کدامیک از کتابهای زیر از شیخ بهایی نیست؟
کدامیک از کتابهای زیر از شیخ بهایی نیست؟
الف) نان و حلوا
ب) نان و پنیر
ج) نان و نمک
د) نان و خرما
ه) شیر و شکر
و) موش و گربه
ز) طوطینامه
ح) کشکول شیخ بهایی
ط) شیخ ابولپشم
ی) همه گزینه ها
ک) هیچکدام
٩ پاسخ
پایانی/ علت تحریف شاهنامه فردوسی، قسمت پنجم: در مورد شاهنامه یک متری، منظورم این بود که: خوبه یه حساب سرانگشتی بکنیم که، طی دو قرن اخیر، چه تعداد شاهنامه نفیس تاراج شده و هیچ کجا ثبت نشده.. خب و اما شاه فوراً دستور بازداشت و به بند کشیدن زروان خیانتکار را داد و حکم دستگیری جهود را صادر کرد:
فرستاد نزد مُشعبد جهود
دواسبه سواری به کردار دود
چوآمد بدان بارگاه بلند
بپرسید زو نرم شاه بلند
که این کار چون بود با من بگوی
بدست دروغ ایچ منمای روی
واژه مُشعبد همون شعبدهباز هستش، یهودی که حالا گیر افتاده ابتدا امان خواست تا اعتراف کنه، بعد حرفهای شنیده از زروان را که از روی حسادت گفته بود، به شاه میگه:
جهود از جهاندار زنهار خواست
که پیداکند راز نیرنگ راست
بگفت آنچ زروان بدو گفته بود
سخن هرچ اندر نهان رفته بود
جهاندار بشنید خیره بماند
رد و موبد و مرزبان را بخواند
دگر باره کرد آن سخن خواستار
به پیش ردان دادگر شهریار
واژگان رد و موبد و مرزبان... رَد یعنی حکیم و فیلسوف و دانشمند. موبد، اصل کلمه مغوپد یا مغوپت است، از مغ + پد، یعنی رئیس مغها، پس از مغان، موبدان و هیربدان و سایر اصناف روحانی بودند که هر یک شغلی و وظیفه خاصی داشتند، مرزبان هم مشخص هست، همون حافظ مرز و ثغر و حدود. خب، اکنون نوبت مکافات خائنین شد و شاه دستور داد دو طناب دار آماده کنند:
بفرمود پس تا دو دار بلند
فروهشته از دار پیچان کمند
بزد مرد دژخیم پیش درش
نظاره بروبر همه کشورش
به یک دار زروان و دیگر جهود
کشنده برآهخت و تندی نمود
بباران سنگ و بباران تیر
بدادند سرها به نیرنگ شیر
جهان را نباید سپردن ببد
که بر بد گمان بی گمان بد رسد
پس شاه دستور میده بازماندگان مهبود را پیدا کنند و اموال مصادره شده مهبود به همراه اموال زروان و جهود بعنوان خون بهاء تحویلشان دهند:
ز خویشان مهبود چندی بجست
کزیشان بیابد کسی تندرست
یکی دختری یافت پوشیده روی
سه مرد گرانمایه و نیک خوی
همه گنج زروان بدیشان نمود
دگر هرچ آن داشت مرد جهود
روانش ز مهبود بریان شدی
شب تیره تا روز گریان بدی
ز یزدان همی خواستی زینهار
همی ریختی خون دل برکنار
به درویش بخشید بسیار چیز
زبانی پر از آفرین داشت نیز
که یزدان گناهش ببخشد مگر
ستمگر نخواند ورا دادگر
کسی کو بود پاک و یزدان پرست
نیازد به کردار بد هیچ دست
که گرچند بد کردن آسان بود
به فرجام زو جان هراسان بود
اگر بد دل سنگ خارا شود
نماند نهان آشکارا شود
باید افتخار کنیم که ایران همیشه سرزمین خداپرستی و اخلاق و انسانیت بوده، در پایان روایت و در اینجا کلام حکمتآمیز فردوسی حکیم اوج میگیرد، اینگونه نتیجه گیری میکند:
وگر چند نرمست آواز تو
گشاده شود زو همه راز تو
ندارد نگه راز مردم زبان
همان به که نیکی کنی درجهان
چو بیرنج باشی و پاکیزه رای
ازو بهره یابی به هر دو سرای
سپس فردوسی که در سراسر شاهنامه، تاکید فراوان دارد به اینکه عقل و خرد گرانبهاء ترین نعمت خداست، در اینجا پایان دسیسه زروان و یهودی را اعلام میکند و مجدداً مخاطب خود را به خردگرایی برای داشتن عدالت و راستی تشویق میکند:
