پیشنهاد‌های دکترحامد رسولی (١,٦٧١)

بازدید
٥,٠٧٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

سنگ اتشزنه، سنگ چخماق، سنگ فندک، اتش زنه، چیز سخت، سنگریزه، معماری: ریگ چخماق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

strive, exert oneself, give it one's best shot ( informal ) , go all out ( informal ) , knock oneself out ( informal ) , labour, make an all - out ef ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

goodness, incorruptibility, integrity, morality, probity, rectitude, righteousness, uprightness, worth - merit, advantage, asset, attribute, credit, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

interchange, barter, change, convert into, swap, switch, trade - interchange, barter, quid pro quo, reciprocity, substitution, swap, switch, tit for ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

harass, badger, goad, harry, impel, persecute, pester, provoke ایذا کردن دشمن، به ستوه اوردن اذیت کردن، بستوه اوردن، عاجز کردن، اذیت کردن، ( نظ ) . ح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شناسایی کردن. تعیین کردن، تعیین هویت کردن، مشخص کردن، تشخیص دادن، مشاهده کردن، همسان ساختن، شناختن، تشخیص هویت دادن، یکی کردن، علوم مهندسی: مربوط کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

want, aspire, crave, desire, hanker, hope, long, yearn - desire, aspiration, hope, intention, urge, want, whim, will آرزو کردن. خواستن، میل داشتن، آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

الکترونیک: پیوند، شیمی: سند قرضه، ضمانت، تعهد، تجارت خارجی: وصل کردن، متصل کردن، چسباندن اتصال، ارتباط، چسب، علوم مهندسی: سندی که به موجب ان خود و وا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

دلگرم کردن، تشویق کردن. ترغیب کردن، جرات دادن، تقویت کردن، پیش بردن، پروردن، علوم نظامی: به شجاعت واداشتن. حمایت کردن. اطمینان دادن. امید دادن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

inspire, buoy up, cheer, comfort, console, embolden, hearten, reassure - spur, advocate, egg on, foster, promote, prompt, support, urge

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کمک هزینه، پول تو جیبی. اعطاء، پاداش، تخفیف، مزایا، سهمیه، میزان مجاز، جیره، حق معاش، کمک هزینه، مقرری، فوق العاده و هزینه سفر، مدد معاش، جیره دادن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پیش فرض. قضیه ثابت یا اثبات شده، بنیاد و اساس بحث، فرض قبلی، فرضیه مقدم، فرض منطقی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

شتاب، سرعت، عجله کردن، قانون فقه: تبادر speed, alacrity, quickness, rapidity, swiftness, urgency, velocity - rush, hurry, hustle, impetuosity

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

range, collection, list, repertory, stock, store, supply کلکسیون. مجموعه، جمع آوری، وصول، گردآوری، گردآورد، جمع آوری اخبار، دریافت، اجتماع، کامپیوتر: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

صورت. رخ، رخسار، صورت، نما، روبه، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، روبرو ایستادن، مواجه شدن، رویاروی شدن، پوشاندن سطح، قسمت جلو شی، نمای خارجی، جبهه، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

give, add, bestow, chip in ( informal ) , donate, provide, subscribe, supply - contribute to: be partly responsible for, be conducive to, be instrum ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

سوزن ته گرد؛ شماره شناسایی عدد شناسایی فردی، دستگیره در، دستگیره در، گیره سر، گیره کاغذ، گیره لباس، میخ کردن، پین، سنجاق نقشه، اشبیل، میخکوب کردن، می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

گرد و خاک. غبار، خاکه، ذره، گردگیری کردن، گرد گرفتن، گرد ریختن، گرد پاشیدن، علوم مهندسی: گرد شیمی: غبار، زیست شناسی: گرد، ورزش: پرتاب توپ به منظور عق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

یک جفت ) چکمه. راه اندازی، بوت، سود، کفش فوتبال، پوتین ساقه بلند، پوتین یاچکمه، اخراج، چاره یافایده، لگدزدن، باسرچکمه و پوتین زدن، علوم مهندسی: فضای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

چیدن، کندن. کلنگ دو سر، کلنگ زدن، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کاربردن، نوک زدن، برگزیدن، باز کردن ( به قصد دزدی ) ، ناخنک زدن، عیب جویی کردن، دزد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

عادت. خو، مشرب، ظاهر، لباس روحانیت، روش، طرز، رشد، رابطه، جامه پوشیدن، آراستن، معتاد کردن، زندگی کردن، قانون فقه: عادت، علوم نظامی: عادت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

produce, bear, bring forth, earn, generate, give, net, provide, return, supply - surrender, bow, capitulate, give in, relinquish, resign, submit, su ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

gulp, consume, devour, drink, قورت دادن عمل بلع، فرو بردن، بلعیدن، شیار قرقره تاکل، پرستو، چلچله، مری،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

