تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

but that is looking less likely by the day ولی این امر در حال حاضر کمتر محتمل است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

unmisted by love or dislike عاری از عشق یا نفرت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاست باز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه، . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به لرزه درآوردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

continuing suppression سرکوب مداوم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He was posing as the town sheriff. او خودش را به عنوان کلانتر شهر جا زده بود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

let out a cry

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

sending someone a poor quality translation amounts to lack of respect for the person or persons on the receiving end ارسال یک ترجمه بی کیفیت به کسی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Always remember the rules of common courtesy همیشه قوانین ادب و نزاکت را به خاطر داشته باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرده ریز ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاش

پیشنهاد
١

I wouldn't do that for all the tea in China به هیچ قیمتی این کارو نمیکنم ( حتی اگه تمام چایی های توی چین رو بهم بدن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ژنده پوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غم انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شگفتی ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

exhaust the little moments لحظه های کوچک را غنیمت شمارید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

another low - tech way to improve memory is to get adequate rest روش ساده دیگر این است که استراحت کافی داشته باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you don't have a doctor's note, you can't take sick time اگر نامه پزشک نداشته باشی، نمیتونی مرخصی استعلاجی بگیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همون موقعی که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹با مشکل یا مانعی روبرو شدن "The project hit turbulence, and we had to delay it. " پروژه با مشکلاتی مواجه شد و مجبور شدیم آن را به تأخیر بیندازیم. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیانیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

which can sap the heartiest energy reserves که میتواند بزرگترین ذخایر انرژی را به صفر برساند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

in a hierarchical order به صورت سلسله مراتبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

nothing happenes overnight

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

nothing overnight هیچ چیز یک شبه اتفاق نمی افتد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I flattened myself against the wall. خودم را به دیوار چسباندم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دندون هارو بهم ساییدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

they shook their heads mournfully آنها سرشان را به نشانه تاسف تکان دادند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

they brought out a big envelope sealed with wax آنها یک پاکت بزرگ مهر و موم شده را بیرون آوردند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

what's all the racket ? این جاروجنجال واسه چیه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیج و منگ بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

she laughed under her breath زیر لب خندید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Not all zip line rides are as hair - raising همه زیپ لاین ها به این *شم ریزونی نیستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Have you ever seen something that left you at a loss for words? تا حالا چیزی دیدی که زبونت رو بند بیاره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشرف به اقیانوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

He sought the help of a doctor او از یک دکتر کمک گرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

stop at red light پشت چراغ قرمز وایسادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

travel a long distance every day between your home and your place of work

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

this type of job has a long commute این نوع شغل نیاز به رفت و آمد زیادی داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

by building on experience

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

irrespective of fluctuating market forces صرف نظر از نوسان عوامل موثر بر بازار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

they will inevitably command higher rates به ناچار نرخ های بالاتری را دریافت می کنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

levy a minimum flat rate service charge for any translation اخذ حداقل هزینه خدمات با نرخ ثابت برای هر ترجمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به شرح زیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

he just gave me a pat on the shoulder and a smile.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I clasped my hands behind my back دست هایم را پشت سرم قلاب کردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

That really wasn't much for a fourteen - year - old to work with واقعاً برای یک نوجوان چهارده ساله کار چندانی نداشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

It's a lesson to me not to judge people too quickly واسم درس شد که آدما رو زود قضاوت نکنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

he nearly wept داشت میزد زیر گریه نزدیک بود اشکش دربیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

he fled in the direction of Knightsbridge او به سمت نایتزبریج فرار کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

he caught sight of the young man standing on the edge of the road چشمش به مرد جوان افتاد که لب جاده ایستاده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درستش اینه to catch sight of

