پیشنهاد‌های دکترحامد رسولی (١,٦٧١)

بازدید
٥,٠٧٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

ماشه. مدار رهاساز، برانگیزنده، پاشنه، پرتاب کردن فشنگ، ماشه اسلحه، گیره، سنگ زیر چرخ، چرخ نگهدار، ماشه ( چیزی را ) کشیدن، رها کردن، راه انداختن، کامپ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

پرکردن، چپاندن، خودرا برای امتحان اماده کردن، باشتاب یاد گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

حکومت کردن. حکمرانی کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرمانداری کردن، کنترل کردن، مقرر داشتن، نافذ بودن، قانون فقه: ناظر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

صفت خاص، علاقه خاص، ناخوشی جداگانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دکه. غرفه، دکه چوبی کوچک، بساط، صندلی، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سرگرداندن، طفره زدن، در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ماده کثیف و چسبناک، ماده چرب، علوم هوایی: حلالی برای روغنها و گریسها goo, gook, goop, gumbo, muck, crud, cab

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء ظن، فهرست سیاه، صورت اشخاص بدحساب، اسم کسی رادرلیست سیاه نوشتن exclude, ban, bar, boycott, debar, expel, reject, s ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

طوفان. کولاک، تغییر ناگهانی هوا، توفانی شدن، با حمله گرفتن، یورش آوردن، معماری: طوفان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

disloyalty, deception, double - cross ( informal ) , sell - out ( informal ) , treachery, treason, trickery - giving away, disclosure, divulgence, r ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

صاحب خیر، ولینعمت، نیکوکار، بانی خیر، واقف، قانون فقه: واهب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تیر چوبی. میخ چوبی، دستک، تیرک، ستون چوبی یا سنگی تزئینی، میخ چوبی، گرو، شرط بندی مسابقه با پول روی میز، به چوب یا به میخ بستن، قائم کردن، محکم کردن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

در آغوش کشیدن؛ پذیرفتن در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، شامل بودن hug, clasp, cuddle, envelop, hold, seize, squeeze, take or hold in one's arms ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

disease, epidemic, infection, pestilence - affliction, bane, blight, curse, evil, scourge, torment طاعون. آفت، بلا، سرایت مرض، به ستوه آوردن، آزار ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Helpless بیچاره، درمانده، فرومانده، ناگزیر، زله Hapless فلک زده . بدبخت. بیچاره. درمانده. Hopeless مایوس. ناامید. بی امید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Propositionلایحه قانونی طرح، موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقی، گزاره، پیشنهاد کردن، دعوت به مقاربت جنسی، کامپیوتر: گزاره، معماری: رای، روانشناسی: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

بمن اعتماد کن. باورم کن. راست میگم. به من اعتقاد داشته باش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

اصطلاحی در ارتوپدی به معنای خمش بیش از ۱۲۵ درجه در مفصل زانو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیاده رو. رهفرش، سنگفرش، علوم مهندسی: کف سازی، عمران: پیاده رو، معماری: جاده فرش شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

زبان تاتاری، تاتار، ته نشین، رسوب، باره دندان، جرم دندان . درده، علوم نظامی: نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن کنتاکت، ارتباط، قطب اتصال، محل اتصال، تماس یافتن، تماسی، برخورد، علوم مهندسی: اتصال الکتریکی برخورد، الکترونیک: کنتاکت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تحکیم، نتیجه ء حکمیت، رای بطریق حکمیت، داوری، معماری: حکمیت، قانون فقه: داوری، حکمیت، روانشناسی: حکمیت، بازرگانی: داوری settlement, adjudication, dec ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دنبال کننده. ادامه دهنده. تحمل کننده. دوباره شروع کننده. دوباره آغازگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

غریزه. شعور حیوانی، هوش طبیعی جانوران، روانشناسی: غریزه intuition, faculty, gift, impulse, knack, predisposition, proclivity, talent, tendency