کنون کار زروان و مرد جهود
سرآمد خرد را بباید ستود
اگر دادگر باشی و سرفراز
نمانی و نامت بماند دراز
تن خویش را شاه بیدادگر
جز از گور و نفرین نیارد به سر
اگر پیشه دارد دلت راستی
چنان دان که گیتی بیاراستی
چه خواهی ستایش پس ازمرگ تو
خرد باید این تاج و این ترگ تو
نکته مهمی که فردوسی ذکر میکند این است که: اگرچه پادشاه با مرگ از میان رفته، اما اکنون که از عدالت او میگوید، عدل و داد او هنوز زنده و جوان است:
چنان کز پس مرگ نوشین روان
ز گفتار من داد او شد جوان
ازان پس که گیتی بدوگشت راست
جز از آفرین در بزرگی نخواست
بخفتند در دشت خرد و بزرگ
به آبشخور آمد همی میش وگرگ
مابقی اشعار بخش ۴ را نمیارم، چون از اینجا به بعد، فردوسی بزرگ، مشغول مقدمه چینی برای حکایت بعدی میشود که مربوط به رزم خاقان چین با هیتالیان هستش، خسته نباشید، از صبوری شما سپاسگزارم.🙏🌺
معرفی کتاب: اغلب تالارهاى معروف و بزرگ و خوب كرملين را امپراطور نيكلا ساخته است. دور كرملين قلعه دارد و توى قلعه باغ عامه دارد، اين قلعه را خيلی قديم ساخته اند، شب را رفتم تماشاخانه، باله دادند، يعنی مجلس رقص و تقليد بدون حرف زدن مثل لال بازى يك نفر زن كه رقاص خوبی است كه پنج سال پيش از اين هم كه اينجا آمديم میرقصيد باز بود، رقاصی میكرد. اما بسيار لاغر و بدگل و چهل سال دارد، معشوقه حاكم است/ روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر دوم فرنگستان/ مصحح فاطمه قاضیها
جلال آل احمد در سال ۱۳۲۶ كتاب (از رنجی كه میبريم) را نوشت که چاپ شد و مجموعه ۱۰ قصه كوتاه بود و در سال بعد (سه تار) به چاپ رسيد. پس از اين سالها آل احمد به ترجمه روی آورد. در اين دوره، به ترجمه آثار ژيد و كامو، سارتر و داستايوسكی پرداخت و در همين دوره با دكتر سيمين دانشور ازدواج كرد. کتاب زن زيادی نيز به همین سال تعلق دارد. در طی سالهای ۱۳۳۳ و ۱۳۳۴ اورازان، تات نشينهای بلوك زهرا، هفت مقاله، و ترجمه مائدههای زمينی را منتشر كرد و در سال ۱۳۳۷ مدير مدرسه، سرگذشت كندوها را به چاپ سپرد. دو سال بعد جزيره خارك- در يتيم خليج، را چاپ كرد. سپس از سال ۴۰ تا ۴۳ نون و القلم، سه مقاله ديگر، كارنامه سه ساله، غرب زدگی، سفر روس، سنگی بر گوری، را نوشت و در سال ۴۵ خسی در ميقات، را چاپ كرد و هم (كرگدن) نمايشنامه ای از اوژان يونسكو را. در خدمت و خيانت روشنفكران، و نفرين زمين، و ترجمه (عبور از خط) از آخرين آثار اوست. جلال آل احمد در صحنه مطبوعات نيز حضور فعالانه مستمری داشته و در مجلات و روزنامهها فعاليت ميكرد. نكته ای كه در زندگی آل احمد جالب توجه است، زندگی مستمر ادبی او است. اگر حيات ادبی اين نويسنده با ديگر نويسندگان همعصرش مقايسه شود اين موضوع به خوبی مشخص ميشود. جلال در سالهای فرجامين زندگی، با روحی خسته و دلزده از تفكرات مادی به تعمق در خويشتن خويش پرداخت تا آنجا كه در نهايت، پلی روحانی و معنوی بين او و خدايش ارتباط برقرار كرد. او در كتاب خسی در ميقات كه سفرنامۀ حج اوست به اين تحول روحی اشاره ميكند و ميگويد: ديدم كه كسی نيستم كه به ميعاد آمده باشد كه خسی به ميقات آمده است... / نقد خسی در میقات.
