پیشنهادهای مالک میرزائی (٩١٧)
زگیل ، گندمه ، منگوله پوستی
گل مژه ، ورم چرکینی که روی لبه پلک چشم ایجاد می شود
آبله و تاول
ماشین های برقی شهر بازی که بچه هاسوار می شن و به هم می کوبن
برج سقوط ازاد شهر بازی که آدرنالین رو تا حد اعلا بالامی بره
تله کابین
چرخ و فلک گردان زمینی شامل اسب های اسباب بازی که بچه ها روی ان ها می نشینند.
چرخ و فلک های عظیم شهر بازی
ترن هوایی ترسناک شهر بازی
تاب پاندولی توی شهر بازی
تاب دوار توی شهر بازی ها
جریان ، جوی ، نهر
حوض و برکه
نقاط حاصلخیز در بیابان های خشک
اکوسیستم های رنگ و وارنگ زیر اب
به ارتفاعات تخت دور افتاده هم گفته می شه
ترش شدن ، دلمه بستن. مثال The yogurt is curdled ماست ترش شده
نرم و شل و ول مثال The carrot is limp این هویچ شل و ول شده.
مثال The lettuce is wilted این کاهو پلاسیده است.
کپک زده مثال: The bread is moldy این نان کپک زده است.
پلاسیده ، چروک مثال: The apple is shriveled این سیب پلاسیده و چروک شده
چروک شدن ، پلاسیده شدن
کوفته شده در مورد بدن انسان یا حبوانات: کبود شده در مورد میوه :آبلمبو
با لذت و اشتباق غذا خوردن
پرتاب کردن زبان ( توسط حیواناتی مثل قورباغه ، مورچه خوار ، آفتاب پرست و. . . . )
پوزه. . Anteaters have 10 inch snouts مورچه خوارها پوزه ده اینچی دارند.
پشته ، تپه ، خاکریز ، مثل تپه هایی که مورچه ها و موریانه ها درست می کنند.
زندگی کردن ، به زندگی ادامه دادن ، بقا ، گذران زندگی. مثال : . Lions must survive on a diet of meat شیرها برای بقا به گوشت وابسته هستند.
موریانه ها
موجود عجیب غریب مثال: . Anteaters are oddities مورچه خوارها موجودات عجیب غریبی هستند.
علفزار
لباس نطامی خاکی رنگ
اوصاع خوب پیش نمی ره. اوضاع خیته
مخفف عبارت زیر : I'm on my way توی راهم
دارم راه میفتم برم
کم کم باید برم. کم کم مرخص می شم
مخفف gotta go یعنی باید برم
باید برم
ستون فقرات ، نیزه ، خار
شکم ، جوف ، بطن
دندانه ، دندانه اره ای مثال This barb has some serrations این خار تعدادی دندانه دارد.
خار
نیش ، اندام نیش زدن
نیش سفره ماهی
کمربند مخصوص ابزار ، برای کابوی ها و شکارچی ها کمربند فشنگی
من دارم. . . . مثال: I'ma calling you out دارم تو رو صدا می زنم یا روی حرفم با توئه
پدر سوخته ، پدرسگ