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

Croquet شبیه این کلمه به معناهای بازی کروکه، نوعی بازی با گوی وحلقه، کروکت، ورزش: بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بازی کروکه، نوعی بازی با گوی وحلقه، کروکت، ورزش: بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

تعارف، درود، تعریف کردن از praise, bouquet, commendation, congratulations, eulogy, flattery, honour, tribute

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

فدایی، شهید راه خدا کردن، قانون فقه: شهید، علوم نظامی: به شهادت رساندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

املا درستش governor است فرماندار. والی، حکمران، حاکم، فرمانده، دستگاه فرمان خودکار، گاورنور، قانون فقه: والی، رییس زندان، علوم نظامی: استاندار، گاورن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کنسرت. انجمن ساز و آواز، هم آهنگی، توافق، تفاهم، مرتب کردن، جور کردن، قانون فقه: هماهنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تاه، بالازدگی، بالازنی، توگذاری، شیرینی مربا، روحیه، چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب، توگذاشتن، نیرو، زور، شدت زومندی، درجای دنج قرارگرفتن یاقرار داد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

مثال، مثل، تمثیل، قیاس، نمونه، داستان اخلاقی، روانشناسی: تمثیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

درستش با حرف های بزرگ یا کپیتال باید نوشته بشه USD دلار آمریکا یا بطور معمول بین خودشون به دلار buck یا bucks میگویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

منجمد شدن، یخ بستن، بی اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، مسدود کردن، ثابت نگاه داشتن، غیرقابل حرکت ساختن، یخ زدگی، افسردگی، بازرگانی: مح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نمایش گذاشتن. نمایش دادن، در معرض نمایش قراردادن، ارایه دادن، ابراز کردن، قانون فقه: ضمیمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

املا درستش panic به معناهای زیر میباشد وحشت کردن؛ وحشت اضطراب و ترس ناگهانی، دهشت، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن، روانشناسی: وحشت زدگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تلخ. جگرسوز، طعنه آمیز، شیمی: تلخ sour, acid, acrid, astringent, harsh, sharp, tart, unsweetened, vinegary - resentful, acrimonious, begrudging, ho ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

رسم کردن، کشیدن؛ مساوی کردن بیرون کشیدن، دریافت کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشی، برات کشیدن، چک کشیدن، مساوی، رویارویی دو حریف در آغار ( لاکراس ) ، حذف اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زشت و وقیح، کریه، ناپسند، موهن، شهوت انگیز زست، شرم اور، هرزه، وقیح، نفرت انگیز indecent, dirty, filthy, immoral, improper, lewd, offensive, pornogra ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

You always get an ace in different classes تو همیشه تو کلاسهای مختلف نمره آس ( اول. عالی ) میگیری You are ace sweety تو بیستی عزیزم. تو نمونه ای شیری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

املا درستش illustrator است به معنای توضیح دهنده، نشان دهنده، تصویر کش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناهار خوردن، شام خوردن، شام دادن. غذا دادن. خوراک دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

واکنش، عکس العمل. انفعال، عکس العمل، انعکاس، واکنشی، علوم مهندسی: عکس العمل، معماری: واکنش، شیمی: واکنش، روانشناسی: واکنش، بازرگانی: عکس العمل، ورزش: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

به طور واضح و آشکار. بطور شفاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

نقض کردن. تخلف کردن، تجاوز کردن، شکستن، نقض کردن، هتک حرمت کردن، بی حرمت ساختن، مختل کردن، قانون فقه: هتک ناموس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

رای مخالف دادن، مخالفت کردن، تحریم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

انجیر چیز بی بها، آرایش، صف آرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناامید کننده، مایوس کننده، یاس آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

عبارت ) مَجاز مجازی، تمثیلی، رمزی، کنایه ای، تصویری، تلویحی، قانون فقه: رمزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

hard surface or path at the side of a street for people to walk on Synonym : pavement British English پیاده رو