تاریخ
١ سال پیش
متن
She became director of the program last year.
دیدگاه
٠

سال گذشته او به سمت مدیر این برنامه انتخاب شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
He surprised her with an engagement ring.
دیدگاه
٠

پارتنرش را با یک حلقه نامزدی غافلگیر کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
What a shame!
دیدگاه
٠

چه حیف

تاریخ
١ سال پیش
متن
This problem really isn't worth your attention.
دیدگاه
٠

این مسیله حتی ارزش توجه کردنم نداره

تاریخ
١ سال پیش
متن
Practice is the best means of gaining mastery.
دیدگاه
١

بهترین راه تسلط بر هر کار، تمرین است

تاریخ
١ سال پیش
متن
The security guard omitted to check the rear entrance.
دیدگاه
٠

نگهبان امنیتی از کنترل ورودی پشتی غفلت کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
On the invitations, I unfortunately omitted the time that the party will begin.
دیدگاه
٠

متاسفانه، زمان شروع مهمانی در دعوت نامه ذکر نشده

تاریخ
١ سال پیش
متن
The paper was getting too long, so she omitted a few paragraphs.
دیدگاه
٠

چون مقاله خیلی طولانی میشد، پس چند پاراگرافش را حذف کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I walked on in a reflective mood to the car.
دیدگاه
٠

همینطور که در خودم غرق بودم به سمت ماشین رفتم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Power resides in the people, but they must choose to exercise it.
دیدگاه
٠

تاثیرگذاری قدرتی که در وجود افرادنهفته است به پروش آن توسط خود فرد بستگی دارد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm assigning this closet for winter clothes only.
دیدگاه
٠

این کمد مخصوص لباس های زمستانی ام است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her hair reaches her shoulders.
دیدگاه
٠

قد موهاش تا شانه هایش است

تاریخ
١ سال پیش
متن
a fast horse
دیدگاه
٠

اسب چابک

تاریخ
١ سال پیش
متن
We need to call in an electrician to sort out the wiring.
دیدگاه
٠

باید یه برقکار خبر کنیم تا از سیم کشی سردربیاره

تاریخ
١ سال پیش
متن
Everyone will have an opportunity to speak at the meeting.
دیدگاه
٠

به همه این فرصت داده میشه تا در جلسه صحبت کنند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The university has slowly increased the number of women on the faculty.
دیدگاه
٠

دانشگاه به مرور تعداد زنان بخش هییت علمی را افزایش داده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
She had never been one to argue with her mother, but she was becoming more contentious now that she was in high school.
دیدگاه
٠

هیچ وقت ازون آدمایی نبود که با مادرش بحث کنه، اما از وقتی وارد دبیرستان شده بود ، پرخاشگر ی اش بیشتر شده بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
His conscience plagued him after he deceived his friend.
دیدگاه
٠

پس از فریب دوستش وجدان درد گرفته بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The low test score hurt his grade average.
دیدگاه
٠

نمره پایین آزمون اش کل معدل اش رو خراب میکنه

تاریخ
١ سال پیش
متن
The truth sometimes hurts.
دیدگاه
٠

حقیقت چه بسا گاهی دردآور است

تاریخ
١ سال پیش
متن
It hurt me that he said those terrible things about me.
دیدگاه
٠

چطور تونست اون حرف های وحشتناک رو در موردم بزنه

تاریخ
١ سال پیش
متن
It's a shame you can't go on vacation.
دیدگاه
٠

چه حیف که نمیتونی بری تعطیلات

تاریخ
١ سال پیش
متن
In his speech, he emphasized the need for caution and restraint.
دیدگاه
١

در سخنانش روی دو چیز یعنی احتیاط و خویشتن داری تاکید کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She said she would never break her promise, and she emphasized the word "never."
دیدگاه
٢

گفت که هیچ وقت زیر قولش نمیزنه، و روی کلمه هیچ وقت تاکید

تاریخ
١ سال پیش
متن
This factory produces machine parts.
دیدگاه
٠

در این کارخانه قطعات ماشین آلات تولید میشود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Contact between people's hands is a common way that germs are spread.
دیدگاه
٠

تماس دست ها یکی از راه های رایج انتقال میکروب هاست

تاریخ
١ سال پیش
متن
Materials such as limestone, marble, and glass were used in vast amounts to build the cathedral.
دیدگاه
٠

در ساخت این کلیسا از مصالحی مثل سنگ آهک، مرمر و شیشه در حجم بالا استفاده شده

تاریخ
١ سال پیش
متن
I don't want to be stuck in this boring place all my life. I want to live!
دیدگاه
٠

