پاسخهای مهدی کشاورز
اولین دخول ما به جهان فیزیکی خارج از جسم و ذهن خودمان به چه طریقی ست ؟ آیا حواس ما میتوانند آنچه که در بیرون از جسم و ذهن ما وجود دارد را درک کنند ؟ در صورتیکه بتوان از جسم و ذهن فراتر رفت انتظار چه چیزی را در آن بیرون باید داشت ؟
خب پرسشت جوریست که میتوان چند گونه برداشت از آن داشت. من اینگونه برداشت کردم که داری میپرسی با چه حسی میتوان به چیستی و ماهیت جهان بیرون پی برد یا اینکه آیا حسهای انسانی میتوانند به ...
اولین دخول ما به جهان فیزیکی خارج از جسم و ذهن خودمان به چه طریقی ست ؟ آیا حواس ما میتوانند آنچه که در بیرون از جسم و ذهن ما وجود دارد را درک کنند ؟ در صورتیکه بتوان از جسم و ذهن فراتر رفت انتظار چه چیزی را در آن بیرون باید داشت ؟
درود همهی آنچه را که میبینیم، میشنویم، میبوییم، میچشیم و یا لمس میکنیم تنها یک نمای بیرونی از آن چيزهاست که آن را مغز به یاری گوهرهای فیزیکی مانند نور، بو، صدا و با ابزار حسهای پنجگانه بر ...
برابر فارسی واژه مدرسه، آموزشگاهه اما معنای واژه در ذهن مردم تبدیل به چیزی غیر از مدرسه شده مثل کلاس های زبان و فوق برنامه علاوه بر اون واژه های دبیرستان و دبستان و راهنمایی معادل خوبی نیستند ...
درود بر شما گفته شده که واژهی درس، در بنیاد یک واژهی پارسی و یا هندوایرانی است و نمونهاش در اوستا به ریخت "دَرِس" و به چم [آموختن، یاد گرفتن، دیدن] دیده میشود. اگر این را پایه بگذاریم میتوان از آن، واژهی درسگاه یا دَرِسگاه را برساخت. شاید دَرِسگاه برتر باشد چراکه هم به بنیاد واژه نزدیکتر است هم از واژهی دستگاه دوریِ آوایی بیشتری دارد.
برای نمونه، آیا میتوانید جملهی زیر را بازنویسی کنید؟ «وینیسیوس جونیور بازیکن خطرناکی است.»
درود بر شما میتوان در جایگاههای گوناگون از یکی از این واژگان بهره گرفت: زهردار، گزنده، بُرنده، آزارنده، کوبنده، ترسناک کارساز، کارآمد، کاری، کارگشا
درود بر شما روز خوش برابرنهادی نیکو برای دو واژه بالقوه و بالفعل پیشنهاد کنید
بالقوه= خفته، نهفته بالفعل= شکوفا، بهکار، بکار، کاران [کاران= در حال کار، مانند واژههای خندان، گریان، روان، دوان]
دو سر هرگز نگنجد در کلاهی دو شه را جا نباشد تختگاهی ✏ وحشی بافقی
دو درویش بر گلیمی بخسبند و دو خسرو در اقلیمی نگنجد. سعدی
یکصد و هشتاد میلیون ریال را به عدد بتچنویسید
به گمونم 7⅞۰۰۷۵۷۸۹۴۳۵۱۶۰۰۰ به توان ۱۸ باشه. سخت بود ولی حلش کردم.
چرا چیزی هست به جای اینکه چیزی نباشد و چرا اینگونه است؟
یکی بود یکی نبود ... درود بر شما چرا چیزی هست بجای اینکه چیزی نباشد؟ چرا باید چیزی باشد؟ شاید میتوانست هیچچیزی نباشد! چون نمیشود و نشدنی است که هیچ چیزی نباشد نه در بیرون و نه هتا در اندی ...
شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...
ما اگر بهترین و تیزترین هماَرزها را هم بسازیم و هتا گاهی در نوشتههایمان، آنها را دلی و دلبخواهی هم بکار بگیریم آخرش چون این هماَرزها را در نبیگهای آموزشی و کشوری ندیدهایم و از آنجا فران ...
شما {فرماندهی} را با {فرمانده بودن}(1) یکی می دانید یا با {فرمان دِهی:فرمان دادن}(2)؟!(یا شاید هردو می تواند باشد؟) اگر به این 2 نگاه بیندازید،گویی این 2 هیچ ناهمسانی ای با هم ندارد،چرا که {فرمانده:ف ...
این کمتوانی تارکده برای آبادیس هم بسیار آزاردهنده شده با این درهمبرهم بودن که ناچار به گرتهگیری(کپی برداری) و فرستادن ناخواسته و چندبارهی نوشتهام شدم و اینک میبینم که نوشتهی پایانیَم چند بار فر ...