پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٠٦٢)

بازدید
٢٩,٦٧٣
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به همراه داشتن / شامل بودن • ( در معنایِ مجازی ) داشتنِ یک خطر یا پیامدِ خاص • ( در موردِ یک اقدام ) منجر شدن به / در بر داشتن • تف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

• تفاوت آن با "refuse" در این است که "refuse" یک رد کردنِ ساده است، در حالی که "rebuff" به رد کردنِ قاطع، تند، و همراه با بی احترامی یا تحقیر اشاره د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • جستجو / تعقیب • ( در معنایِ نظامی و اطلاعاتی ) به دنبالِ افرادِ خاص گشتن • ( در معنایِ مجازی ) تلاشِ سیستماتیک برایِ یافتنِ کسی یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( با یک ایده یا سیاست ) بازی کردن / به طورِ جدی به چیزی فکر کردن • ( در معنایِ مجازی ) به طورِ غیرجدی به یک گزینه نگاه کردن • ( با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • کنار گذاشتن / رها کردن ( یک ایده یا برنامه ) • ( در معنایِ مجازی ) از یک استراتژی دست کشیدن • ( در معنایِ غیررسمی ) کنسل کردن / من ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The president's decision to resume airstrikes dashed the hopes of peace activists. " تصمیمِ رئیس جمهور برایِ ازسرگیریِ حملاتِ هوایی، ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی : • نقش بر آب شدن / از بین رفتن ( در موردِ امیدها یا انتظارات ) • ( در معنایِ مجازی ) ناامید شدن / برباد رفتن • ( در موردِ یک رویا یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • چشم اندازِ تیره / آینده یِ ناامیدکننده • ( در موردِ یک وضعیت ) پیش بینیِ بد و ناخوشایند • ( در تحلیلِ سیاسی یا اقتصادی ) چشم اندازی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • هند - اقیانوس آرام ( منطقه ی ژئوپلیتیکی ) • منطقه ی اقیانوس های هند و آرام • ( در سیاست خارجی ) حوزه ی استراتژیک شامل اقیانوس هند، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

دیگو گارسیا ( Diego Garcia ) بزرگ ترین جزیره از مجمع الجزایر چاگوس ( Chagos ) در اقیانوس هند است که به دلیل موقعیت استراتژیک خود، به یک پایگاه نظامی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

دیمونا ( Dimona ) در واقع نام یک شهر در جنوب اسرائیل است، اما در گفتمان سیاسی و نظامی، این نام تقریباً به طور کامل با مرکز تحقیقات هسته ای نگو ( Nege ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

🔸 معادل فارسی: • یادآوری / هشدار • ( در موردِ یک رویداد ) چیزی که یک واقعیتِ مهم را دوباره به ذهن می آورد • ( در معنایِ خبری ) نشانه ای که یک خطر یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

🔸 معادل فارسی: • ( در فنون رزمی و پلیسی ) قفل گردن / مهار تنفسی • ( در معنای مجازی ) تسلط کامل / کنترل شدید • ( در اقتصادی یا سیاسی ) انحصار کامل / ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • شکافِ سبک و کاریزما • تفاوتِ آشکار در جذابیتِ ظاهری، اعتمادبه نفس، یا سبکِ شخصی ( بین دو نفر ) • ( در روابط عاشقانه یا دوستانه ) ن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • با این باورِ راسخ / بر اساسِ این اعتقادِ محکم • با این اطمینان / از رویِ این یقین • ( در موردِ یک موضع گیری ) مبتنی بر یک باورِ عمی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • برتر / مسلط ( بر سایر اهداف ) • اولویت دار / تعیین کننده • ( در موردِ یک هدف یا علت ) که بر تمامِ ملاحظاتِ دیگر غلبه دارد 🔸 مثال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • اِعمال فشار اقتصادی • ( در روابط بین الملل ) استفاده از ابزارهای اقتصادی ( تحریم، تعرفه، محدودیت تجاری ) برای وادار کردنِ یک کشور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی چرخش به آسیا یا دقیق تر بازتنظیمِ راهبردیِ سیاست خارجی به سوی آسیا. این اصطلاح به سیاستی اشاره دارد که در آن یک قدرت، اولویت های دیپلماتیک، نظام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی تومورِ سلول غول آسا، و معمولاً منظور از آن تومور سلول غول آسای استخوان است؛ توده ای نادر که اغلب نزدیک مفصل و در انتهای استخوان های بلند، به ویژ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی تومورِ سلول غول آسای استخوان؛ واژه ای قدیمی تر برای giant cell tumor of bone است. این تومور معمولاً در انتهای استخوان های بلند، به ویژه اطراف زا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Giardia lamblia نام یک انگل تک سلولی روده ای است که باعث بیماری ژیاردیازیس می شود. این انگل معمولاً از راه آب یا غذای آلوده، یا تماس مدفوعی - دهانی م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Slanted eyes یعنی چشم های کشیده/مورب یا چشم هایی که گوشه شان مایل به بالا یا پایین است، اما این عبارت در انگلیسی می تواند بارِ توهین آمیز و نژادپرستا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Gerontoxon واژه ای پزشکی است و به حلقه خاکستری یا سفیدرنگ در حاشیه قرنیه چشم گفته می شود؛ همان چیزی که در فارسی معمولاً �آرکوس سنیلیس� یا �آرک سِنِیل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • چشمان سیرن ( افسون گر ) • آرایش چشم اغواکننده • نگاه جذاب و مرموز • چشم های وسوسه انگیز 🔸 مثال ها: • "Her siren eyes makeup went ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی دوزیستِ دوطرف متقارن یا دقیق تر، جانوری با تقارن دوطرفی. در زیست شناسی به جانورانی گفته می شود که بدنشان یک سمت چپ و یک سمت راستِ تقریباً آینه ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • این همان است که ( در نتیجه یِ یک فرایند یا تحول به وجود آمده ) • پس از آن، این وضعیت به وجود آمده است • بنابراین، این نتیجه یِ نها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • آن طور که در ابتدا تصور می شد • بر اساسِ تصوراتِ اولیه • در مقایسه با آنچه قبلاً گمان می رفت 🔸 مثال ها: • "The war in Ukraine has ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سلام و ادب. فکر کنم املاء درست آن؛ Originally thought باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( فعل ) ( در حقوق ) تخفیف دادن / تبدیل کردن ( مجازات ) مثال: "The governor commuted his death sentence to life in prison. " فرمان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معنی دقیق: به هر چیزی گفته می شود که به تأثیرِ جغرافیا ( موقعیت، منابع، مرزها، و مسیرهایِ استراتژیک ) بر سیاست، قدرت، و روابطِ بین الملل مربوط اس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ادامه دادن / تداوم بخشیدن ( به ویژه به یک وضعیتِ منفی یا ناخواسته ) • ( در موردِ یک بحران یا جنگ ) طولانی کردن / باقی نگه داشتن • ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • دوام آوردن / باقی ماندن ( در برابرِ فشار یا تضاد ) • ( در موردِ یک توافق یا سیستم ) از پسِ چالش ها برآمدن و نابود نشدن • ( در معنا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دیس - ا - نَنس 🔸 معادل فارسی: • ( در موسیقی ) ناهماهنگی / عدمِ هارمونی ( صدایِ ناخوشایند ) • ( در روانشناسی و سیاست ) ناسازگاری / تضادِ درونی ( بین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: • "The ceasefire agreement is hanging by a thread after the latest attacks. " توافقِ آتش بس پس از حملاتِ اخیر، به یک تار مو بند است و در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( در حالتِ تعلیق ) بودن / در آستانه ی سقوط یا فروپاشی قرار داشتن • ( در موردِ یک توافق یا وضعیت ) به سختی و با دشواری دوام آوردن • ...

پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • معماران امکان ها • ( نام یک اندیشکده و گروه مشاوره ای غیردولتی ایرانی ) 🔸 معنی دقیق: "Possibilities Architects" نام یک اندیشکده و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • سایه یِ سنگین انداختن بر / فضایِ یک رویداد را تیره کردن • ( در معنایِ مجازی ) باعثِ غم، نگرانی، یا کاهشِ شادیِ یک موقعیت شدن • ( در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • حیرت / سرگشتگی / گیجی • ( در معنایِ دقیق تر ) حالتِ سردرگمیِ توأم با تعجب • ( در معنایِ عامیانه تر ) گیج شدن و ندانستنِ واکنشِ مناس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( کسی را ) با ادب و معمولاً سریع از جایی خارج کردن / دور کردن • ( در معنایِ رسمی ) کسی را از یک مراسم یا محل خارج کردن • همراهی کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( فعل ) هدایت کردن / راهنمایی کردن ( به ویژه به سمتِ یک مکان ) • ( فعل ) ( در معنایِ مجازی ) آغازگرِ چیزی بودن / مقدمه چینی کردن • ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • دسی بل ( واحد اندازه گیری شدت صدا ) • ( در معنایِ مجازی ) شدتِ صدا / بلندیِ صدا • ( در محاوره ) سطحِ سر و صدا یا جنجال 🔸 معنی دقی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • گزارش گروه خبرنگاران همراه ( کاخ سفید ) • گزارش دسترسی مشترک • گزارش جمعی ( تهیه شده توسط تیمی از خبرنگاران برای به اشتراک گذاری ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( در بوکس ) در آغوش گرفتنِ حریف ( برای جلوگیری از ضربه ) • ( در معنایِ اصلی ) محکم بستن / میخ کوبی کردن • ( در معنایِ مجازی ) قطعی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: • "The stadium's glassed - in VIP section overlooked the entire field. " ( بخشِ VIPِ شیشه ایِ استادیوم، بر تمامِ زمینِ بازی اشراف داشت. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( به طورِ ناخوانده و ناگهانی ) وارد یک مهمانی یا مراسم شدن • ( در معنایِ مجازی ) بدونِ دعوت در یک رویداد حاضر شدن / خود را به جمعی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تقاوت دو واژه تصادف و تصادم؟ ۱. تصادف الف ) برخورد ناخواسته تصادف خودرو تصادف قطار تصادف موتورسیکلت مثال: امروز در بزرگراه یک تصادف زنجیره ای رخ داد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تقاوت دو واژه تصادف و تصادم؟ ۱. تصادف الف ) برخورد ناخواسته تصادف خودرو تصادف قطار تصادف موتورسیکلت مثال: امروز در بزرگراه یک تصادف زنجیره ای رخ داد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( در جایی ) پنهان کردن / جای دادن ( در یک فضایِ محدود ) • ( در موردِ تجهیزات نظامی ) قرار گرفتن در دلِ کوه ها / استتار شدن • ( در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "Millions of civilians rely on the power grid for heating and lighting. " میلیون ها غیرنظامی برایِ گرمایش و روشنایی به شبکه یِ برق وابس ...