جلال الدين سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، پس از بازگشت از سفر، آثار شك و ترديد و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده ميشود كه بازتابهای منفی خانواده را به دنبال داشت. خودش چنین نوشته: شخص من كه نويسنده اين كلمات است، در خانواده روحانی خود همان وقت لامذهب اعلام شده ديگر مهر نماز زيرپيشانی نميگذاشت. در نظر خود من كه چنين ميكردم، بر مهر گلی نماز خواندن نوعی بت پرستی بود كه اسلام هر نوعش را نهی كرده، ولی در نظر پدرم آغاز لا مذهبی بود. و تصديق ميكنيد كه وقتی لا مذهبی به اين آسانی به چنگ آمد، به خاطر آزمايش هم شده، آدميزاد به خود حق ميدهد كه تا به آخر براندش./ زندگینامه جلال آل احمد.
علمی: میدانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن بصورت قشر سنگی جامد سخت درآمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد.
در پارسی دری حرف ی صدای y / i میدهد، آیا در پشتو صدای متفاوتی دارد، خیر، ولی در پایان واژهها و فقط در نوشتار پشتو، شکلهای ې، ۍ شکل متفاوتی دارند، نه صدای متفاوتی، همچنین ه آخر چسبان، در فارسی صدای h دارد، در آخر واژهها در پشتو هم صدای ـه را دارد، ولی در نوشتار پشتو نقشهای آوایی بیشتری دارد. اینها محسوس نیستند، فقط حروف برگشتی محسوس هستند، مانند حرف ڼ که باید با تلفظ برگشتی باشد، یعنی نوک زبان به سقف دهان بخورد و پُرتَر تلفظ شود، جالب اینکه در افغانستان به هر دو گویش مسلط هستند و بخوبی با یکدیگر گفتگو میکنند. اینم معرفی چند واژه دری پشتو هراتی که در پارسی معیار مشترک هستند: کرایه، اجاره، مالک، صاحبخانه، راهنما، خوش، خوب، خراب، بد، عاجل، فوری، تشویش، نگرانی، امکان ندارد، نمیشود، یقیناً، حتماً، کوشش، تلاش، بسیار، خیلی، زیاد، خانم، زوجه، دختر. و اینم چند واژه متفاوت که معنی آن معلوم است:
تکلیف: مشکل
مصروف: مشغول
اندک: کم
گپ: حرف
موبایل: تلفن همراه
کمپیوتر: رایانه
انترنت: اینترنت
صندوق: جعبه
دهلیز: راهرو
طفل: بچه
اینم چند واژه متفاوت همراه معنی در پارسی معیار:
لین: خط
دوسیهخانه: بایگانی
حویلی: حیاط
کوټه: اتاق
کلکین: پنجره
چوکات: چارچوب
لنگی: عمامه
پکول: کلاه محلی
از مثنوّيات معروف شيخ بهايی ميتوان: نان و حلوا، و سوانح سفر الحجاز، را نام برد، که اين مثنوی ملمّع چنانكه از نام آن پيداست در سفر حج و بر وزن مثنوی مولوی سروده شده است و بهائی در آن ابياتی از مثنوی را نيز تضمين كرده است. او اين مثنوی را بطور پراكنده در كشكول نقل كرده و گردآورندگان ديوان فارسی وی ظاهراً بعلت عدم مراجعه دقيق به كشكول متن ناقصی از اين مثنوی را ارائه كرده اند. اما نان و پنیر، اين اثر نيز بر وزن و سبك مثنوی مولوی است؛ طوطی نامه، که نفيسی اين مثنوی را از نظر محتوا و زبان نزديكترين مثنوی شيخ بهايی به مثنوی مولوی دانسته است،و بهترين اثر ادبی وی دانسته و با آنكه آن را در اختيار داشته جز اندكی در ديوان بهائی نياورده و نام آن را نيز خود براساس محتوايش انتخاب كرده است. اما شير و شكر، اولين منظومه فارسی در بحر خَبَب يا مُتدارك است. در زبان عربی اين بحر شعری پيش از بهائی نيز مورد استفاده بوده . شير و شكر سراسر جذبه و اشتياق است و عليرغم اختصار آن (۱۶۱ بيت در كليات، چاپ نفيسی، ۱۴۱ بيت در كشكول، مشحون از معارف و مواعظ حكمی است، لحن حماسی دارد و منظومه ای بدين سبك و سياق در ادب فارسی سروده نشده است؛ مثنويهايی مانند نان و خرما، شيخ ابوال پشم و رموز اسم اعظم را نيز منسوب بدو دانسته اند كه مثنوی اخير به گزارش مير جهانی طباطبائی از آنِ سيد محمود دهدار است، البته خیلی به شیوه نگارش دهدار مشابهت دارد. شيوه مثنوی سرايی بهائی مورد استقبال ديگر شعرا، كه بيشتر از عالمان اماميّه اند واقع شده است. تنها نثر فارسی بهائی كه در ديوانهای چاپی آمده است، رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است. و بخاطر طولانی نشدن پست، ادامه را جداگانه میآورم🙏
بادرود. همه گزینه ها. صحیح است
گزینه و.. ز... یا مشابه دارند یا منتسب به دیگری هستند
نان و نمک یکی از آثار مهم بهایی شامل مجموعه ای از سخنرانی ها و نوشتارهای او در زمینه های اجتماعی، اخلاقی و معنوی است.
