پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٠٦٢)

بازدید
٢٩,٦٧٠
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: روایت را به خوبی منتقل کردن جوهره داستان را به تصویر کشیدن اصل ماجرا را ثبت کردن داستان را به درستی بازتاب دادن ماهیت یا پیام اصلی دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در چشم پزشکی معمولاً به معنای هر دو چشم به کار می رود. شکل رایجِ مخفف آن هم OU است که از Oculus Uterque می آید و در نسخه ها و یادداشت های چشمی برای ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک واژهٔ لاتین است و یعنی هر دو یا هر یک از دو تا. در فارسی می شود گفت: هر دو، هریک از آن دو یا دوتایی بسته به جمله. کاربرد این واژه معمولاً وقتی به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی ریسکِ اختیار معامله یا به طور کلی ریسکِ ناشی از اختیار/آپشن. در بازارهای مالی، این واژه به خطرِ زیان مربوط می شود وقتی قیمت، نوسان، یا زمانِ سرر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • کاملاً متعهد شدن / تمام قد وارد شدن • همه چیز را گذاشتن روی چیزی • تمام عیار حمایت کردن • با تمام وجود پای کار بودن 🔸 مثال ها: • " ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( در بازی و شرط بندی ) تمام سرمایه ی خود را روی میز گذاشتن • ( در معنایِ مجازی ) همه یِ توان یا منابع خود را برایِ یک هدف به کار گر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: • "He finally got a date with his long - time crush. " او بالاخره با کسی که مدت ها به او علاقه داشت، یک قرار گذاشت. • "She's too nervou ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: • "The troops endured a grueling march through the desert. " نیروها یک راهپیماییِ طاقت فرسا را از میانِ بیابان تحمل کردند. • "The presi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Steal someone's thunder 🔸 معادل فارسی: • ( از کسی ) جلو زدن / آبرو و توجه را از کسی گرفتن • ( در معنایِ مجازی ) با اقدامِ ناگهانی، جلبِ توجه کردنِ د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی حقِ کشاندنِ سهامداران اقلیت به فروش. به طور ساده، اگر سهامدارِ اکثریت تصمیم به فروش شرکت بگیرد، می تواند سهامدارانِ اقلیت را هم مجبور کند همان س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی شلاق زنِ مذهبی یا کسی که برای توبه/ریاضت خودش را شلاق می زند. در کاربرد تاریخی هم به اعضای جنبش های قرون وسطی گفته می شد که در مراسم عمومی خود ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

glaucoma گلوکوم یعنی آب سیاه؛ یک بیماری چشمی که به عصب بینایی آسیب می زند و اگر درمان نشود می تواند به کاهش دید یا نابینایی منجر شود. این بیماری اغلب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Oculoplasty جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پردازد. کاربردها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

strabismus انحراف چشم؛ حالتی که دو چشم به طور هم زمان و موازی به یک نقطه نگاه نمی کنند. این مشکل می تواند باعث دوبینی، کاهش دید سه بعدی، خستگی چشم و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

سایکلو اسپوریازیس؛ یک عفونت روده ای که توسط انگل Cyclospora cayetanensis ایجاد می شود و معمولاً باعث اسهال آبکی، دل پیچه، نفخ، تهوع، بی اشتهایی و خست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

