پیشنهاد‌های علی علیشاهی (٢٦٣)

بازدید
١,٠٧٠
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همونطور که دوستمون گفتن معنی سرفه های خشک و کوتاه رو میده امّا در حدی که چیزی از گلو خارج بشه

پیشنهاد
٠

سیر تا پیاز قضیه را دانستن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِر را از بِر تشخیص ندادک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه رویی!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسری بودجه داشتن

پیشنهاد
٠

اون ممه رو لولو برد

پیشنهاد
٠

سیاه و سفید را ( از هم ) تشخیص ندادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لوس و نُنُر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معلومه که آره البتّه که بله

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متعارف سازی شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جرّ و بحث

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فک زدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوله نمک

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف شنوی داشتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه چیزی ( حرفی ) پروندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجاره به قیمت تمام شده اجاره به قیمت واقعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کمال احترام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو هچل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگین دل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معانی عمیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

حوصله داشتن I don't fancy cooking حوصله آشپزی ندارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبانی در مناقصات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگدل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادگاه چنین حکم کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احتمالی، بالقوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توامان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خب اینم از این برای همین دیگه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دندان قروچه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زره داستانی/حفاظ داستانی در داستان سرایی به وضعیتی اشاره دارد که یک شخصیت داستانی به طرز غیر قابل توضیحی از آسیب یا بدشانسی در امان می ماند، صرفاً ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دلشوره داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بفرما برو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قربون قد و بالات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همیار پلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خیلی وقته ندیدمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوسکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر به راه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چراغ خاموش حرکت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضد حال زدن، حال رو گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودخوری نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی جغد، بوف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو به هم زنی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کار به جاهای باریک می کشه، حواست باشه، رقابت شروع میشه ( یک اصطلاح است برای کری خوانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه حرف من نه حرف تو [حد وسط]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشفته کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در وضعیت بدی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرض بالا آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی زانو بشینید

پیشنهاد
١

خبردار شدن، خبر دادن، مطلع شدن It has been brought to my attention that the meeting has been canceled مطلع شدم که جلسه لغو شده خبردار شدم که جلسه لغو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم داستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمی زمان میبره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پای کوبان، در حال دویدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجرا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبوس، غل و زنجیرشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بله قربان گو بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با خودم گفتم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنار آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درون پویی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفیق گرمابه و گلستان وقتی دو دوست inseparable باشند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درگیری نرم و محدود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کله خراب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بگو ببینم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قضیه بیشتر از این حرفاست، ماجرا به این سادگی ها هم نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لباس پلوخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لباس پلوخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تازه کجاشو دیدی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه همچین چیزایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچین چیزایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختلاط کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز خوبی بود، چیز جالبی بود

پیشنهاد
٠

Lie through one's teeth

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازار کسادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میتونی بری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

وکیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون آمادگی قبلی و به سرعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون آمادگی قبلی و به سرعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گمانه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل خر کار کن، مثل خر حال کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستضعف بودن، پهلوی چربی نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشی ناپذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انسداد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نکته جالب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صدای ویژ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از رده خارج کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاها رو ۱۸۰ درجه باز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نور پس زمینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جریا، جریان داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به پوچی رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیخیال بابا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[حقوق] سازش از شیوه های جایگزین حل اختلاف است که طرفین اختلاف مشکلات و اختلافات موجود را با وساطت و مساعدت شخص ثالثی حل وفصل می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] دادرسی خصوصی شبه دادرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] مسئله حکمی قاضی پس از آنکه متوجه شد در عالم واقع چه اتفاقی رخ داده است، برای مثال فهمید که متهم شیشه ی ماشین شاکی را شکسته است باید آن را با ق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[حقوق] مسئله ی موضوعی در مقابل مسئله ی حکمی matter of law قرار می گیرد. منظور از مسئله ی موضوعی آن چیزی است که در عالم واقع رخ داده برای مثال ادعای س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] مذاکره از کم هزینه ترین و غیر رسمی ترین طرق حل وفصل اختلافات است که در آن طرفین اختلاف به جای مراجعه به داوری یا دادگاه سعی می کنند اختلاف را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] تصمیم کارشناسی از شیوه های جایگزین حل اختلاف است که در آن طرفین بر کسب نظر از یک کارشناس در موضوعی مرتبط با اختلاف توافق می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواب انجمادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کسی افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Outfitted مجهّز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جهنم زار، ویران شهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویرانگر، افسارگسیخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الوعده وفا