دلم نمیخاد کل عمرمو توی همچین جای کسل کننده ای بگذرونم، دلم میخاد زندگی کنم

تاریخ
١ سال پیش
متن
I live on very little income.
دیدگاه
١

درآمد من برای زندگی خیلی کم است

تاریخ
١ سال پیش
متن
My grandfather lived to be a hundred years old.
دیدگاه
٠

پدربزرگم صد سال از خدا عمر گرفت

تاریخ
١ سال پیش
متن
You will be punished, I can except no one.
دیدگاه
٠

همتون تنبیه میشید، استثنا نداره

تاریخ
١ سال پیش
متن
All the students except one performed quite well on the exam.
دیدگاه
٠

کل دانش آموزان به حز یک نفر عملکرد خیلی خوبی در امتحان داشتند

تاریخ
١ سال پیش
متن
a store of cookies in the cupboard
دیدگاه
٠

یه تعداد کلوچه تو کمد هست

تاریخ
١ سال پیش
متن
The test requires the child to pick out pairs of like images from a set of images.
دیدگاه
٠

این تست کودک را ملزم میکند تا تصویرهای مشابه را از مجموعه تصاویر انتخاب کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
She comes from another country.
دیدگاه
٠

او اهل کشور دیگری است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Can I have another piece of bread?
دیدگاه
٠

میشه یه تکه دیگه نان بخورم

تاریخ
١ سال پیش
متن
my other hand
دیدگاه
٠

اون یکی دستم

تاریخ
١ سال پیش
متن
These are weighty coins.
دیدگاه
٠

چه سکه های سنگینی

تاریخ
١ سال پیش
متن
The painting brought several thousand dollars.
دیدگاه
٠

این نقاشی چن هزار دلار عایدی داشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her persuasive arguments finally brought him to his senses.
دیدگاه
٠

بحث های مستدل او بالاخره وی را سرعقل آورد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His death brought sadness to the entire community.
دیدگاه
٠

درگذشت او باعث اندوه تمام جامعه شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Autumn brings cool weather.
دیدگاه
٠

با آمدن پاییز، هوا رو به خنکی میرود

تاریخ
١ سال پیش
متن
It was just an example; I wasn't referring to any specific incident.
دیدگاه
٠

این چیزی که مطرح شد فقط من باب مثال بود، من به هیچ اتفاق خاصی اشاره نکردم

تاریخ
١ سال پیش
متن
It worries me when my mother forgets to take her medicine.
دیدگاه

وقتی مادرم فراموش میکنه داروهاش و مصرف کنه، نگران میشم

تاریخ
١ سال پیش
متن
His rebellious behavior worried his parents.
دیدگاه
٠

سرکشی های او باعث نگرانی پدر و مادرش شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Don't worry, I'll take care of the problem.
دیدگاه

نگران نباش، من به مسیله رسیدگی میکنم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her father comes from Mexico.
دیدگاه
٠

پدرش مکزیکیه

تاریخ
١ سال پیش
متن
It is hard to use a computer at first.
دیدگاه
٠

کار کردن با کامپیوتر اولش سخته

تاریخ
١ سال پیش
متن
At first, I really liked my job, but now I'm not happy with it.
دیدگاه
٠

اولش کارمو واقعا دوست داشتم، اما الان ازش راضی نیستم

تاریخ
١ سال پیش
متن
She rained gifts on her children.
دیدگاه
٠

فرزندانش را هدیه باران کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
How can you be such an optimist with all these troubles in the world?
دیدگاه
٠

چطور میتونی با وجود این همه مشکلات دنیا باز هم خوشبین باشی

تاریخ
١ سال پیش
متن
My grandfather was well past eighty when he died.
دیدگاه
٠

پدربزرگم موقع مرگش با اینکه هشتاد سال را رد کرده بود اما سلامتی خوبی داشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
His condition is past help.
دیدگاه
٠

شرایطش جوری که نمیشه بهش کمک کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
During the past hour, three buses came and left.
دیدگاه
٠

تو یک ساعت گذشته، سه تا اتوبوس آمده و رفته

تاریخ
١ سال پیش
متن
We saw him only a month past.
دیدگاه
٠

همین یک ماه پیش بود او را دیدیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
He led a successful military campaign against the invaders.
دیدگاه
٠

او رهبری عملیات موفق نظامی بر علیه مهاجمین را به عهده داشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
a permanent mailing address
دیدگاه
٠

نشانی ثابت پستی

تاریخ
١ سال پیش
متن
Don't take on more than you can handle.
دیدگاه
٠

بیشتر از توانت، مسیولیت قبول نکن

تاریخ
١ سال پیش
متن
He hit me, and I hit him back.
دیدگاه
٠

منو زد، منم زدمش

تاریخ
١ سال پیش
متن
He'd gone too far into the intersection and had to back up his car.
دیدگاه
٠

