به نقل از جناب آقای کتابدار :
[سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن.
این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی به جای تلاش خود، از موفقیت، قدرت یا جایگاه شخص دیگری برای پیشرفت استفاده می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
۱. He became famous by riding on his father's coat - tails.
( او با سوار شدن بر موج موفقیت پدرش مشهور شد. )
۲. She didn't want to get the job just by riding on someone else's coat - tails.
( او نمی خواست شغلش را فقط با استفاده از نام و شهرت شخص دیگری به دست آورد. )
۳. The politician accused his opponent of riding on the party's coat - tails.
( سیاستمدار رقیبش را متهم کرد که از موج موفقیت حزب استفاده می کند. ) ]
coattails : a man's coat - tails are the two long parts at the back of a formal coat.
if you ride on the coat - tails of someone or something, you take advantage of something that they have done, without making any real effort yourself.
[سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن.
این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی به جای تلاش خود، از موفقیت، قدرت یا جایگاه شخص دیگری برای پیشرفت استفاده می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
( او با سوار شدن بر موج موفقیت پدرش مشهور شد. )
( او نمی خواست شغلش را فقط با استفاده از نام و شهرت شخص دیگری به دست آورد. )
( سیاستمدار رقیبش را متهم کرد که از موج موفقیت حزب استفاده می کند. ) ]
راه خود را گرفتن و رفتن
Ex. The riders of the hunt silently rode on.
سواران شکار بی سروصدا راهشان را گرفتند و رفتند.
سواران شکار بی سروصدا راهشان را گرفتند و رفتند.
### معنی در فارسی:
وابسته بودن به چیزی / به نتیجهٔ چیزی بستگی داشتن
یعنی موفقیت، امید، یا نتیجهٔ چیزی، به یک عامل خاص بستگی داره.
- - -
### مثال ها با ترجمه:
1. Everything rides on this exam.
... [مشاهده متن کامل]
همه چی به این امتحان بستگی داره.
2. His future rides on that interview.
آینده اش به اون مصاحبه وابسته ست.
3. Their success rides on how well they work together.
موفقیتشون بستگی داره به اینکه چقدر خوب با هم کار کنن.
4. A lot is riding on this decision.
خیلی چیزها به این تصمیم بستگی داره.
chatgpt
وابسته بودن به چیزی / به نتیجهٔ چیزی بستگی داشتن
یعنی موفقیت، امید، یا نتیجهٔ چیزی، به یک عامل خاص بستگی داره.
- - -
### مثال ها با ترجمه:
... [مشاهده متن کامل]
همه چی به این امتحان بستگی داره.
آینده اش به اون مصاحبه وابسته ست.
موفقیتشون بستگی داره به اینکه چقدر خوب با هم کار کنن.
خیلی چیزها به این تصمیم بستگی داره.
وابسته بودن، بستگی داشتن
مثال:
My business is riding on you talking to your sister.
شغل من بستگی به صحبت تو با خواهرت داره.
مثال:
شغل من بستگی به صحبت تو با خواهرت داره.
سوار شد
سوار شدن
به نقل از کمبریج:
to need something to make a result happen
مثال:
. The future of the company is riding on the new management
مثال:
به نقل از هزاره:
وابسته بودن به
منوط بودن به
وابسته بودن به
منوط بودن به
منوط به
بستگی داشتن