پیشنهادهای learner (٧,٢١٥)
واجد شرایط بودن، پذیرفتنی بودن
سه سوت
acid : معنی تند و کنایه آمیز، گزنده، نیش دار، بدخلق، بدقلق هم میده
stars in one's eyes : چشمان آدم از هیجان و خوشحالی برق بزنه به نقل از جناب نیما چوبین : If someone has stars in their eyes, they are very hopeful ...
چشمان آدم از هیجان و خوشحالی برق بزنه به نقل از جناب نیما چوبین : If someone has stars in their eyes, they are very hopeful and excited about thin ...
مثل دو زاری خودمون - دو ریالی
clatter : صدای به هم خوردن ظروف چینی، صدای تلق تلق، تق تق کردن، تلق تلق کردن، به تلق تلق در آوردن، کرپ کرپ کردن، سر و صدا، بیا و برو، هیاهو، جغ جغ یا ...
نقل از جناب آقای کتابدار : my commiserations : برای تسلیت گفتن یا همدردی کردن My commiserations on your team's loss. همدردی مرا به خاطر شکست تیم ...
یک معنی pool : ( در قمار ورق ) بانک، پول وسط، ( انگلیس ) مسابقه ی بیلیارد سرپول، بیلیارد شرطی، ( اسب دوانی و لاتاری و غیره ) جمع مبلغ شرط بندی شده
یک معنی pool : ( در قمار ورق ) بانک، پول وسط، ( انگلیس ) مسابقه ی بیلیارد سرپول، بیلیارد شرطی، ( اسب دوانی و لاتاری و غیره ) جمع مبلغ شرط بندی شده
یک معنی pool : ( در قمار ورق ) بانک، پول وسط، ( انگلیس ) مسابقه ی بیلیارد سرپول، بیلیارد شرطی، ( اسب دوانی و لاتاری و غیره ) جمع مبلغ شرط بندی شده
دوستان این اصطلاح با اصطلاح فارسی * فلانی بانمکه ، بَهمانی نمک خانواده ماست * کاملا متفاوته . در گذشته های دور استخراج نمک کاری بسیار سخت بوده و ن ...
castle in the sky
شتر در خواب بیند پنبه دانه ، گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه معنی تحت الفظی : قصری در آسمان - دژی در آسمان
مراجعه به مدخل : castle in the sky
یک معنی stand : ( در رستوران و غیره ) مهمان کردن، پول شخص دیگر را دادن
به نقل از جناب کتابدار : پذیرش نتایج اقدامات یا انتخاب های خود. این عبارت معمولاً در جملاتی استفاده می شود که به افراد یادآوری می کند که باید از ا ...
به نقل از جناب کتابدار : پذیرش نتایج اقدامات یا انتخاب های خود. این عبارت معمولاً در جملاتی استفاده می شود که به افراد یادآوری می کند که باید از ا ...
به نقل از جناب کتابدار : پذیرش نتایج اقدامات یا انتخاب های خود. این عبارت معمولاً در جملاتی استفاده می شود که به افراد یادآوری می کند که باید از ا ...
خودکرده را تدبیر نیست - خودکرده را چاره چیست ؟
خودکرده را تدبیر نیست - خودکرده را چاره چیست ؟
خودکرده را تدبیر نیست - خودکرده را چاره چیست ؟
جانبی - فرعی نه اصلی مراجعه به مدخل : bit on the side
all and sundry : همه کس ، مرد و زن ، پیر و جوان
یک نمونه از جمله معروف * هدف وسیله را توجیه می کند * برای این گروه افراد مهم دستیابی به منابع ، به هر قیمتی، است .
دوستان، معنی تحت الفظی میشه پوست خر را کندن و منظور اینه که بلانسبت کسی را خر فرض کردن و پوستش را کندن. یعنی کلاه سرش گذاشتن ، کلاهش را برداشتن . ...
skin a donkey : دوستان، معنی تحت الفظی میشه پوست خر را کندن و منظور اینه که بلانسبت کسی را خر فرض کردن و پوستش را کندن. یعنی کلاه سرش گذاشتن ، کلاهش ...
port : یک معنی : ( شراب قرمز و شیرین ) : sweat wine
thank god for small mercies : برای نعمتهای کوچک خدا را شکر
TGIF
until hell freezes over : عمرا - ابدا - هرگز معنی تخت الفظی : وقتی که جهنم یخ بزند
until hell freezes over : عمرا - ابدا - هرگز معنی تخت الفظی : وقتی که جهنم یخ بزند
until hell freezes over : عمرا - ابدا - هرگز معنی تخت الفظی : وقتی که جهنم یخ بزند
until hell freezes over : عمرا - ابدا - هرگز معنی تخت الفظی : وقتی که جهنم یخ بزند
a question of time a matter of time : دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره ، من مرده شما زنده این اتفاق می افته
a question of time a matter of time : دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره ، من مرده شما زنده این اتفاق می افته
مراجعه به مدخل give a run for money
یک معنی quarter : امان، زینهار، گذشت است
مراجعه به مدخل : pay one's dues حالت کلی .
زیبایی از دید افراد مختلف متفاوته در زمانهای قدیم فکر می کردند زن تپل، زیباست و از زنان قد بلند خوششان نمی آمد . الان ملاک زیبایی قد بلند و لاغر بود ...
beuty is in the eyes of the beholder : زیبایی از دید افراد مختلف متفاوته در زمانهای قدیم فکر می کردند زن تپل، زیباست و از زنان قد بلند خوششان نمی آم ...
beholder : بیننده - شاهد
beholder : بیننده - شاهد
beholder : بیننده - شاهد
مراجعه شود به مدخل : wear one's heart on one's sleeve
مراجعه شود به مدخل : wear one's heart on one's sleeve
مراجعه شود به مدخل : wear one's heart on one's sleeve
مراجعه به مدخل : wear one's heart on one's sleeve
مراجعه به مدخل : wear your heart on your sleeve
مراجعه به مدخل : pull oneself together