🔸 معادل فارسی: • ضرب کردن ( سکه ) • ( در موردِ پول یا سکه ) تولید کردن • ( در معنایِ مجازی ) ابداع کردن / خلق کردن 🔸 مثال ها: • "The U. S. Mint wi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معنی دقیق: به نوعی مالیات یا عوارض دولتی اشاره دارد که برای تأمین هزینه های مراقبت های بهداشتی، سالمندان، معلولان و خدمات اجتماعی جمع آوری می شود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 مثال ها: • "The prime minister is facing significant intraparty opposition to his new policy. " نخست وزیر با مخالفتِ قابل توجهی درون حزبی با سیاست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• تفاوت آن با "first speech" در این است که "maiden speech" یک اصطلاحِ رسمی و تشریفاتی است و مخصوصِ مجامعِ قانون گذاری است. 🔸 مثال ها: • "The new MP ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( صفت، غیررسمی ) 🔸 معادل فارسی: • ( از چیزی ) به شدت خسته و بیزار بودن • ( در معنایِ محاوره ای ) از یک وضعیت کلافه شدن / سیر شدن • ( با بارِ منفی ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی ( در این بافت ) : • ( اقتصاد ) رکود / بی رونق / کُند • ( در موردِ رشد یا فعالیت ) با سرعتِ کم و بدونِ پویایی • ( در معنایِ مجازی ) فاق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • تواناییِ مالی / قابلیتِ خرید • ( در اقتصاد و سیاست ) امکانِ پرداختِ هزینه ها توسطِ مردم • ( در موردِ کالاها ) در دسترس بودن از نظرِ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• تفاوت آن با "expensive" در این است که "expensive" یک کلمه یِ رسمی تر است، در حالی که "pricey" غیررسمی تر و محاوره ای تر است. 🔸 مثال ها: • "The ne ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 مثال ها: • "Among Western nations, the US is an outlier in its refusal to join the climate agreement. " در میانِ کشورهایِ غربی، آمریکا از نظرِ امت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( در رقابت ) از همه جلو زدن / بازار را از کسی گرفتن • ( در کسب وکار ) با رقابتِ شدید، سهمِ بازارِ دیگران را تصاحب کردن • ( در معنای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام وانت برقیِ زاویه دارِ تسلا است. این خودرو بدنه ای از فولاد ضدزنگ، طراحی بسیار هندسی و ظاهر آینده نگر دارد و به عنوان یک پیکاپ تمام برقی معرفی شده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بَدی 🔸 معادل فارسی: • ( در فیلم ها و داستان ها ) شخصیتِ شرور / آدمِ بد • ( در معنایِ سیاسی ) طرفِ متجاوز / نقشِ منفی • ( در معنایِ مجازی ) کشوری که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 مثال ها: • "Europe will rue its failure to invest in cooling infrastructure as heatwaves become more frequent. " اروپا با افزایشِ موج هایِ گرما، ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • سرِ پمپ بنزین / جایگاهِ سوخت • ( در معنایِ مجازی ) قیمتِ نهاییِ سوخت برایِ مصرف کننده • ( در اخبارِ اقتصادی ) قیمتی که مصرف کننده ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( انتخابات یا مسابقه را ) دستکاری کردن / تقلب کردن در • ( در معنایِ مجازی ) نتیجه را از پیش تعیین کردن • ( با بارِ منفی ) به طورِ غ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انرژی های تجدیدپذیر؛ انرژی هایی که از منابع طبیعیِ دائماً تجدیدشونده می آیند، مثل خورشید، باد، آب، زمین گرمایی و زیست توده. معنی دقیق این واژه معمول ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The war has exposed the yawning gap between the military capabilities of the two sides. " جنگ، شکافِ عظیم بینِ توانایی هایِ نظامیِ دو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • بسیار بزرگ / عمیق و گسترده ( در موردِ شکاف یا تفاوت ) • ( در معنایِ مجازی ) به طرزِ چشم گیری وسیع و غیرقابلِ چشم پوشی • ( در توصیف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • پیامد / نتیجه / در ادامه یِ یک فرایند • ( در معنایِ مجازی ) چیزی که پس از یک رویدادِ اصلی رخ می دهد • ( در تحلیلِ علت ومعلولی ) معل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ری - سیپ - رُ - کَل 🔸 مثال ها: • "The U. S. imposed reciprocal tariffs on countries that tax American goods. " ایالات متحده تعرفه های متقابل بر کشور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

🔸 معادل فارسی: • اعلام کردن / رونمایی کردن ( از یک سیاست یا اقدام جدید ) • ( در معنایِ رسمی ) به طورِ عمومی معرفی کردن • ( در موردِ یک تصمیم یا برن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

صفت 🔸 معادل فارسی: • در آستانه / آماده • ( در موردِ یک اقدام قریب الوقوع ) کاملاً آماده و مهیا • در موقعیتی که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد • این کل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( تعرفه ی متقابل ) یک ابزار سیاست تجاری است که در آن، یک کشور برای واردات کالا از کشوری دیگر، نرخ های تعرفه ای اعمال می کند که معادل یا در پاسخ به تع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اقدام تجاریِ پرشتاب و تهاجمی است که در آن، یک کشور با هدفِ اعمالِ فشارِ اقتصادی، تغییرِ رفتارِ تجاریِ طرفِ مقابل، یا حمایت از صنایعِ داخلی خود، به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "He later admitted to falling for her chick tricks and regretted it. " او بعداً اعتراف کرد که فریبِ حقه هایِ زنانه یِ او را خورده و پشی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به گلوومرولواسکلروز یا دارای اسکلروزِ گلومرولی. این واژه بیشتر یک صفتِ پزشکی است و برای توصیفِ بافت یا ضایعه ای به کار می رود که در آن گلومرول ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلاسیت مولر یا التهابِ سطحیِ زبان با لکه های قرمز نامنظم و سوزش؛ این اصطلاح به نوعی التهاب زبان اشاره دارد که در آن زبان ممکن است قرمز، دردناک و نسبت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورم و بیرون زدگی زبان از دهان؛ گاهی هم به آن protrusion of the tongue یا �پیش آمدگی زبان� می گویند. این واژه در متون پزشکی قدیمی تر دیده می شود و مع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

• تفاوت آن با "mismanagement" در این است که "mismanagement" به مدیریتِ نادرستِ یک سازمان یا شرکت اشاره دارد، در حالی که "misrule" به حکومتِ نادرستِ ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • پولِ خود را پس گرفتن / استرداد وجه گرفتن • ( در موردِ کالا یا خدمات ) وجهِ پرداختی را بازپس ستاندن • ( در معنایِ رسمی ) درخواستِ با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی است که بسته به حوزه ی موردنظر، دو معنیِ اصلی و کاملاً متفاوت دارد. این دو معنی عبارتند از: 1. در کسب وکار و اقتصاد: مدلی که در آن، یک برند یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Glossophytia یعنی بیماری/اختلال زبان؛ اصطلاحی پزشکی برای حالتی که سطح پشتی زبان تیره، زبر و دارای پرزهای فیلامنتیِ ضخیم شده می شود. این واژه در عمل ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معنی دقیق: "Frantic pace" به سرعت بسیار بالا، آشفته و پراسترس یک فعالیت، زندگی یا رویداد اشاره دارد. این عبارت معمولاً بار منفی دارد و نشان دهندهٔ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: دوز روزانه سهم روزانه نیاز روزانه چیزی که هر روز به آن احتیاج دارم خوراک روزانه ( در معنای مجازی ) 🔸Fix در اصل به معنای دوز ماده مخ ...