پیشنهاد
٠

رک و پوست کنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی مدت دار ( Deferred Payment Letter of Credit ) که به اعتبار اسنادی یوزانس ( Usance ) هم معروف است به اعتبار اسناد ...

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی مدت دار ( Deferred Payment Letter of Credit ) که به اعتبار اسنادی یوزانس ( Usance ) هم معروف است به اعتبار اسناد ...

پیشنهاد
٠

آژانس چندجانبه ی تضمین سرمایه گذاری یا میگا ( MIGA ) یک سازمان مالی بین المللی است که بیمه ی ریسک های سیاسی و ضمانت نامه های تقویت اعتبار را ارائه م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی صاحاب، بی قانون، بی اخلاق و رهاشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع آوری زباله، زباله گردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریتم تند، کوبشی، ضربان دار

پیشنهاد
٠

زیاد جدی نگرفتن

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی دیداری در این نوع اعتبار، وجه اعتبار بلافاصله پس از ارائه اسناد و تامین سایر شرایط و مطابقت آن ها در دسترس ذی نف ...

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی تاییدنشده اعتباری تلقی می شود که پرداخت صرفاً توسط بان گشایش کننده تعهد و تضمین شده است.

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی تاییدشده اعتبار اسنادی تاییدشده اعتباری تلقی می شود که پرداخت وجه آن توسط بانک دیگری غیر از بانک گشاینده، تعهد ...

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت به اعتباری اطلاق می شود که بانک گشاینده به صورت غیر قابل رجوع تعهد به پرداخت می کند و نمی تواند ب ...

پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی قابل برگشت به اعتباری اطلاق می شود که بانک گشاینده می تواند بدون اخطار قبلی به ذی نفع یا اخذ مجوز از وی، اعتبار ...

پیشنهاد
٠

To get something done for someone: ( کاری را برای کسی انجام دادن ) To help someone with something: ( به کسی در انجام کاری کمک کردن ) To facilitate ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق تجارت بین الملل] خرید متقابل خرید متقابل یک روش تجارت متقابل است که بر اساس آن، یک طرف قرارداد کالاها یا خدماتی را به طرف دیگر صادر و متقابلاً ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[حقوق تجارت بین الملل] معامله تهاتری ساده در این نوع معامله کالاها و خدماتی که تقریباً از نظر ارزش با هم برابرند با یکدیگر مبادله می شوند. معاملات ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Leaning towards yes دوست دارم بگم آره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Leaning towards yes دوست دارم بگم آره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبردار شدن از چیزی که افراد زیادی نمی دانند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هالو گیر آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نیازمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شش دانگ حواست رو جمع کن

پیشنهاد
٠

Stay on you toes شش دانگ حواست رو جمع کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیگه آخراشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاطی ماجرا نشدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فساد مغزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دفاع شخص از خودش در دادگاه بدون گرفتن وکیل

پیشنهاد
٠

انجمن داوری آمریکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حضور خود شخص در دادگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جواب پس داده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

[حقوق] سهل گیرانه، غیررسمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوانین سهل گیرانه، قوانین غیررسمی، قوانین انعطاف پذیر

پیشنهاد
٠

هیچ نمی دونم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقریظ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عهد وفا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازداشت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رو کردن، پخش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه اندازیِ مجدّد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ای وای اشتباه شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به بلوغ رسیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِعمال نفوذ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همین حوالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نامردی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بادوک به گویش نیشابوری یعنی خودپسند و پرافاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Bitter opponent مخالف سرسخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( حقوق ) شرط تعدیل قیمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( حقوق ) شرط پیشنهاد صادقانه