چون از تقاطع خیلی دور شده بود مجبور شد دنده عقب بگیره

تاریخ
١ سال پیش
متن
The horse he backed came in the winner today.
دیدگاه
٠

اسبی که روش شرط بسته بود، دوباره امروز به جمع برنده ها برگشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
The President has promised to back the governor in the next election.
دیدگاه
٠

رییس جمهور قول داد که در انتخابات آتی از استاندار حمایت کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
She found the blanket in the back of the car.
دیدگاه
٠

پتو را عقب ماشین پیدا کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She carefully backed the car out of the garage.
دیدگاه
٠

آرام و با احتیاط ماشین و از گاراژ بیرون آورد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Put your name on the back of this paper.
دیدگاه
٠

اسم خود را پشت این کاغذ بندیسید

تاریخ
١ سال پیش
متن
My memories of that time are very hazy.
دیدگاه
٠

خاطرات مبهمی از آن زمان دارم

تاریخ
١ سال پیش
متن
We honor his memory.
دیدگاه
٠

ما یاد و خاطره او را زنده نگه میداریم

تاریخ
١ سال پیش
متن
You can see farther with these binoculars.
دیدگاه
٠

با این دوربین میتونید مسافت دورتری رو ببینید

تاریخ
١ سال پیش
متن
Our candidate won a majority of the votes.
دیدگاه
٠

نامزد ما توانست اکثریت آرا را از آن خود کند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The boy's offense was minor, and the punishment was harsh and unfair.
دیدگاه
٠

مجازات اون پسر در مقایسه با خطاش، سخت و غیرمنصفانه بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He had overslept, and now he was hurrying to get dressed.
دیدگاه
٠

چون خواب مونده بود، داشت با عجله لباس میپوشید

تاریخ
١ سال پیش
متن
She hurried the children on their way.
دیدگاه
٠

بچه هارو روانه کارشون کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The subway train hurried them to work.
دیدگاه
٠

مترو آنهارو خیلی زود به محل کارشون رسوند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Do you know how to work the oven?
دیدگاه
٠

بلدی با اجاق کار کنی؟ یا میدونی این اجاق چطور کار میکنه؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
They warned us about the tornado.
دیدگاه
١

آنها در مورد گردباد به ما هشدار دادند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The publisher recognized that she was an author of true worth.
دیدگاه
٠

انتشاراتی متوجه ارزش واقعی این نویسنده شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The excellent cinematography makes this a film worth seeing.
دیدگاه
٠

یکی از چیزهای که ارزش تماشای فیلم را بالا میبرد، فیلمبرداری هنرمندانه است

تاریخ
١ سال پیش
متن
The car was in such bad condition that it wasn't worth repairing.
دیدگاه
٠

ماشین انقد داغون بود که ارزش تعمیر کردن نداشت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her efforts to convince him eventually succeeded.
دیدگاه
٠

تلاش هایش برای متقاعد کردن او بالاخره جواب داد

تاریخ
١ سال پیش
متن
With her hand on the Bible, the witness swore that her testimony would be the truth.
دیدگاه
٠

شاهد در حالیکه دست راستش را روی انجیل گذاشته بود، قسم خورد که حقیقت را بگوید

تاریخ
١ سال پیش
متن
The dog seems to like you.
دیدگاه
٠

انگار سگه از تو خوشش اومده

تاریخ
١ سال پیش
متن
The interested parties were gathered together for the reading of the will.
دیدگاه
٠

طرفین ذینفع برای قرائت وصیت نامه یکجا جمع شدند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Tomorrow is the last day for interested students to sign up as volunteer tutors.
دیدگاه
٠

فردا آخرین مهلت ثبت نام دانش آموزانی است که میخواهند داوطلبانه تدریس کنند

تاریخ
١ سال پیش
متن
When she writes, she's not interested in punctuating properly.
دیدگاه
٠

الزامی نمیبیند که در حین نگارش نشانه گذاری دقیقی داشته باشد

تاریخ
١ سال پیش
متن
He tries to tell her his problems, but she's just not interested.
دیدگاه
٠

سعی دارد تا در مورد مشکلاتش با او صحبت کند، اما او علاقه چندانی نشان نمی دهد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I've always been interested in astronomy.
دیدگاه
٠

علاقه به ستاره شناسی همیشه در من وجود داشته

تاریخ
١ سال پیش
متن
It chanced that our flights arrived at exactly the same time.
دیدگاه
٠