مشخصات
- نویسنده:عبدالبها
- موضوع:اخلاق اجتماعی
- ساختارش هم. شامل مقالات و سخنرانی ها و موضوعات مختلف و به اهمیت همبستگی و دوستی در بین انسان ها می پردازد.
استاد من جایی خواندم که نان نمک و نان پنیر منتسب به رفیعا گیلانی است. نمیدونم جعلی باشد و چرا چنین نوشته اند. ؟
درود🌹🙏 با قاطعیت بهت میگم شیخ بهایی کتابی بنام نان و نمک ندارد، کتابی که شما فرمودید، احتمالا مربوط به فرقه ضاله بهاییت است، نه شیخ بهایی، و ضمنا نان و پنیر قطعا از شیخ بهایی است، چون سبک نوشتاریش را میشناسم، ضمناً رفیع گیلانی داستان کوتاه مینویسه، چه ربطی داره به شیخ بهایی که ۵۰۰ سال پیش این کتابها را نوشته، چرا اذیت میکنی🥴
درود بر شما حسین جان عزیزم 🙏🌺
آهان. . اینکه گفتم چرا اذیت میکنی، آخه در زمان شیخ بهایی سخنرانی وجود نداشته که کتاب بشه، خطبه بوده، گاهی خطبه ای مکتوب می شده. دیگر اینکه شیخ بهایی چندان به موضوعات اجتماعی و اخلاقی کاری نداشته، اکثر آثار شیخ بهایی ریاضیات و نجوم و معماری و محاسبات هندسی بوده، تمام بناهای بجا مانده از او محاسبات ریاضی دقیق است، مثل مسجدشاه و منارجنبان اصفهان و تنور نان سنگک و پل ها و برج ها و غیره، مثلاً حمام که فقط با یک شمع گرم می شده و . . .
درود بر شما
شیر وشکر و نان و حلوا و نان و پنیر و کشکول و شیخ ابول پشم از آثار شیخ بهایی است
طوطی نامه اثر ضیاالدین نخشبی است
موش و گربه اثر معروف عبید زاکانی است
درود بر شما باد🌺🙏
شیخ بهایی نیز طوطی نامه دارند، استاد نفیسی مدعی شدند که این اثر بسیار شبیه اثر مثنوی مولوی است، ضمناً کتاب پند اخلاقی ایشان تماماً گفتگوی موش و گربه است که با نام های متفاوتی شهرت دارد، گربه و موش، دانش و هوش، رساله پند و اخلاق. شاید بد نباشد این آثار مشابه را در کنار هم مقایسه و نقد کنیم💐
درود بر شما
بسیار عالی
از میان این کتابها فقط نان و نمک الکی هست😀 البته ایشون ۸۸ کتاب دارد که مصمم به خوانندگان هستم. روی بعضی کتابها اختلاف هست، مثلا کتاب رموز اسم اعظم را به دیگری نسبت میدهند که حق هم دارند چون سیاق نوشتاری شیخ بهایی مشخص است و منم از ایشون نمیدانم، این دریای ادبیات ما عجیب مواج است😀
کتاب سرالمستتر رو بنده دیدم، به نوعی جفر نویسی است و شاید هم دعانویسی، حداقل بنظر حقیر اینطور آمد.
اتفاقا منهم به چنین کتابی برنخوردم
درود🙏💐
الان نان و نمک کدام اثر بهائیست؟ مشخصات این اثر چیست؟ بهایی ۸۸ کتاب دارد که بعضی از آنها مورد تردید است، ولی ناسب و منسوب هم مشخص است، منم در پرسش از مورد تردیدها اسمی نیاوردم تا ابهامی در پرسش و پاسخ نباشد