square away

/ˈskwerəˈweɪ//skweərəˈweɪ/

1- (به ویژه در مشت زنی) گارد گرفتن، حالت دفاعی گرفتن 2- بادبان ها را جوری تنظیم کردن که کشتی در جهت باد حرکت کند، سروسامان دادن به، دردسترس قرار دادن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to put in order; arrange properly.

- We must have all our affairs squared away before we leave on vacation.
[ترجمه ترگمان] باید قبل از رفتن به تعطیلات همه کارها را روبه راه کنیم
[ترجمه گوگل] قبل از رفتن به تعطیلات، ما باید تمام امور خود را دور بریزیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Get your work squared away before you leave.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه بری کارت رو درست انجام بده
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه ترک کنید، کار خود را به صورت مربع دور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I am squaring away to face dangers.
[ترجمه ترگمان]من کنار خطر هستم تا با خطر روبرو شوم
[ترجمه گوگل]من به زودی به خطر می اندیشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He got everything squared away to Europe.
[ترجمه ترگمان]او همه چیز به توان خود را به اروپا رساند
[ترجمه گوگل]او همه چیز را به اروپا تقسیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He squared away to a spanking wind.
[ترجمه ترگمان] اون با یه باد در کونش راست میشه
[ترجمه گوگل]او به طرف باد میچرخد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The living room was squared away for the guests.
[ترجمه ترگمان]اتاق نشیمن برای میهمانان آماده بود
[ترجمه گوگل]اتاق نشیمن برای مهمانان در کنار هم قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The two boxers squared away.
[ترجمه ترگمان]دو مشتزن به سرعت دور شدند
[ترجمه گوگل]دو بوکسور در کنار یکدیگر قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Everything seems squared away, she thinks.
[ترجمه ترگمان]فکر می کند همه چیز درست شده است
[ترجمه گوگل]او فکر می کند همه چیز به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He scrubbed the brightwork in the head, squared away his area, made up his rack.
[ترجمه ترگمان]او the را که در سر داشت پاک کرد، area را دور زد و قفسه خود را درست کرد
[ترجمه گوگل]او روشنفکر را در سرش گذاشت، مربع دور منطقه اش بود، قفسه ی خود را ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I need to make sure that I square away my debt before I leave the country.
[ترجمه ترگمان]باید مطمئن بشم که قبل از اینکه کشور رو ترک کنم بدهی هام رو دور کنم
[ترجمه گوگل]من باید اطمینان داشته باشم که قبل از ترک کشور، بدهی هایم را بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The captain ordered the crew to square away and sail before the wind.
[ترجمه ترگمان]ناخدا به ملاحان دستور داد که قبل از باد بادبان بزنند و بادبان بزنند
[ترجمه گوگل]کاپیتان دستور داد که خدمه به میدان برسد و قبل از باد بروی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We must square away before the professor comes and gives us a lecture.
[ترجمه ترگمان]قبل از این که استاد بیاید و یک سخنرانی به ما بدهد، باید از اینجا برویم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه پروفسور می آید و باید یک سخنرانی را به ما بگوید، باید پیش برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Before leaving your rooms, please square away your room and lock your and door.
[ترجمه ترگمان]قبل از آنکه اتاق شما را ترک کنم، لطفا اتاق خود را دور کنید و در و your را قفل کنید
[ترجمه گوگل]قبل از خروج از اتاق خود، لطفا مربع اتاق خود را انتخاب کنید و قفل خود و درب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I need to call Jessica today to square away the plans for our date tomorrow night.
[ترجمه ترگمان]من باید امروز به جسیکا زنگ بزنم تا برنامه our رو فردا شب عوض کنم
[ترجمه گوگل]من باید امروز جسیکا را فراخوانی کنم تا فردا شب برنامه های خود را در اختیار شما قرار دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Our captain ordered us to square away and sail before the wind.
[ترجمه ترگمان]ناخدای ما به ما دستور داد که در مقابل باد حرکت کنیم و بادبان بکشیم
[ترجمه گوگل]کاپیتان ما دستور داد ما را به میدان برسانیم و قبل از باد بجنگیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• set the sails into the wind, unfurl sails

پیشنهاد کاربران

جفت و جور شدن
سر و سامان دادن به چیزی
ردیف کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما