زیتون ، نماد چیست و نشانه كدام كشور است ؟
زیتون ، نماد چیست و نشانه كدام كشور است ؟
٧ پاسخ
زیتون نشانه تندرستی قلب و عروق و نماد کشورهای مدیترانه ای میباشد و بیشترین میزان تولید و تنوع آن در همین مناطق هست مانند ترکیه -یونان-ایتالیا
آفرین به اطلاعات شما
ممنون ارادتمندم
مثنوی، معروف ترین مثنوی زبان پارسی است و بسیاری مثنوی معنوی را یکی از بزرگترین آثار شعر عرفانی میدانند. این مثنوی دارای شش دفتر است و بیست و هفت هزار بیت دارد و دفتر نخستین آن، میانۀ سال ۶۵۷ تا ۶۶۰ آغاز شده و دفتر ششم آن در اواخر دوران زندگی مولوی پایان گرفته است. وی مجموعه مثنوی معنوی را به خواهش یکی از محبوب ترین مریدانش بنام حسام الدین چلبی سروده است. در دیباچه مثنوی معنوی و سرآغاز هر دفتر از آن نیز، مولوی به این مطلب اشاره میکند. ۱۸ بیت ابتدایی مثنوی که با شعر زیبای بشنو از نی چون حکایت میکند آغاز میشود، توسط مولوی نوشته شده است و بقیه ابیات را پس از سروده شدن توسط مولوی، حسام الدین چلبی مکتوب میکرد. این شعر زیبا به نام نینامه شهرت دارد. مثنوی با این بیت آغاز میگردد:
بشنو از نی چون حکایت میکند
وز جداییها شکایت میکند
این نی همان مولویست که بعنوان نمونۀ یک انسان آگاه و آشنا با حقایق عالم معنا، خود را اسیر این جهان مادّی میبیند و شکایت میکند که چرا روح آزادۀ او از نیستانِ عالم معنا بریده است. وقتی نی حکایت خود را به زبان مثنوی میگوید، مولوی از آن سرگذشت روح پر ماجرا و دردمندی را که از نیستان جانها جدا افتاده است و سخت در تکاپوی وصل اصل خویش است میشنود.
شهید بلخی (متوفی ۳۲۵ ق) از شاعران و متکلمان و حکیمان قرن چهارم هجری است. او علاوه بر اینکه از شاعران زبده دوران خود و سبک خراسانی بود، در فلسفه نیز دارای تبحر بی نظیری بود و به مناظره با سایر فلاسفه از جمله زکریای رازی میپرداخت.
شهید بلخی از پیشگامان شعر فارسی است و مانند رودکی نزد شعرای بعد از خود مورد احترام و تقلید بوده و او را در ردیف رودکی قرار داده اند و همچنین رودکی برای مرگ او مرثیه گفته است. از او حدود ۱۰۰ بیت باقی مانده است و ظاهرا میتوان نخستین غزل در معنای اصطلاحی را در آثار او یافت. او شاعری بود که علاوه بر اینکه بر زبان پارسی شعر میسروده است، به زبان عربی نیز دارای اشعار و آثاری است.