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

youthful figure چهره ای جوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"In another moment, the fireworks will be starting. " تا لحظاتی دیگر آتش بازی شروع میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

he flung himself down in the bed خودشو انداخت روی تخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

by the side of the seat I was seating on کنار صندلی ای که کنارش نشسته بودم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

but the young man scarcely waited to hear the end of the sentence اما مرد جوان اصلا منتظر شنیدن پایان جمله نماند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

all of my money went in court fees کل پولم خرج هزینه های دادگاه شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

all of your efforts might pass unnoticed تمام زحماتت ممکنه نادیده گرفته بشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ابراز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

get a cramp دچار گ گرفتگی عضله شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بلافاصله بعدِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Quoted speech is set off by quotation mark.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to be snug جا خوش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

They are generally on the lookout for genius people آنها عموماً به دنبال افراد نابغه هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

what the odds are that they will make it احتمال اینکه آنها موفق شوند چقدر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

never try to pass off what is mere guesswork in translation as certain and validated هرگز سعی نکنید آنچه که در ترجمه صرفاً حدس و گمان است را قطعی و م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

acknowledge and thank any person having contributed to the project process, in whatever capacity. قدردانی و تشکر از هر فردی که به هر عنوان در فرآیند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Iranians abroad must never undertake any action to throw Iran and Iranians into disrepute ایرانیان خارج از کشور هرگز نباید اقدامی برای بدنام کردن ایر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

working on my new laptop compared to my old one was like night and day meanes => my new laptop is completely different than my old one

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

no sentence can evoke corruption better than this هیچ جمله ای بهتر از این نمیتونه یادآور فساد باشه 🔰یادآور شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ancestral thread ریشه آب و اجدادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که هر دو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراری زندان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

prison jumpsuit

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

with all the love wnd attention that was lavished upon him با آن همه عشق و توجهی که نثار او شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

و خلاصه همه چی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Zakani stepped down in favour of Raeisi زاکانی به نفع رئیسی کناره گیری کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

all that remains to be seen is your IELTS test result تنها چیزی که هنوز مشخص نیست ، نتیجه امتحان آیلتس توئه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی در برابر دیگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نوبه خود. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

. . . here's a cure یکی از راه حل هاش اینه. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Tom Ellis stars as the devil in this movie تام الیس در این فیلم نقش شیطان را بازی میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

some of which are extremely rare برخی از آنها بسیار کمیاب اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I gave her a snow job سرشو شیره مالیدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه چی وفق مراده؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

out - bound request درخواست خارجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

this presents us with two more questions این مارو با دوتا سوال دیگه روبرو میکنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

family members should share chores اعضای خانواده باید کاری های خونه رو تقسیم کنن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

my girlfriend is always on my nerves دوست دخترم همش رو مخه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

if I'm really honest اگر بخوام ( خیلی ) صادق باشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

which is not very realistic که خیلی واقع بینانه نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این هم میشه گفت sit through traffic تو ترافیک موندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

it seems credible بنظر باورکردنیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm on the fence about that در این رابطه دو به شکم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

fix the guests up with dinner تدارک شام برای مهمانان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

this presents us with two more questions این مارو با دوتا سوال دیگه مواجه میکنه

پیشنهاد
١

بطور ساده بخوام بیان کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

but at a certain point اما ی موقعی هست که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

it's as if I never used it in the first place انگار که از همان ابتدا ازش استفاده نکردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

simply because of صرفا بخاطر . . . صرفاً به این خاطر که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

As with any project, the first stage is planning مثل هر پروژه ای، اولین مرحله برنامه ریزیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

A journalist must be fair and balanced یک خبرنگار باید منصف باشه ( صادق باشه - دروغ نگه - بی طرف باشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای چی به چه منظور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منظورم اینه که ، یا به عبارتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I don't quite follow your question درست متوجه سوالت نمیشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm not entirely sure what you're driving at دقیقا نمیدونم منظورت چیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

it's never cross my mind before تاحالا به ذهنم خطور نکرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

it can mean a lot of work خیلی کار داره ( زمان میبره - دردسر داره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

?Can you give us some advice on how to do that میشه درباره اینکه چجوری اینکارو بکنیم مارو راهنمایی کنید؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

so what's next خب دیگه چی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Our emphasis is more on product quality تاکید ما بیشتر روی کیفیت محصول هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

wander around the world دور دنیا رو گشتن