Not that I’d let myself hold his hand with a ten-foot pole. میشه برای ترجمه این کار به من کمک کنید؟ یا حداقل یا معادل فارسی خوب براش بدید؟
در انگلیسیservice هم به معنی سرویس دهی و خدماته و هم به معنی آنتن. در اینجا دو شخصیت جایی گیر افتادن که آنتن ندارن و شخصیت مرد ما به شوخی از جناس استفاده میکنه. که در انگلیسی بامزه است: "از تلف ...
در یک متن کتابی که برای رمان نوشته شده، بهتره از "همینطور " در متن استفاده بشه یا "همانطور" لحنش سؤالی بود و نتوانستم جلوی خندهام را بگیرم. بهوضوح انتظار داشت تا قضاوتش کنم که همینطور/همانطور هم بود.
till I was nothing but a sobbing mess. برای کلمه sobbing mess چه معادل فارسی خوبی میشه قرار داد؟
So maybe I was biased. برای این جمله "پس شاید جانبدارانه قضاوت میکردم." یا " پس شاید قضاوتم بیطرفانه نبود." درسته یا یه طور دیگه باید ترجمه بشه؟
That boy looks at you like you shit rainbows. برای این اصطلاح، معادل بهتری تا معنی لفظی خودش داریم؟
در کتابی که به تازگی شروعش کردم، بیتهایی از شاهنامه فردوسی در اول کتاب اومده اما ترجمه انگلیسیشه و دلم میخواد به زبان فارسیش هم بخونم. هرچند نتونستم در زبان فارسی پیداش کنم. Wine exhilarates the soul, Makes the eye with pleasure roll; Lightens up the darkest mien, Fills with joy the dullest scene; Hence it is I meet thee now With a smile upon my brow.
نمیدونم این عبارت اصطلاح خاصی هست یا نه. توی گوگل که چیزی پیدا نشد. “You have no idea how good you look right now.” Says the god, I thought, but didn’t say it out loud. این عبارت Says the god رو نمیدونم چطوری معنی کنم. این رو خدا میگه؟
apple bobbing یک بازی معمول در جشن هالووین است که در یک سطل بزرگ پر از آب چند سیب قرار میدن و مسابقه دهندگان باید در زمان تعیین شده سیب را با دهان و دندان و بدون دخالت دست بگیرن. اما معادل فارسی براش نداریم. میشه در این مورد کمک کنید؟
“This is Sergeant Pecker,” John introduced his rooster. از اونجایی که اسم خروس با حروف بزرگ نوشته شده باید همون اسم رو به صورت فینگلیش نوشت یا کامل باید ترجمه اش کرد؟ یعنی باید نوشت سرجنت پکر یا مثلا نوشت گروهبان نوک نوکی (یا هر ترجمه ای که برای Pecker وجود داره؟)