از اشعار معروف شهید بلخی میتوان به این دو بیت اشاره کرد:
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک ماندی جاودانه
درین گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
بانو شاعره عفت نسابه/ سکینه بیگم
چنانکه مولف فارسنامه ناصری مینویسد وی دختر میرزا عبدالله نسابه اهل شیراز مقیم محله سردزک بوده و نام او را سكينه و تخلصش را عفت ضبط کرده است، استعداد و کمال و طبع او را ستایش و تمجید نموده و تولدش را سال ۱۲۹۲ هجری قمری، زمان کریم خان زند ذکر کرده، و کریمخان وفاتش ۱۱۹۳ میباشد و در این صورت منطقی نیست که تاریخ تولد او ۱۲۹۲ باشد، ثانیا در غزلی که فارسنامه از عفت ضبط کرد و تخلص هم دارد و قابل تشكيك نیست صريحاً فتحعلیشاه را مدح کرده و دعا گفته است و چون تاریخ در گذشت فتحعلیشاه پنجشنبه نوزدهم ۱۲۵۰ است، بنابراین بدون تردید تاریخ تولدی که فارسنامه برای بانو عفت ذکر کرده درست نیست، و به احتمال زیاد بایستی تاریخ ولادت عفت ۱۱۹۲ یعنی، بیست سال پیش از جلوس فتحعلیشاه به سلطنت باشد و در نسخه برداری یا استنساخ بجای ۱۱۹۲-۱۲۹۲ تاریخ ولادت تحريف شده، بانو عفت معاصر فتحعلیخان صبا که وفاتش سال ۱۲۳۸ و میرزا عبدالوهاب خان نشاط که در سال ۱۲۴۴ در گذشته و مجمر اصفهانی که به سن جوانی در سال ۱۲۲۵ بدرود حیات گفته میباشد و نخستین زنی است که در پی گذاری سبک قاجاریه که شیوه متين پس از رواج سبك هندى است، با بانیان اول هم قدمی داشته است و بی شک طبعش در انتخاب سبك از شیوه مجمر واعتماد الدوله نشاط و فتحعليخان صبا الهام گرفته و وی را باید از اولین رواج دهندگان سبك قاجاریه شناخت، به گفته فارسنامه ناصری، میرزا عبدالله فرزند میرزا هومن، مردی با کمال و جامع بوده که در زمان کریم خان زند بجای اعقاب خود سمت شیخ الاسلامی داشته و میرزا عبدالله پسر میرزا مؤمن، پسری نیز بنام میرزا ابوالحسن نسابه داشته که وی نیز مردی با کمال بوده/ فارسنامه
از دیوان شعر این بانو:
عفت فراق بال از این بوستان مخواه
پیوسته جور خار کش و رنج باغبان
تُرک پرى چهره ای عشوه گری کرد باز
تاخت سوى ملك دل هر طرف از خیل ناز
پیشۀ او خسروی و شیوۀ ما بندگی
او همه ناز و غرور و ما همه عجز و نیاز
و ایضاً:
ساقی ماه رو به كف ساغر لعل فام دو
از کف و لعل او ستان بوسه یکی و جام دو
حال من و نگار من جسم دو است و جان یکی
هست فسانه ئی عجب شخص یکی و نام دو
این دل و جان خسته را همره نامه کردهام
قاصد نيك پی ببر نامه یکی پیام دو
گوشه چشم او مگر خال سیاه مشک بو
نافه دشت چین یکی، آهوی خوش خرام دو
زلف تو بهر مرغ دل دام فکنده از دوسوی
آن که مشکل آمده، صید یکی و دام دو
محتسب است و شیخ و من صحبت عشق در میان
از چه دهم جوابشان؟ پخته یکی و خام دو
توضیح: کسی که پیش از دیگران به این بحر و رديف و قافيه غزل گفته عفت است، و بعد بنام قرة العين كه بعد از عفت متولد شده، در غزلی که مطلع آن اینست:
خال به كنج لب يك، طيره مشك فام دو
وای به حال مرغ دل، دانه یکی و دام دو
و از غزل عفت استقبال کرده و به سبک وی سروده، ناگفته نماند که همین اقتباس باعث شده اشتباهاً مطلع غزل عفت را عيناً بقرة العین نسبت دهند.
ما هم اگر به قهر شد از لطفِ بازگشت
شکر خدا که آه سحر چاره ساز گشت
در ملك عشق خواجگی و بندگی کدام؟
محمود بین چگونه غلام ایاز گشت
فرخنده هاتفی ام به گوش این نوید گفت
دوشینه چون ز خواب غمم دیده بازگشت
کی رشحه شاد زی که ز یمن قدوم شاه
بر روی هر غمت در شادی فراز گشت
یعنی ضیا که قهر وی و لطف عام او
این جان گداز آمد و آن دلنواز گشت
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
جعفر شهری باف نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه و تاریخ نویس اجتماعی معاصر بود که در سال ۱۲۹۳ هـ شمسی و در شب تاجگذاری احمدشاه و آستانۀ جنگ جهانی اول (۱۹۱۴م) در محلۀ عودلاجان تهران و در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد. او آثار خود را با نام هایی مانند شَعر باف، شَعری باف و شهری باف امضا کرده است
پدرش مردی خشن، تندخو، کینه توز، ستمگر، خودخواه، ریاکار، دروغگو و سراسرعیب و پستی بود که در کودکی او از مادرش جدا شد و آنها را بیسرپرست گذاشت.
