پیشنهاد‌های مالک میرزائی (٩١٧)

بازدید
٢,٣٩٣
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکرر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهر ، متخصص

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خورنده ، حل کننده ، هضم کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوج گرفتن Some of birds soar up on thermal air currents برخی پرندگان بر فراز جریان های گرمایی هوا اوج می گیرند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کَندن چیزی Extracting meat from bone کندن گوشت از استخوان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

غنی ، مغذی ، ثروتمند ، پولدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغز استخوان مثال: Bones contain rich marrow fat استخوان ها شامل چربی مغز استخوان هستند که مغذی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

خیلی ، بسیار A precious little effort یک تلاش بسیار اندک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاصله بین دو انتهای بال های پرندگان یا هواپیما ها مثال His nine foot wingspan can carry him hundreds of miles پهنای بال ۹ فوتیش می تونه اون رو صده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرکس ریشدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماتریس قطری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلی از عزا در اوردن Monkies feasting of the fruits of th trees میمون ها روی درختان با خوردن میوه دلی از عزا در می اورند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چراگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرصتش که پیش بیاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلاویز شدن Only lions can tackle buffalos تنها شیرها می توانند با بوفالوها دست به گریبان شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مواجه شدن ، دست به گریبان شدن و درگیر شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستقیم ، مستقیم سو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

با این حال ، با این وجود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

افزایش وزن ، چاق شدن ، بالا بردن چربی بدن که معمولا حیوانات زمستان خواب با خوردن غذا انجام می دهند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دقیق و سر وقت ، تمام و کمال They have timed things just right اون ها کارها رو تمام و کمال زمان بندی کرده اند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیاده روی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور متوالی ، پشت سر هم I can sleep for 10 hours straight می توانم ۱۰ ساعت متوالی بخوابم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدر رفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک ساختار به معنی "هر چه بیشتر" The more I earn , the more you spend هر چی من بیشتر پول در میارم تو بیشتر خرج می کنی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیخون زدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقت ، استقامت مثال: She has an extraordinary stamina او طاقتی فراتر لز حد طبیعی دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرگشت یافتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

متفرق شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استقامت ، سرسختی ، دوام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوی سرعت ، دویدن کوتاه مدت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انرژی بر ، تحلیل برنده انرژی ، خسته کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فصل فحل شدن ، فصل مستی و امادگی حیوانات برای جفت گیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موش پوزه دار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خارج از توان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دنبال انجام کاری بودن ، در صدد انجام کاری بودن ،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حرکت در امدن و پخش شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوسک مردار خور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پخش شدن ، پراکنده شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با دقت تعیین کردن ، با دقت شناسایی کردن ، نقطه زنی کردن. She tries to pinpoint the target او داره تلاش می کنه که هدف رو با دقت تمام شناسایی کنه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سر راه کنار زدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر فاحشی ایجاد کردن ، تاثیر بسزایی داشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مگر ، نیرنگ ، حیله

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمین The hunter got a proper fix شکارچی کمین مناسبی گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کج کردن ، زاویه دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قای کردن ، در هم ریختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوار ، دوران کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زوزه کش مثال: Howling wing باد زوزه کش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

توده برف