pond

/ˈpɑːnd//pɒnd/

معنی: تالاب، دریاچه، حوض درست کردن
معانی دیگر: دریاچه ی کوچک (معمولا انسان ساخته)، برکه، گواب، کولاب، لشاب، گی، آبگیر، (همدانی) اسیل، سلخ، استخر، حو­ درست کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a small natural or artificial body of still water.

جمله های نمونه

1. to stock a pond with fish
استخری را دارای ماهی کردن

2. the ruffles of the pond glistened under the sun
امواج کوچک دریاچه در آفتاب برق می زدند.

3. ducks were lighting on the pond
مرغابی ها بر تالاب فرود می آمدند.

4. laying out underground tiles to drain a pond
برای خشکاندن سلخ،تنبوشه در زیر زمین کار گذاشتن

5. the rasp of the frogs in the pond
صدای قرقر وزغ ها در برکه

6. ducks were gabbling by the side of the pond
مرغابی ها در کنار استخر قات قات می کردند.

7. the plop of a toad jumping into the pond
صدای تالاپ وزغی که توی استخر پرید

8. to skim a flat stone on the surface of a pond
سنگ مسطحی را بر روی استخر لغزاندن

9. Wild flowers and grasses rimmed the little pond.
[ترجمه ترگمان]گل های وحشی و علف ها در اطراف برکه کوچک
[ترجمه گوگل]گل ها و گیاهان وحشی از حوضچه کوچک برخوردار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The frog plopped into the pond.
[ترجمه ترگمان] قورباغه به سمت دریاچه رفت
[ترجمه گوگل]قورباغه به حوضچه افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There is a small pond in his yard.
[ترجمه ترگمان]استخر کوچکی در حیاط وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک حوضچه کوچک در حیاط خود وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She chose a bench beside the duck pond and sat down.
[ترجمه ترگمان]او یک نیمکت کنار استخر اردک ها را انتخاب کرد و نشست
[ترجمه گوگل]او یک نیمکت در کنار پارک اردک انتخاب کرد و نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The pond was covered in ice all winter.
[ترجمه ترگمان]برکه در تمام زمستان پوشیده از یخ بود
[ترجمه گوگل]در تمام زمستان حوضچه یخ شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The pond has a diameter of 2 hundred meters.
[ترجمه ترگمان]این برکه دارای قطر ۲ متر است
[ترجمه گوگل]این آبشار دارای قطر 200 متر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. There are a lot of frogs in this pond.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی قورباغه در این برکه وجود دارند
[ترجمه گوگل]تعداد زیادی قورباغه در این حوضچه وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. They built a retaining wall around the pond.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک دیوار حایل در اطراف تالاب ایجاد کردند
[ترجمه گوگل]آنها یک دیوار حائل در اطراف حوضه ایجاد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تالاب (اسم)
lagoon, pond

دریاچه (اسم)
loch, laguna, pond, lake, slew, lough

حوض درست کردن (فعل)
pond

تخصصی

[عمران و معماری] تالاب - برکه - آب انبار - مخزن - استخر
[زمین شناسی] تالاب، برگه، مخزن، آب انبار
[آب و خاک] برکه

به انگلیسی

• small lake; pool, small body of water
a pond is an area of water that is smaller than a lake, often one which has been artificially created.

پیشنهاد کاربران

برکه
اب گیر، برکه، حوض
حوضچه
حوض
Pond : برکه / آبگیر
Wetland : تالاب
Swamp : باتلاق
Marsh : مرداب
*برکه معنیش میشه حوض های خیلی کوچولو و گوگولی و زیبا
باتلاق همونیه که اگه بیفتی توش میمیری مگه اینکه خرشانس باشی
مرداب و تالابم نیاز به توضیحی دقیق تری دارن :
■ تالاب چیست؟
یک تالاب، بخشی از خشکی است که پایین ترین از سطح دریا واقع شده و با آب به طور فصلی یا دائمی پر می شود و دربردارنده خاک های هیدروژنی و پوشش گیاهی آبی است. مرداب ها، باتلاق ها ( تالاب های جنگلی ) ، خلاش ها و پوداب ها از انواع معمول تالاب محسوب می شوند. یک تالاب می تواند در بازه های زمانی مختلف، خشک شود، اما به طور کلی سطح آب آن در حدی هست که پوشش گیاهی آبی بتوانند در میان آن پرورش پیدا کنند.