پیشنهاد
٠

Badger

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفننی

پیشنهاد
٠

در پشت پرده ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پشت پرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در دست ساخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عواقب کار اندیشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. قیمت ۲. مالک Scottish

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف موافق حرفی برای دفاع از کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تجملاتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قرار معلوم، علی الظاهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اظهار نظر کردن راجع به چیزی

پیشنهاد
٠

خیلی خوش می یاید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحاً سَر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I mean to say منظورم اینه که

پیشنهاد
٠

جمله ی درست این اصطلاح: You've got another think coming.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تموم شد رفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

زدی تو خال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرشار از نفرت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر کیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مسئولیتش با خودت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به آسانی، به راحتی If you can do something standing on your head, you can do it very easily

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجلش رسیده

پیشنهاد
٠

Sheltered housing

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه سالمندان یا معلولین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رتبه بندی حقوق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو گونی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دور از حقیقت، دور از واقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرافت حرفه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صلاحیت داشتن، توانایی داشتن Up to ( doing ) something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ارتباط بودن Mixed up with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کم آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای تاکید بر جمله ی بعدی که می خواهیم بگوییم به کار می رود. معادل = باورت نمیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برای مدتی طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم های شهلا، چشم های معصومانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

You need to even out باید خودت رو جمع و جور کنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مفنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقویت شده مخفف augment

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از تیررس خارج شو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیررس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه شده ی دید visual I have no viz دید ندارم، در تیررسم نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمین گیر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاصره شدن، قیچی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلجویانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقریباً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Spin out something توصیف جزئیات چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فسقلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Haul somebody up کسی را بُردن برای استنطاق ( بازجویی، اخذ پاره ای از توضیحات ) یا مجازات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. I was scared spitless از ترس دهنم خشک شده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرپیچی کردن از قانون ( و گیر افتادن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفر قندهار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاده روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لحظه ای عصبانیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بچه خیلی کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستگیر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازرسی که کیفیت و کمیت پارچه های پشمی را بررسی می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی محاوره ای ( اونوقت: درحالی که )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اغراق و زیاده روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرخیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی قرار بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دودستی چسبیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Combine efforts

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در تمام ساعات شبانه روز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

نهفته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حواس پرتی ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مراقب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندیشه ای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زیان بخش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

نسنجیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مفرّح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

روایتگری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عوارض ناخواستهٔ دارویی با side effect متفاوت است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستان صمیمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مفصلاً

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دلیل ضمنی ( قرائن و امارات )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سنخیت داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در حقوق اتحادیه اروپا به فرآیند انتقال قانون از دستورالعمل به قوانین داخلی اطلاق می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

یکی از کاربردهایش این است که زمانی که چیزی خوب هست اما ایراداتی هم دارد به آن ایرادات می گوییم drawback.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معاهده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکامل یافته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Synoynm: Suspect مظنون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

When someone needs the attention they didn't get as a kid, comments something stupid on a video ( Specially in Youtube )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بنا داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تشکیک کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

اعمال سلیقه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

در خصوص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارایی سرمایه گذاری شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بررسی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

قابلیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

I literally facepalm when i read some of those comments زمانی که بعضی از آن نظرات را خواندم واقعا خجالت زده شدم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دوباره فیلمبرداری کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

گسترده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تمیز کردن/سابیدن/خراشیدن چیزی از روی سطحی سخت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

استاندارد شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

مقاله

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

اقتصادی بودن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یه ظرف پفیلا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اعصاب خوردی راجب چیزی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی زیاد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه ای غیر مودبانه که برای نژادهای آسیایی به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

خبر خوشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

با آروزی بهترین ها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آشنا شدن با. . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

i'll leave it to your discretion اختیارش با خودت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

برایت فرستادم i just shipped you something

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

فرستادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

anything at all

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

استفاده از دست برای کندن چیزی، کندن و بریدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

چرت زدن