شهری باف خاطرات بسیار بد و رنج آوری از پدر و پدرخواندهاش که پس از پدر اسیر او شد، در برخی آثارش، بویژه درگزنه، داستان زندگی نگاشت خود، نقل میکند.
شهری باف درباره پدرش مینویسد: پهلوان پنبه ای بود که فقط زورش به ضعیف میرسید. پدری که از بزرگی و سرپرستی فقط تنبیه و توبیخ و زجر و شکنجه را آموخته بود، و سرپرستی که از خواجگی تنها کینه توزی و انتقام را یاد گرفته بود… یک خال سفید در افعالش نبود و یک محبت و اغماض به خانواده نمینمود و توقع داشت که همه هم از دل و جان دوستش داشته باشند… یقۀ زن مردم، یعنی دختر خوانده اش را گرفته بود و می خواست دست مریزادش بگویند. اگر چه پدرم بود، لیکن ابلهی بود که تالی او مگر مادرش، یعنی جده ام را معرفی نمایم.
از مادرش به نیکی یاد می کند و او را زنی فهیم، ملایم، مهربان و با روحیه ای سازگار می شناساند و میگوید: تا زنده باشم از پدرم دل آزرده می باشم و به مادرم رحمت میفرستم که از آن نیش ها چشیده و از این نوش ها خورده ام.
نوشته های جعفر شهری باف را میتوان به هفتدست داستان (بلند و کوتاه)، سفرنامه، زندگی نامه، تاریخ اجتماعی، ادبیات شفاهی، پزشکی عامه و نوشتۀ دینی طبقه بندی کرد.
گفته اند که شهری باف نخستین نوشته اش را در سیزده سالگی چاپ کرد. اما نگفته و ننوشته اند که این نوشته چه نوع نوشته ای و نامش چه بوده و کجا چاپ شده است.
در اوان جوانی نیز با نام مستعار برای برخی جراید مانند توفیق مطلب می نوشت. گویا دو سه کتاب هم با نام های مستعار کاشف و ملا مَم جعفر چاپ و منتشر کرده است.
درود بر شما
آفرین
براستی مرحوم شهری باف و یا در حقیقت شعری باف یکی از بهترین نویسندگان معاصر کشور است که زندگی نامه خود را در یک سه گانه شرح داده و همچنین در کتاب پنج جلدی طهران قدیم گنجینه ای در این خصوص از خود بجای گذاشته و هر فیلم سریالی در مورد تهران معاصر به کتابهای او رجوع میکنند. مطالعه تمام آثار وی لذت بخش است
درود بر شما
آفرین
براستی مرحوم شهری باف و یا در حقیقت شعری باف یکی از بهترین نویسندگان معاصر کشور است که زندگی نامه خود را در یک سه گانه شرح داده و همچنین در کتاب پنج جلدی طهران قدیم گنجینه ای در این خصوص از خود بجای گذاشته و هر فیلم سریالی در مورد تهران معاصر به کتابهای او رجوع میکنند. مطالعه تمام آثار وی لذت بخش است
زیتون بهطور خاص نماد کشور یونان محسوب میشود. در اساطیر یونان، درخت زیتون نماد صلح، خرد و کامیابی است. همچنین، شاخه زیتون به عنوان نمادی از صلح در بسیاری از فرهنگها و همچنین سازمانهای بینالمللی شناخته میشود.
درود بر شما
آفرین امیر جان