پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)

بازدید
٣,٤٥٧
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاویدن، تاوش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاب آوری، تاویدن، تاوش، تاویدن=تاب آوردن: گرنه بدبختمی مرا که فکند/ به یکی جاف جاف زودغرس او مرا پیش شیر بپسندد / من نتاوم بر او نشسته مگس رودکی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تب و تاب، جوشش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

همدرونی، هم درونی، هملبی، همپوشی، همپوشانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

درود ُ سپاس خُرد# آک یا قئرئق یا . . . ، خِرَد برخی کسان جای شک دارد. بافتار ( متن ) ی که در بالا آمد برپایه ی بُنمایه ها ( منابع ) پهلوی ست یعنی چن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانندواژه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیزواژه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازیده= تازی شده، عربی شده، معرب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تنگیره، تنگیره واژه ای پارسی به چم دیگ و دیگچه و پاتیل و قابلمه است؛ این نامواژه پس از تازیدگی ( معرب شدن ) ، به ریخت تنجره و طنجره و تنجیر و. . در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامواژه ی تنجره، تازیده ( معرب ) واژه ی پارسی تنگیره است که به دیگ و دیگچه و قابلمه گفته می شده است. این واژه به ریختهای تنجیر و طنجیر و طنجره نیز د ...

پیشنهاد
٠

همه چیز را همگان دانند ُ همگان هنوز از مادر نزاده اند. : در روزگار خسرو انوشیروان فرستاده ای سازمانی ( رسمی ) از روم به دربار آمد. انوشیروان برای آن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی پویامیخت در دانش طبیعی و هازمانی ( اجتماعی ) ، می تواند نشانگر سامانه ( سیستم ) هایی باشد که از همکنش و آمیختگی پاره ها یا بخشهای گوناگون فراه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زاستار به چم طبیعت، زیست بوم. زاست، بن گذشته ی بنواژه ی زاستن است. زاستن= زاییدن زاستار: بنواژآور ( حاصل مصدر ) از زاستن. پس هرآینه واژه ی زاستار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندگی، زیِش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"کهرُبازی" [کهربایی] به چم برقی، الکتریکی و [زی] بن کنونی از بنواژه ی زیستن. کهربازی= زیَنده یا زیست کننده با کهربا یا نیروی الکتریکی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"کهرُبازی" [کهربایی] به چم برقی، الکتریکی و [زی] بن کنونی از بنواژه ی زیستن. کهربازی= زیَنده یا زیست کننده با کهربا یا نیروی الکتریکی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زاستار به چم طبیعت، زیست بوم. زاست، بن گذشته ی بنواژه ی زاستن است. زاستن= زاییدن زاستار: بنواژآور ( حاصل مصدر ) از زاستن. پس هرآینه واژه ی زاستار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"پیکربندی" کانفیگ” واژه ای است که به طور کوتاه نشانگر تنظیمها یا پیکربندی است و از واژه ی انگلیسی “configuration” گرفته شده است. برابر پارسی سره اش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستن، سر هم کردن، پیوستن، پیوند دادن، چسباندن به جای وصل کردن، بسته شدن، چسبیدن، سر هم شدن، پیوند گرفتن به جای وصل شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستن، بندیدن، سر هم کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوکه، واژه ی پاکه فرانسه که به ریخت پاکت به پارسی راه یافته، همان [پوکه]ی خودمان است که برگرفته از واژه ی پوک و پوچ است. همانا اینها واژگان همریشه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی پوکه برگرفته از پوک و همریشه با واژه های پوچ و پوس ( بن کنونی از بنواژه ی پوسیدن ) و واژه ای پارسی ست. بودن واژه ی پوک در زبان مردم آذربایگان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در پرتونگاری یا رادیولوژی: پرتودهی به جای اکسپوز، . در میان پرتوکاران ( پیشه وران رشته ی پرتونگاری ) ، واژه ی اکسپوز به چم ( معنی ) پرتودهی ( پرتود ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پرتونگاری یا رادیولوژی: پرتودهی به جای اکسپوز، در میان پرتوکاران ( پیشه وران رشته ی پرتونگاری ) ، واژه ی اکسپوز به چم ( معنی ) پرتودهی ( پرتودادن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برانگیزنده، برانگیزاننده، آغازگر، آغازنده، پویاگر، پویاساز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پویاگری، پویاسازی، آغازگری، برانگیزندگی: کُناک نام ( نام فاعلی ) برانگیختگی: کُنیک نام ( نام مفعولی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پویاگر، پویاساز، آغازگر، آغازنده، برانگیزنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمینه های گوناگون دانشیک یکی از پیشنهادهای زیر می تواند به کار رود: برانگیزش، برانگیزندگی، برانگیزانندگی، آغازندگی، آغازگری، پویاگری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برانگیزنده، برانگیزاننده، آغازگر، آغازنده، گشاینده، بسته به زمینه ی دانشیک و کاربردی این واژه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پویامیخت" نوواژه ای ست که می توان به جای دانشواژه ی [کمپلکس فعال] به کار گرفت. پویامیخت= آمیخته ی پویا . پویامیختن= کمپلکس فعال شدن، ساخته شدن یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پویامیخت" پویامیخت ( =آمیخته ی پویا ) به جای کمپلکس فعال. پویامیختن به جای کمپلکس فعال شدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

وفا= پایبندی باوفا= پایبند، بیوفا= ناپایبند، سست پیمان، نمک نشناس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناپایبند، ناسپاس، دمدمی، سست پیمان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گاهی می توان "پیکربندی" را به جای تنظیمات به کار گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه گویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه گویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میاندار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرواژه ای، زیرواژیک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسترش پذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادنمون، پادنمونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پادنمون، پادنمونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دانشنما، دانشسان، دانشگون، نادانش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پزشکنما، پزشک نما

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخن برانگیز، گفتمان پرور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چادرزنی،

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

باز درود، بازدرود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همسو، همراستا=موازی ( زاب یا صفت ) همسویی، همراستایی=موازات ( نام ) ، #همسوییک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان از واژه ی [مِژوک] به جای لنز و عدسی بهره گرفت. این واژه برگرفته از مژو به چم عدسی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

مژوک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

گواهی، سرپرست رده پایین یک نوشته را گواهی ( تایید، پاراف ) می کند سپس سرپرست رده بالاتر آن را امضا می کند.