ترجمههای reihaneh (١١٥)
سال گذشته او به سمت مدیر این برنامه انتخاب شد
پارتنرش را با یک حلقه نامزدی غافلگیر کرد
این مسیله حتی ارزش توجه کردنم نداره
بهترین راه تسلط بر هر کار، تمرین است
نگهبان امنیتی از کنترل ورودی پشتی غفلت کرد
متاسفانه، زمان شروع مهمانی در دعوت نامه ذکر نشده
چون مقاله خیلی طولانی میشد، پس چند پاراگرافش را حذف کرد
همینطور که در خودم غرق بودم به سمت ماشین رفتم
تاثیرگذاری قدرتی که در وجود افرادنهفته است به پروش آن توسط خود فرد بستگی دارد
این کمد مخصوص لباس های زمستانی ام است
باید یه برقکار خبر کنیم تا از سیم کشی سردربیاره
به همه این فرصت داده میشه تا در جلسه صحبت کنند
دانشگاه به مرور تعداد زنان بخش هییت علمی را افزایش داده است
هیچ وقت ازون آدمایی نبود که با مادرش بحث کنه، اما از وقتی وارد دبیرستان شده بود ، پرخاشگر ی اش بیشتر شده بود
پس از فریب دوستش وجدان درد گرفته بود
نمره پایین آزمون اش کل معدل اش رو خراب میکنه
چطور تونست اون حرف های وحشتناک رو در موردم بزنه
در سخنانش روی دو چیز یعنی احتیاط و خویشتن داری تاکید کرد
گفت که هیچ وقت زیر قولش نمیزنه، و روی کلمه هیچ وقت تاکید
در این کارخانه قطعات ماشین آلات تولید میشود
تماس دست ها یکی از راه های رایج انتقال میکروب هاست
در ساخت این کلیسا از مصالحی مثل سنگ آهک، مرمر و شیشه در حجم بالا استفاده شده
دلم نمیخاد کل عمرمو توی همچین جای کسل کننده ای بگذرونم، دلم میخاد زندگی کنم
کل دانش آموزان به حز یک نفر عملکرد خیلی خوبی در امتحان داشتند
این تست کودک را ملزم میکند تا تصویرهای مشابه را از مجموعه تصاویر انتخاب کند
بحث های مستدل او بالاخره وی را سرعقل آورد
درگذشت او باعث اندوه تمام جامعه شد
این چیزی که مطرح شد فقط من باب مثال بود، من به هیچ اتفاق خاصی اشاره نکردم
وقتی مادرم فراموش میکنه داروهاش و مصرف کنه، نگران میشم
سرکشی های او باعث نگرانی پدر و مادرش شد
اولش کارمو واقعا دوست داشتم، اما الان ازش راضی نیستم
چطور میتونی با وجود این همه مشکلات دنیا باز هم خوشبین باشی
پدربزرگم موقع مرگش با اینکه هشتاد سال را رد کرده بود اما سلامتی خوبی داشت
تو یک ساعت گذشته، سه تا اتوبوس آمده و رفته
او رهبری عملیات موفق نظامی بر علیه مهاجمین را به عهده داشت
چون از تقاطع خیلی دور شده بود مجبور شد دنده عقب بگیره
اسبی که روش شرط بسته بود، دوباره امروز به جمع برنده ها برگشت
رییس جمهور قول داد که در انتخابات آتی از استاندار حمایت کند
آرام و با احتیاط ماشین و از گاراژ بیرون آورد
با این دوربین میتونید مسافت دورتری رو ببینید
نامزد ما توانست اکثریت آرا را از آن خود کند
مجازات اون پسر در مقایسه با خطاش، سخت و غیرمنصفانه بود
چون خواب مونده بود، داشت با عجله لباس میپوشید
بلدی با اجاق کار کنی؟ یا میدونی این اجاق چطور کار میکنه؟
انتشاراتی متوجه ارزش واقعی این نویسنده شد
یکی از چیزهای که ارزش تماشای فیلم را بالا میبرد، فیلمبرداری هنرمندانه است
ماشین انقد داغون بود که ارزش تعمیر کردن نداشت
تلاش هایش برای متقاعد کردن او بالاخره جواب داد
شاهد در حالیکه دست راستش را روی انجیل گذاشته بود، قسم خورد که حقیقت را بگوید
طرفین ذینفع برای قرائت وصیت نامه یکجا جمع شدند
فردا آخرین مهلت ثبت نام دانش آموزانی است که میخواهند داوطلبانه تدریس کنند
الزامی نمیبیند که در حین نگارش نشانه گذاری دقیقی داشته باشد
سعی دارد تا در مورد مشکلاتش با او صحبت کند، اما او علاقه چندانی نشان نمی دهد
علاقه به ستاره شناسی همیشه در من وجود داشته
شانس آوردیم که پروازهایمان دقیقا همزمان رسیدند
چند سال بعد، یک روز بر حسب اتفاق او را در مترو دیدم
قرار گرفتن این رستوران کنار دریاچه باعث شده نسبت به بقیه رستوران های منطقه موقعیت بهتری داشته باشد
آمادگی قبلی باعث شد که در بحث، موضع قوی تری داشته باشد.
مخاطب بیشتر از شنیدن آهنگ های آشنا لذت میبرد
نباید در مراجعه به دکتر برای این مسیله تعلل کنی
رییس تصمیم گرفت که جلسه تا روز جمعه به تعویق بیفته
به خاطر مریضی شدید داماد، عروسی عقب افتاد
ببخشید، ذهنم سرجاش نبود و نشنیدم که شما چی گفتید
تا زمانی که سگش خواب بود تو همون وضعیت موند
وقتی که داره تصمیم مهمی میگیره، به هیج وجه عجله نمیکنه
موسیقی باخ و موتزارت پس از گذشت بیش از دویست سال همچنان الهام بخش ما است
این نظریه جدید در توضیح این پدیده ها از سایر نظریه ها پیشی گرفته است
در میان سکوت همه، تنها او بود که جرات بیان حقیقت را پیدا کرد
ظاهرا درخواست شما هیچ وقت در دستور کار قرار نگرفته
با دیدن ناراحتی اش، دلیل آن را جویا شدم.
از میان جنگل گذر میکردیم که به ناگاه گوزنی را در چند قدمی خود دیدیم
ظاهرا من مقصر بودم و حالا اومدم عذرخواهی کنم