stir the pot

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
آتش بیار معرکه بودن
دامن زدن به اختلاف
شر درست کردن / فتنه انداختن
🔸 مثال ها:
"He's always stirring the pot at family gatherings. "
اون همیشه توی دورهمی های خانوادگی آتیش بیار معرکه ست.
...
[مشاهده متن کامل]

"She didn't mean to cause trouble — she was just stirring the pot a little. "
قصد دردسر درست کردن نداشت — فقط داشت یه کم دامن به ماجرا می زد.
🔸 نکته:
این اصطلاح از تصویر هم زدن یه دیگ گرفته شده — درست مثل وقتی که چیزی ته دیگ نشسته و با هم زدن دوباره همه چیز به هم می ریزه. در واقع وقتی کسی stir the pot می کنه، عمداً یا ناخواسته چیزی میگه یا می کنه که باعث بشه تنش، بحث یا اختلاف بین آدم ها بیشتر بشه.

دو به هم زنی کردن
آتش بیار معرکه شدن
دردسر درست کردن