پوشش گیاهی و جانوری که در این شرایط رشد می کنند و خودشان را با محیط اطراف وفق می دهند، با همتایان شان در محیط های خشکی آبی ( همچون دریاچه ها و رودخانه ها ) تفاوت دارند. بسته به نوع تالاب، محوطه آن می تواند با چمنزار، بوته زار و خزه زار پوشانده شود. در برخی تالاب ها هیچ پوشش گیاهی دیده نمی شود و صرفاً خاک ارگانیک در آن رشد می کند.

تالاب ها، بین خشکی و آب، دو منطقه کاملاً متفاوت ایجاد می کنند، و در بین یکی از متنوع ترین و پویاترین اکوسیستم های جهان به لحاظ زیست شناختی قرار می گیرند. در برخی مناطق می توان انبوهی از مرداب ها، باتلاق ها، پوداب ها و خلاش ها را در کنار هم مشاهده کرد. این سکونتگاه ها موقعیتی بسیار مناسب و ایده آل برای طیف گوناگونی از حیوانات و گیاهان، همچون ارکیده های نایاب و بی مهره گان، و انواع گونه های دوزیستان می باشند. تالاب ها موجب کاهش سیلاب ها شده و به عنوان فیلترهای طبیعی در راستای کنترل آلودگی و بازسازی آب های زیرزمینی فعالیت می کنند.

برای مطالعه توضیحات جامع و کامل مرداب زیبا و تماشایی هسل می توانید نگاهی به مقاله �همه چیز درباره مرداب هسل� بیندازید.

توجه داشته باشید که آبگیرهای بهاری، تالاب های کوچک و موقتی هستند که معمولاً در طول فصل بهار یا پاییز پر می شوند و در تابستان خشک می شوند. یکی از ویژگی های اصلی شان این است که ماهی در آن ها کم پیدا می شوند و سکونتگاه مناسبی برای دوزیستان و بی مهره گانی همچون میگوهای کوچک هستند، چون دیگر طعمه و خوراک ماهیان نمی شوند.


■ مرداب چیست؟
یک مرداب، تالابی است که سطح آن با گیاهان علفی همچون چمنزارها، نیزارها و جگن ها پوشانده شده است. در نزدیکی محوطه مرداب، معمولاً بوته زارهایی به عنوان حدفاصل با زمین خشک اطرافش، رشد می کنند. مرداب ها معمولاً در نزدیک لبه های رودخانه ها و دریاچه ها ایجاد می شوند. مرداب ها، سکونتگاه مناسبی برای طیف گسترده ای از بی مهره گان آبزی هستند که بیشترشان از پوشش گیاهی مرداب تغذیه می کنند. بی مهره گان در کنار گونه های متعدد ماهی ها، دوزیستان ( قورباغه ها ) ، خزندگان ( مارها و لاکپشت ها ) ، مرغابی ها، پرندگان آبزی، و پستانداران آبی مانند موش های آبی در مرداب ها زندگی می کنند.

برای مطالعه توضیحات جامع و کامل مرداب خیره کننده و چشم نواز سراوان می توانید نگاهی به مقاله �همه چیز درباره مرداب سراوان؛ تجربه یک گردش حیرت انگیز� بیندازید.

مرداب ها را می توان محیط هایی بسیار پویا، مستعد وقوع سیل، خشکسالی و تغییر آب وهوایی هیدرولوژیکی برآمده از شرایط اقلیمی آب وهوایی و نیز فعالیت سمورهای آبی دانست.
گودال آب
pond ( مهندسی محیط زیست و انرژی )
واژه مصوب: استخر
تعریف: در صنعت آب و فاضلاب، گودالی با حجم نسبتاً زیاد که سیال در آن نگهداری می‏شود یا واکنش خاصی در آن انجام می‏گیرد
چاله آب ، آب چاله ، آب گودال
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما