پیشنهاد‌های مالک میرزائی (٩١٧)

بازدید
٢,٣٩٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نان سبوس دار. گندم سبوس دار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مترادف cancel

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جا داشتن در مورد غذا خوردن به معنی میل داشتن مثال: ?Did you leave any room for dessert واسه دسر هم جا گذاشتی؟ ( دسر میل داری )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصل ( در برابر فیک ) . مثال: گوشه راست دسکتاپ ویندوز ۷ قفل شکسته نوشته: This copy of widows is not genuine این نسخه اصلی ویندوز نیست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جا باز کرده ، گشاد شده برای چیزهایی مثل کفش و پوشاک و. . . بکار می رود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه یعنی "پول" مثال: I have some green in my pocket تو جیبم یه مقدار پول دارم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "پلیس" در زبان عامیانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی رو به کسی دادن مثال: . ?Can you pass me the book میتونی اون کتاب رو بدی بهم؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بند و نوار مثال : The strap of watch بند ساعت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بند ، نوار مثال: Bra strip بند سوتین

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساپورت شلواری زنونه ، جوراب شلواری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بده بستون

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر از گاهی مثال: We come over them now and then هر از گاهی بهشون سر می زنیم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تر و تمیز و مرتب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

صحیح و سالم. مثال They delivered my brother safe and sound اونا برادر منو صحیح و سالم تحویل دادند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اسکناس ۱ دلاری سایر اسکناس ها؛ ۱۰۰ دلاری. a Benjamin ۵۰ دلاری a Frog ۲۰ دلاری. a Jackson ۱۰ دلاری. a Sawbuck ۵دلاری. a Fiver ۲ دلاری. a Deuce

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکناس ۲ دلاری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به اسکناس ۵ دلاری می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان عامیانه به اسکناس ۱۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به اسکناس ۲۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیاته به اسکناس ۵۰ دلاری می گویند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به ۱۰۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهوه اسپرسو با شیر سرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاقوی نان بری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چاقوی دندانه دار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونقدر. . . . مثال: . . . I ate so much that اونقدر خوردم که. . . . . . I have so much money that اونقدر پول دارم که. . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به یه دسته زرافه گفته می شود. مثال: a tower of giraffes یه دسته زرافه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به یک دسته پلنگ گفته می شود. مثال: A leap of leopards یه دسته پلنگ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به یه دسته طوطی گفته می شه مثال: A company of parrots یه دسته طوطی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یک دسته پنگوئن می گن کلونی. مثال: A colony of penguins یک کلونی پنگوئن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی اول :به دسته گرگ ها گفته می شود. معنی دوم: تنگ هم چیده شدن. یک سری چیزها که کنار هم ردیف و مرتب و بدون فاصله چیده شده باشند. مثل مولکول های ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سک نت کردن ، زندگی کردن ، اقامت کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرسیدن و جویا شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنسرو گوجه فرنگی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ear واحد شمارش بلال است . مثال Give me two ears of corn لطفا دو تا بلال به من بده.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به عکاسانی که دنبال گرفتن عکس از سوژه های خاص مثل سلبریتی های معروف هستند و این عکس ها را با قیمت های بسیار بالا به مجلات و نشریات می فروشند می گویند ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رایحه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیشگون گرفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس دادن جنس خریداری شده. مثال: . ?This suit is very tight . can I have a refund این کت خیلی تنگه. می وونم پسش بدم؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدن نما ، شفاف ، لباسی که اون قدر بافتش نازک باشه که بدن از زیرش معلوم باشه. مثال: . This shirt is too see - through این پیراهن خیلی بدن نماست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اگه اخر جپله بیاد معنی میده "فوق فوقش" مثال: . He is 40 years old , if that اون فوق فوقش ۴۰ ساله باشه.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرفتن و پیچوندن چیزی مثال . The teacher tweaked the boy's ear معلم گوش پسره رو پیچوتد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با انگشت فشار دادن ، با انگشت ضربه زدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

با ضربه انگشت چیزی رو پرت کردن و دور کردن. مثل شوت کردن تیله با انگشت یا شوت کردن حشره با انگشت یا. . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیغ دار ، خاردار مثال: That plant is thorny on اون گیاه خارداره