باد ورزیدن، دمیدن. جوشیدن، دمیدن هوا، وزش، نواختن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن، هدر دادن موقعیت، پرتاب محکم توپ، ناتوانی در انداختن تم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

زبر، خشن. دشوار، سخت، درشت، ناهموار، ناهنجار، دست مالی کردن، بهم زدن، زمخت کردن، علوم مهندسی: ناصاف، علوم هوایی: زبر، علوم نظامی: پست و بلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

قسمت تحتانی، نشیمنگاه. پایه، ته، زیر، پایین، بنیان نهادن، ذیل، قسمت زیر آب کشتی، مقر، کشتی، کف، تحتانی، علوم مهندسی: ته انداختن، عمران: کف نهر، معمار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

risk, hazard, make bold, presume, venture - challenge, defy, goad, provoke, taunt, throw down the gauntlet جرات کردن، جسارت داشتن یارا بودن، جرات کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

الکترونیک: ثانیه، کامپیوتر: ثانیه، نجوم: تالی، ثانی، دومی، ثانوی، حقوق: مددکار بوکسور، نفر بعد از سر گروه، دستیار شطرنج باز، ورزشی: ثانیه، هواپیمایی: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

accumulative, additive, additory, chain, summative

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

inspire, buoy up, cheer, comfort, console, embolden, hearten, reassure - spur, advocate, egg on, foster, promote, prompt, support, urge دلگرم کردن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

unwilling, disinclined, hesitant, loath, unenthusiastic. uncertain, diffident, doubtful, half - hearted, halting, irresolute, reluctant, unsure, vaci ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

logical, cogent, convincing, good, sound, telling, well - founded, well - grounded - legal, authentic, bona fide, genuine, lawful, legitimate, offic ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

الکترونیک: چرخیدن، تراشیدن، دور زدن، چرخش، گردش، دور، علوم مهندسی: نوبت، پیچ مسیر، چرخیدن، تاباندن، پیچ تغییر سمت ناگهانی اسکیت، برگشت شناگر، ورزشی: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

الکترونیک: تحریک کردن، راندن، گرداننده، کامپیوتر: راندن، جلو بردن، محرکه، گیربکس، فرمان، رانش، سواری دوندگی، علوم مهندسی: گریز پا به توپ، فرار گل زن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

money, brass ( Northern English dialect ) , coinage, currency, dough ( slang ) , funds, notes, ready money. silve

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

upper limb, appendage, limb ( Especially with weapons ) Synonyms: equip, accoutre, array, deck out, furnish, issue with, provide, supply بازو. دست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بینی. دماغه، بو کشیدن، بینی مالیدن، مواجه شدن، بینی اسب، سر لوله، دهانه، عضو بویایی، نوک بر آمده هر چیزی، علوم مهندسی: برجستگی، عمران: دماغه جلو کشتی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

fertile, creative, fecund, fruitful, inventive, plentiful, prolific, rich - useful, advantageous, beneficial, constructive, effective, profitable, r ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بانک، بانکداری کردن، در بانک گذاشتن کرانه رود، سکو، صخره زیرآبی کم ارتفاع، کنار، لب ساحل، ضرابخانه، رویهم انباشتن، کپه کردن، بلند شدن ( ابر یا دود ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نگران کردن؛ نگرانی. تشویش . دلواپس کردن، نگران بودن، اهمیت داشتن، ربط، بستگی، بابت، مربوط بودن به، شرکت، بنگاه، قانون فقه: بنگاه، بازرگانی: واحد اقتص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

اولیه، پایه. مقدماتی، پایه ای، قلیایی، ابتدایی، اولیه، اساسی، اصلی، تهی، بنیانی، علوم مهندسی: اساسی، کامپیوتر: یک زبان برنامه نویسی ساده از نظر آموزش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

شرط بستن. گرو، شرط ( بندی ) ، موضوع شرط بندی، نذر، شرط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

منزوی. دور، کناره گیر. محجوب. گوشه گیر. سرد . دور از دسترس. غیر صمیمی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

رانندگی کردن. سوارشدن و کنترل اتومبیل، رانندگی ارابه مسابقه ای، راندن اسب با شلاق، راندن قایق موتوری، رانندگی کردن، گرداندن گرداننده ( موتوری ) ، شفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زمان سنج، وقت نگهدار هر راننده، کسی که وقت را نگه می دارد، ساعت، علوم مهندسی: تایمر، کامپیوتر: زمان بند، الکترونیک: همزمانساز، شیمی: زمان گیر، روانشن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

شخص سبک، بچه کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

نادرست. دروغین، دروغی، کاذب، دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعی، ساختگی، غلط، قلابی، بدل، غیر قانونی علوم مهندسی: معیوب، عمران: کاذب، قانون فقه: ناحق، روانشن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گوشت گوساله. پرواری کردن و ذبح کردن، شکوه و شکایت کردن، تقویت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ابله، گول زدن، فریفتن، سروصدا کردن