پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٢,٤٢٧)

بازدید
٣,٤٥٧
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَهِش، نهادینگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهادینه، نهاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستیازی، ( کارواژه ) دست یازیدن= دست درازی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تُنگ= کوزه ی آب، پارچ؛ واژه ی تُنگ، همریشه با واژه ی تانک یا تانگ ( =مخزن آب ) در پهلوی است که در پارسی دری به ریختهای تُنگ و تونکه به چم آوند و کوز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پسوند گان می توانیم به جای جات بهره گیریم که نشان دهنده ی انواع یک چیز باشد: میوه گان= انواع میوه؛ به جای میوه جات سبزیگان= انواع سبزی؛ به جای سبز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پسوند "گان" می توان برای نشان دادن انواع یک چیز بهره گرفت: میوه گان= انواع میوه، آنچه را که میوه شمارند؛ به جای میوه جات. سبزیگان= انواع سبزی؛ به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

ماژیک هایلایت= نِیفام نشانگذار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"نِیفام" نِی فام، واژه ی پیشنهادی گروه [جاوید پاژین] است به جای ماژیک؛ نیفام= نیی که دارای فام=رنگ است. و نیز نوواژه ی پَرَنگ: پر رنگ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترشیگان= انواع ترشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبزیگان= انواع سبزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه گان= انواع میوه؛ واژه ی میوه گان جمع میوه نیست بلکه نشانگر انواع میوه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه گان= انواع میوه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه گان= انواع میوه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

نوشتِگان، سخنگان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهگر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهگر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نمونه هایی از کاربرد واژه ی "هنگ" به چم هوش، دریافت، دانایی، زیرکی در سخنگان کهن: که او را سپارم به فرهنگیان/که دارد سرِ مایه و هنگ آن. فردوسی یکی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"سخنگان" سخن . پسوندِ گان؛ پسوند گان در برخی کاربردها همچم با پسوند گاه است و نشانگر جا و مکان: هرمزگان، آذربایگان، گلپایگان، شاپورگان، دلیگان، شادگا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سخنگان" سخن . پسوندِ گان؛ پسوند گان در برخی کاربردها همچم با پسوند گاه است و نشانگر جا و مکان: هرمزگان، آذربایگان، گلپایگان، شاپورگان، دلیگان، شادگا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آگاهگری، آگاهنمایی به جای اِعلام، اعلام کردن= آگاهاندن، آگاه کردن، اعلام کننده= آگاهگر،

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنگ، چنگال چنگار= بدخیمی، سرطان بدخیم متاستاز دادن= چنگ انداختن؛ ! هنگامی که چنگالهای خدا، رویاننده و گشاینده ی بال پرواز برای چسبندگان به زمین می شو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندریختانه، چنددیسانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندریخت، چنددیس، چندیس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناس، متخصص ریخت شناسی، Morphologist

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناس، ریختشناس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناسانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت شناسیک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُرده ریغ، مرده ریخت؛ ریغ و ریگ از ریخت گرفته می شوند، مرده ریگ= چیزی که از مرده ریخته. [ریغو=ریخو=کسی که پیاپی درحال ریختن از پشت است]

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دِرَخت! پیشوند د ( به چم بسیار ) - رخت، راخت=راست، راز، رای دراختن=درازیدن=دراز شدن دراختن=دراستن=بسیار راست شدن=دراخت ( درخت ) شدن؛ دِرُختن=دِرُستن= ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهاد، مانند نهاد کارگزار یا انجامگر به جای قوه ی مجریه!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارگزار، انجامگر، انجامنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهاد کارگزار، نهاد انجامگر؛ واژه ی مجری و مجریه، نام کُناک ( نام فاعل ) است و برای برابرگزینی نیازی به پسوند /ی/ نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامواژه ی "میاندار" را به جای [مجری] نیز می توان به کار برد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میانداری= اجرا میاندار= مجری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میاندار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

میاندار= مجری، میانداری= اجرا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جناب فرتاش، دریغ از واژه ی [انگلیسی دوست] که انگلیسی زده! انگلیسی خورده و عن گلیسی اوق زده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بایدنباید" ( برای کسی ) تعیین تکلیف کردن= بایدنباید کردن، بایدنباید گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نژندانه، پرخاشگرانه، افسرده وار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پیوند با بوم و زیستگاه مردم هر سرزمین پدید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ یک واژه ی پیشنهادی است به جای ژئوکالچر. به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم فرهنگ، بومفرهنگ، بومهنگ؛ بومفرهنگ ( ژئوکالچر ) به چم گردآیه ( مجموعه ) ای از فرهنگ ها، باورها، و نگرش ها است که در پیوند با بوم و زیستگاه مردم ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرپل زهاب زهاب، زهاو، زاب، زاو؛ زهیدن به چم زاییدن و نیز تراویدن است: قوتت از قوت حق می زهد ( می زاید ) /نز عروقی کز حرارت می جهد. مولوی. زهاب یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"نوشتِگان" نوواژه ای ست پیشنهادی به جای corpus. مجموعه نوشته ها و مقاله هایی که در یک پژوهش از آنها بهره گیری می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشتِگان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولید، محصول= فرآورده، تولیدی= فرآوری؛ شرکت تولیدی= بنگاه فرآوری، بنیاد یا بُنلاد فرآوری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولید: فرآورده، تولیدی: فرآوری؛ شرکت تولیدی= بنگاه فرآوری، بنیاد یا بُنلاد فرآوری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگاه، بنیاد، بنلاد، واژه ی بُنلاد به چم بنیاد است، از این واژه ی کهن می توان ویژه مندانه به جای واژه ی شرکت و کمپانی بهره گرفت، هرچند که بنگاه و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اَبَربُنگاه" ابربنگاه یک نوواژه ی پیشنهادی ست که می توان به جای واژه ی بیگانه ی کنسرسیوم به کار گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابَربنگاه، ابربُنلاد