شانس آوردیم که پروازهایمان دقیقا همزمان رسیدند

تاریخ
١ سال پیش
متن
One day, some years later, I chanced to see her in the subway.
دیدگاه
٠

چند سال بعد، یک روز بر حسب اتفاق او را در مترو دیدم

تاریخ
١ سال پیش
متن
I came across the photograph simply by chance.
دیدگاه
٠

خیلی اتفاقی به این عکس برخوردم

تاریخ
١ سال پیش
متن
The restaurant's perfect location by the lake is its advantage over the other restaurants in the area.
دیدگاه
٠

قرار گرفتن این رستوران کنار دریاچه باعث شده نسبت به بقیه رستوران های منطقه موقعیت بهتری داشته باشد

تاریخ
١ سال پیش
متن
All her preparation gave her the advantage in the debate.
دیدگاه
٠

آمادگی قبلی باعث شد که در بحث، موضع قوی تری داشته باشد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The audience enjoys hearing songs that are familiar to them.
دیدگاه
٠

مخاطب بیشتر از شنیدن آهنگ های آشنا لذت میبرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Has he reached a decision?
دیدگاه
٠

بالاخره تصمیمشو گرفت؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
You shouldn't postpone seeing a doctor about this.
دیدگاه
٠

نباید در مراجعه به دکتر برای این مسیله تعلل کنی

تاریخ
١ سال پیش
متن
The boss decided to postpone the meeting until Friday.
دیدگاه
٠

رییس تصمیم گرفت که جلسه تا روز جمعه به تعویق بیفته

تاریخ
١ سال پیش
متن
The groom was so ill that the wedding had to be postponed.
دیدگاه
٠

به خاطر مریضی شدید داماد، عروسی عقب افتاد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm sorry; my brain was sleeping and I didn't hear what you said.
دیدگاه
٠

ببخشید، ذهنم سرجاش نبود و نشنیدم که شما چی گفتید

تاریخ
١ سال پیش
متن
She sat in that position until her leg was asleep.
دیدگاه
٠

تا زمانی که سگش خواب بود تو همون وضعیت موند

تاریخ
١ سال پیش
متن
She refuses to hurry herself when she's making an important decision.
دیدگاه
٠

وقتی که داره تصمیم مهمی میگیره، به هیج وجه عجله نمیکنه

تاریخ
١ سال پیش
متن
If we don't hurry up, we'll miss the train.
دیدگاه
٠

اگه نجنبی از قطار جا میمونیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
The music of Bach and Mozart continues to inspire us even after more than two hundred years.
دیدگاه
١

موسیقی باخ و موتزارت پس از گذشت بیش از دویست سال همچنان الهام بخش ما است

تاریخ
١ سال پیش
متن
This new theory goes further than the others to explain these phenomena.
دیدگاه
١

این نظریه جدید در توضیح این پدیده ها از سایر نظریه ها پیشی گرفته است

تاریخ
١ سال پیش
متن
We ran further today than we usually do.
دیدگاه
٠

ما امروز بیشتر از همیشه دویدیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
an impossible task
دیدگاه
٠

یه کار نشدنی

تاریخ
١ سال پیش
متن
She is a truly great dancer.
دیدگاه
٠

او رقاصی به غایت عالی است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Truly, I couldn't be more pleased.
دیدگاه
٠

ازین بهتر نمی شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She dared to tell the truth when everyone else was silent.
دیدگاه
٠

در میان سکوت همه، تنها او بود که جرات بیان حقیقت را پیدا کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
It appears that your application was never actually processed.
دیدگاه
٠

ظاهرا درخواست شما هیچ وقت در دستور کار قرار نگرفته

تاریخ
١ سال پیش
متن
She appeared to be upset, so I asked what was wrong.
دیدگاه
٠

با دیدن ناراحتی اش، دلیل آن را جویا شدم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We were walking through the woods, and a deer suddenly appeared just a few feet from us.
دیدگاه
٠

از میان جنگل گذر میکردیم که به ناگاه گوزنی را در چند قدمی خود دیدیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
It seems that I was at fault, and I'm here to apologize.
دیدگاه
٠

ظاهرا من مقصر بودم و حالا اومدم عذرخواهی کنم

تاریخ
١ سال پیش
متن
We don't pronounce the "k" in "knight."
دیدگاه
٠

حرف ک در کلمه شوالیه تلفظ نمی شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He's afraid to go in the water.
دیدگاه
٠

ازینکه توی آب بره میترسه

تاریخ
١ سال پیش
متن
Many people are afraid of snakes.
دیدگاه
٠

آدم های زیادی هستن که از مار میترسن