پیشنهادهای مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)
اَبَربنگاه، ابربُنلاد
بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت بهره گرفت، هرچند که بنگاه و بنیاد هم ...
بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت بهره گرفت، هرچند که بنگاه و بنیاد هم ...
همگِرد یا مجموعه ی دینی - آیینیِ دوراونتاش پیرامون ۱۲۵۰ سال پیش از زایش مسیح ( ۱۲۴۰–۱۲۷۵ پ. م ) ، در دوران شاه ایلامی اونتاش ناپیریشا، در ستایش"اینشو ...
کرانروب با پوییدن در کرانه و آب های کم ژرفا، آشغالهای درشت مانند چوب، بطری و پلاستیک را گردآوری کرده و در انباشتگاه یا مخزن خود می ریزد. این دستگاه ...
"کرانروب" کَران روب دستگاهی ست برای پاکسازی کرانه ها؛ دستگاهی چرخدار یا زنجیری که در کرانه ی دریا و نیز پهنای کم ژرفای دریا روانه شده و آشغالها را ...
دستگاهی برای پاکسازی کرانه ها؛ دستگاهی چرخدار یا زنجیری که در کرانه ی دریا و نیز پهنای کم ژرفای دریا روانه شده و آشغالها را از ماسه جدا و گردآوری می ...
کرانروب
نارسایی، کمبود، سستی، کاستی، کمتوانی، ناتوانی
کاستی ها، کمبودها، نارسایی ها، ناتوانی ها، سستی ها
برتریها، توانمندیها= نقاط قوت، کاستیها، ناتوانیها، کمبودها، سستیها= نقاط ضعف
برتری، توانمندی
کنونی، گذران، درگذر؛ هنگامی که واژه ی جاری در گزاره هایی مانند سال جاری، هفته ی جاری، روند جاری و. . . به کار می رود به جای آن می توان از یکی از جایگ ...
"فرستمان" به جای اداره پست
در رایش ( ریاضی ) : سینوس= تپش ( موج تپشی ) کسینوس= واتپش تانژانت= سوده ( مماس ) کتانژانت= واسوده
در رایش ( ریاضی ) : سینوس= تپش ( موج تپشی ) کسینوس= واتپش تانژانت= سوده ( مماس ) کتانژانت= واسوده
در رایش ( ریاضی ) : سینوس= تپش کسینوس= واتپش تانژانت= سوده ( مماس ) کتانژانت= واسوده
در رایش ( ریاضی ) : سینوس= تپش کسینوس= واتپش تانژانت= سوده ( مماس ) کتانژانت= واسوده
نامواژه ی تانک در جایگاه یک جنگ افزار: در جنگ جهانی یکم، انگلیسی ها برای نخستین بار از واژه ی تانک ( tank ) برای نامیدن این ابزار جنگی بهره بردند. ع ...
نامواژه ی تانک در جایگاه یک جنگ افزار: در جنگ جهانی یکم، انگلیسی ها برای نخستین بار از واژه ی تانک ( tank ) برای نامیدن این ابزار جنگی بهره بردند. ع ...
واژه ی تانک به چم ظرف یا مخزن آب، یک واژه ی هندوایرانی ( آریایی ) است. در نوشتارهای دینی زرتشتی و نوشته های تاریخی ساسانی واژه ی تانک یا تانگ نشانگر ...
واژه ی تانک به چم ظرف یا مخزن آب، یک واژه ی هندوایرانی ( آریایی ) است. در نوشتارهای دینی زرتشتی و نوشته های تاریخی ساسانی واژه ی تانک یا تانگ نشانگر ...
واژه ی تانک به چم ظرف یا مخزن آب، یک واژه ی هندوایرانی ( آریایی ) است. در نوشتارهای دینی زرتشتی و نوشته های تاریخی ساسانی واژه ی تانک یا تانگ نشانگر ...
آبگیرک
کنجه به چم دختر دگردیسیده ی همان واژه ی پهلویِ "کنیچک" است که در برخی گویش ها مانده است. کیجا در مازنی، کِچ در کردی، کنجه در سیستانی، کنیز در پارسی ...
گاهی می توان از بُنواژه های [واداشتن، وادار کردن] به جای تحریک کردن بهره برد: سربازان با شلیک هوایی، دشمن را به واکنشی زودهنگام تحریک کردند. سربازان ...
"فرازین" فرازین: فراز زین، زین یا صندلی که بر فراز کوه ها می رود.
"فرازین" فرازین: فراز زین، زین یا صندلی که بر فراز کوه ها و دره ها می رود.
دُشرویش، دژرویش
دگررویش= متاپلازی، نورویش= نئوپلازی، دُژرویش= دیسپلازی
دگررویش روده ای
دُژرویش، دشرویش، رُستن و رویشِ ناهنجار و بدریخت نورویش= نئوپلازی بایسته است که واژگان بیگانه را از آموزش کنار بگذاریم.
نو رویش، نورویش= نئوپلازی، نورسته= نئوپلاسم
نرخ شار، درصد شار
شار به چم ( معنی ) جریان، مانند آبشار ( جریان ریزشی آب ) ، سرشار ( جریان سرریز ) ، شُرشُر آب ( جریان آب، روان آب ) ، شُره کردن ( جریان یافتن، روان ...
گوی چرخ، گویچرخ، Guycharkh
لایه نگاره، نگاره؛ فرتور به دست آمده از دستگاه لایه نگار ( سی تی اسکن )
نگاره، لایه نگاره؛ نگاره ی به دست آمده از دستگاه لایه نگار ( سی تی اسکن )
می توان این واژه ( ترارَوی ) را به جای ترانزیت به کار گرفت. تراروی یا ترانزیت= جابجایی کالا و مسافر در دو سوی مرز بی پرداخت هزینه ی گمرکی.
ترارَوی
"انه" پسوند بندواژ ( قید ) ساز نیز است مانند: خردمندانه= از روی خرد نابخردانه= از روی بی خردی سرمستانه= از روی سرمستی و. . .
کودن وار، کودنوار مانند کودنها، نابخردانه،
سیبال یا نوکپایه ( نوک پایه ) ، بخشی باریکی از سر پرنده که پیوندگاه نوک و سر پرنده است. سیبال از جنس پوست یا غضروف بوده و سوراخهای بینی روی آن جای د ...
نوکپایه یا سیبال بخش بالایی نوک پرنده است همان بخش پوستی یا غضروفی که سوراخهای بینی پرنده روی آن جای دارد و پیوندگاه نوک با سر پرنده است.
توان آور
توان آور
پِی بستگی، پیبستگی
پِیبسته ها، پیبستگان
دوست گرامی، واژه ی قاشق، تازیده ( معرب ) و دگردیس شده ی همان کاپچه یا کپچه است که در پهلوی به ریخت کپچک بوده است. کاپچک - کاچک - قاشق. در روند تازی ...