در هتل سلطنتی پایتخت رزرو کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They're looking round the Russian pavilion.
[ترجمه ترگمان]به جایگاه روسی نگاه کردند
[ترجمه گوگل]آنها به دنبال غرفه روسیه می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We then repaired to the pavilion for lunch.
[ترجمه ترگمان]سپس برای ناهار به غرفه رفتیم
[ترجمه گوگل]بعدا ناهار را به غرفه تعمیر کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The pavilion on the hill looks down on the river.
[ترجمه soorena] عمارت روی تپه مشرف به رودخانه است.
|
[ترجمه ترگمان]کلاه فرنگی بالای تپه به رودخانه نگاه می کند
[ترجمه گوگل]غرفه بر روی تپه به سمت رودخانه نگاه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The pavilion has become a £14 million steel and glass white elephant.
[ترجمه ترگمان]این غرفه به یک میلیون پوند فولاد و یک فیل سفید شیشه ای تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]غرفه به یک پلات فلزی سفید و شیشه ای 14 میلیون پوندی تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Harborlights Pavilion, more visible in its second year, enjoyed a 50 percent sales jump, according to promoter Don Law.
[ترجمه ترگمان]غرفه Harborlights که در سال دوم آن بیشتر مشهود بود، از یک پرش فروش ۵۰ درصد برخوردار بود
[ترجمه گوگل]غرفه Harborlights، در سال دوم خود را بیشتر قابل مشاهده است، با 50 درصد فروش پر فروش، با توجه به prom promoter Don Law
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Choice of ALaCarte Restaurant or the Pavilion Lounge which serves light lunches and traditional beers.
[ترجمه ترگمان]انتخاب رستوران ALaCarte یا سالن Pavilion که در صرف ناهار سبک و آبجو سنتی می شود
[ترجمه گوگل]انتخاب رستوران ALaCarte یا سالن پذیرایی که ناهار خوری و آبجو سنتی را تهیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. More than 400,000 people visited the Liberty Bell pavilion last year.
[ترجمه ترگمان]سال گذشته بیش از ۴۰۰،۰۰۰ نفر از غرفه Liberty دیدن کردند
[ترجمه گوگل]سال گذشته بیش از 400،000 نفر از غرفه Liberty Bell بازدید کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. By his own account, Joyce arrived at the pavilion, in Blackshirt uniform, about half an hour before the meeting.
[ترجمه ترگمان]به حساب خودش، جو یس با لباس رسمی و نیم ساعت قبل از جلسه، به کلاه فرنگی رفت
[ترجمه گوگل]جویس در حدود هشت ساعت قبل از جلسه، در محفل خود، در لباس Blackshirt، وارد غرفه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He slept a little, waking in his pavilion at dusk of his own accord.
[ترجمه ترگمان]کمی بخواب رفت، در حالی که در نیمه های شب به میل خود در جایگاه خود بیدار شده بود
[ترجمه گوگل]او کمی خوابیده بود، از خواب بیدار شدن در غرفه خود، از خواب بیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She was buried under the pavilion she had built in the Roshanara Gardens.
[ترجمه ترگمان]زیر سایبانی که در باغ Roshanara ساخته بود دفن شده بود
[ترجمه گوگل]او تحت غرفه ای که در باغ Roshanara ساخته شده بود، به خاک سپرده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The pavilion and new sports hall at Bristol being prepared for the resumption of cricket in June.
[ترجمه ترگمان]غرفه و سالن ورزشی جدید در بریستول برای از سرگیری بازی کریکت در ماه ژوئن آماده می شود
[ترجمه گوگل]سالن غرفه و سالن ورزشی جدید در بریستول برای بازگرداندن کریکت در ماه ژوئن آماده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. At the Pavilion in Bournemouth there was a mass walk out of about 200 disgusted people.
[ترجمه ترگمان]در نمایشگاه \"Pavilion\" در \"Bournemouth\"، توده ای از حدود ۲۰۰ نفر از مردم بیزار بودند
[ترجمه گوگل]در غرفه در بورنموث، حدود 200 نفر از مردم ناامید به راه افتادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عمارت کلاه فرنگی (اسم)
pavilion

غرفه نمایشگاه (اسم)
pavilion

چادر صحرایی (اسم)
pavilion

در کلاه خیمه زدن (فعل)
pavilion

در کلاه فرنگی جا دادن (فعل)
pavilion

خیمه برپا کردن (فعل)
encamp, pitch a tent, make the pitch, pavilion

تخصصی

[عمران و معماری] کلاه فرنگی
[زمین شناسی] قسمت تحتانی جواهر بخشی از یکی از وجوه یک سنگ جواهر تراشیده شده که در زیر خط میانی آن، قرار دارد. مقایسه شود با: crown. مترادف: base.
[ریاضیات] غرفه، سالن

به انگلیسی

• booth, stall; decorated building
a pavilion is a building on the edge of a sports field where players can change their clothes and wash.
a pavilion is also a temporary structure, especially a large tent, which is used at an outdoor public event, for example an exhibition.

پیشنهاد کاربران

باشگاه
خانه تابستانی
چادرهای بزرگ ویژه نمایشگاه و سیرک و. . .
کاخ - عمارت
فرقه
کده ( چنانچه در میکده ) ؛ کلبه؛ خانه یا ساختمان کوچک و جداگانه ای را گویند که سوای ساختمان اصلی در صحن آن مثلاً در صحن مکتب ( مدرسه ) ، در یک بوستان یا دگر فضای بیرون به جهت نشستن در آن درست کنند.
اقامتگاه
فرفه، ، انجمن
کوشک
⁦✔️⁩غرفه ( نمایشگاه )

Santiago Calatrava unveils Qatar 🔰Pavilion🔰 at Dubai Expo 2020
. . .
Spanish architect Santiago Calatrava has designed a curved structure that pays homage to Qatar's coat of arms for the country's 🔰pavilion🔰 at Expo 2020 Dubai
pavilion ( عمومی )
واژه مصوب: سَرایه
تعریف: محل استراحت پزشکان در درمانگاه ها و بیمارستان ها
noun
[count]
1 : a building in a park or garden that usually has open sides and is used for parties, concerts, or other events

2 : a temporary building that is used at public events and exhibitions
◀️The World's Fair had numerous pavilions

3 US : a large building that is used for sports or public events

4 Brit : a building that is next to a sports field and used by players and people watching the game

◀️ I bought them from a Syrian Pavilion

غرفه در نمایشگاه
آلاچیق
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما