🔸 مثال ها:
• I don't know jack shit about computers.
من هیچی درباره کامپیوترها نمی دانم.
• They paid us jack shit for all that work.
برای تمام آن کار تقریباً هیچ پولی به ما ندادند.
... [مشاهده متن کامل]
• He thinks he knows everything, but he doesn't know jack shit.
او فکر می کند همه چیز را می داند، اما هیچی نمی داند.
• The new manager doesn't care jack shit about the employees.
مدیر جدید اصلاً برای کارمندان ارزشی قائل نیست.
• I've learned jack shit from this course.
من از این دوره تقریباً هیچ چیز یاد نگرفته ام.
🔸 نکته:
Jack shit یک اصطلاح عامیانه و نسبتاً رکیک است که برای تأکید بر �هیچ�، �صفر� یا �بی ارزشی کامل� به کار می رود. در مکالمات دوستانه، فیلم ها، سریال ها و زبان خیابانی بسیار رایج است، اما در محیط های رسمی مناسب نیست.
من هیچی درباره کامپیوترها نمی دانم.
برای تمام آن کار تقریباً هیچ پولی به ما ندادند.
... [مشاهده متن کامل]
او فکر می کند همه چیز را می داند، اما هیچی نمی داند.
مدیر جدید اصلاً برای کارمندان ارزشی قائل نیست.
من از این دوره تقریباً هیچ چیز یاد نگرفته ام.
🔸 نکته:
Jack shit یک اصطلاح عامیانه و نسبتاً رکیک است که برای تأکید بر �هیچ�، �صفر� یا �بی ارزشی کامل� به کار می رود. در مکالمات دوستانه، فیلم ها، سریال ها و زبان خیابانی بسیار رایج است، اما در محیط های رسمی مناسب نیست.
هیچ
پوچ
پشیز
چیز بی ارزش
پوچ
پشیز
چیز بی ارزش
آس و پاس
هیچ
از همه جا آزاد
مترادف Nothing ولی برای آدم
هیچ
از همه جا آزاد
مترادف Nothing ولی برای آدم
هیچی
مثال: I don't know jack shit about real estate
مثال: I don't know jack shit about real estate
وقتی به قیافه ت نگاه می کنم، هیچّی ( = هیچ استعدادی ) نمی بینم.
سرزنشِ لعنتی یا بد
مثال
We are not doing jack shit.
قرار نیست که سرزنش کنیم. .
مثال
قرار نیست که سرزنش کنیم. .
nothing:هیچ چی